<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061</id><updated>2011-07-08T16:06:30.913+04:30</updated><category term='زنان در بهشت در آموزه های قرآنی'/><category term='مظلوم هميشه تاريخ'/><category term='عاشوراء، سنغال، مواضع العلماء ، یوم حزن دون فرحه'/><category term='نظام سیاسی شیعی، نظام ولایی، مرجعیت، ولایت فقیه، رهبریت'/><title type='text'>somomus</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>55</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2420094290481836882</id><published>2010-08-27T02:51:00.000+04:30</published><updated>2010-08-27T02:52:41.232+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نظام سیاسی شیعی، نظام ولایی، مرجعیت، ولایت فقیه، رهبریت'/><title type='text'>گذار از مرجعیت به رهبریت</title><content type='html'>&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;شاید بتوان جریان شیعی را در اسلام، سیاسی ترین تفکر و اندیشه در میان جریان ها و مذاهب اسلامی بر شمرد؛ زیرا خاستگاه این جریان به مساله خلافت باز می گردد که مساله رهبری نظام سیاسی در اندیشه سیاسی اسلامی است.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;جریان شیعی هر چند که پیش از سقیفه با اشارات، کنایات و تصریحات پیامبر(ص) به ویژه در غدیر خم، شکل گرفته و وجود داشت، ولی در سقیفه و جریانات پس از آن و مخالفت امیرمومنان علی(ع) و بنی هاشم، به عنوان گفتمان رقیب خلافت انتخابی در عرصه سیاسی دولت اسلامی مطرح می شود و با نظریه نظام ولایی خود را از جریان خلافت انتخابی و قبیله گی قریش جدا و باز تعریف می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;نظام سیاسی ولایی، در طول عصر حضور امامان معصوم در سه سده می کوشد تا از لحاظ نظری و کلامی خود را تبیین کند و در برخی از دوره ها به نظریه نظام سیاسی ولایی، عینیت بخشد. هر چند که نتوانست در این تجلیات خویش، چنان که بایسته و شایسته است، نظام سیاسی ولایی را به جامعه اسلامی نشان دهد و معرفی نماید ولی برخی از محورهای اساسی این تفکر سیاسی و اندیشه اسلامی توانست در مدتی کوتاه این را اثبات کند که محور نظام ولایی، بر عدالت جامع و فراگیری است که حتی مدعیان دین و ایمان را توان همراهی با آن نیست. این گونه است که نزدیک ترین یاران فکری و نظری حضرت امیرمومنان علی(ع) در مقام عمل از عدالت دولت ولایی سر باز می زنند و به مخالفت و حتی جنگ با آن می پردازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در این دوره تلاش جریان شیعی بر این بود تا مساله امامت و ولایت الهی و انتصابی را از نظر کلامی در جامعه اسلامی باز تعریف نماید و آن را در برابر گفتمان حاکم سنی، به عنوان رقیب مطرح کند. از این روست که جنبه نظری و کلامی مباحث بر جنبه های دیگر می چربد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;این مساله ادامه می یابد تا این که امام باقر و صادق(ع) در یک فضای باز سیاسی به دنبال بحران مشروعیت دولت اموی و جنگ های داخلی علیه آن، توانستند به جنبه های دیگر نظریه نظام سیاسی ولایی بپردازند و افزون بر تبیین کامل کلامی و اعتقادی این نظریه قرآنی و وحیانی، ابعاد فقهی و قانونی نظام را تبیین و تحلیل کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در حوزه عمل سیاسی نیز با ایجاد دانشگاه علمی – کاربردی، گروه های متشکل و سازمان یافته ای را به عنوان کادرهای نظام سیاسی ولایی در سرتاسر عالم اسلامی آن روز پدید آورند و نظام وکالت شیعی را ایجاد و گسترش دهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;از آن جایی که فلسفه مشروعیت نظام خلافت انتخابی و قبیله ای که در عصر اموی به خلافت موروثی و سلطنتی کسرایی تبدیل شده بود، مباحث کلامی سنی بود، جریان شیعی فلسفه مشروعیت نظام ولایی را تبیین می کند و در برابر قوانین و مقررات نظام سیاسی سنی، قوانین و مقررات نظام سیاسی ولایی را بیان می کنند. بسیاری از این مباحث کلامی و قوانین و مقرراتی که از سوی امامان معصوم(ع) در این عصر بیان می شود، ناظر به مباحث کلامی و قوانین دولت و گفتمان سنی است. از این روست که برخی از جمله آیت الله برجرودی به یک معنا کلام و فقه شیعی را حاشیه و ناظر بر کلام و فقه سنی می داند. این بدان معناست که برای درک و فهم کامل و تمام کلام و فقه شیعی می بایست، گفتمان حاکم تحلیل و تبیین شود. از این جاست که بزرگ ترین دانشمندان شیعی کسانی هستند که به کلام و فقه مقارن توجه داشته و بدان پرداخته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در دوره های متاخرتر، تلاش بر آن بود تا نظام وکالتی که در عصر گذار از دولت اموی به عباسی ایجاد شده بود، تقویت و گسترش یابد. در این دوره وکلای امامان(ع) تنها به حوزه مباحث اعتقادی و کلامی بسنده نمی کردند بلکه به حوزه قوانین و مقررات نیز توجه داشتند. این گونه است که برخی از وکیلان مامور می شوند در مسجد نشسته و به فقه و قوانین نظام ولایی فتوا دهند و به نقد و تحلیل قوانین و فقه دولت خلافتی بپردازند. این در حالی است که بخشی دیگر ماموریت می یابند تا هم چنان مشروعیت نظام خلافتی حاکم را با مباحث کلامی و اعتقادی به چالش بکشانند. در این باره می توان به نمونه های تاریخی چون زراره و یونس در فقه و هشام در کلام و اعتقادات اشاره کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در همین دوره تحول و تطور جریان شیعی است که نظام وکالت ماموریت جمع آوری خمس و دیگر وجوهات شرعی را به عهده می گیرد تا دستگاه و نظام ولایی بتواند، تشکیلات منسجم تر و قوی تری را ایجاد کند. آثار این حرکت موجب می شود تا دولت هارون رشید به خشم آید و امام موسی کاظم(ع) را به مدت 7 تا 14 سال به سیاه چال افکند و هر گونه ارتباط میان امام و امت را از میان بردارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;تاثیرات این حرکت چنان است که در دوره مامون، دولت عباسی ناچار می شود تا برای مدیریت و مهار جریان شیعی و پیروان نظام ولایی و مشروعیت آن، امام علی بن موسی الرضا(ع) را به ولایت عهدی خود برگزیند تا این گونه نظام خلافت نامشروع سلطنتی و قبیله ای خود را مشروعیت بخشد. با این همه رفتارهای و کنش ها و واکنش های امام (ع) موجب می شود تا بر خلاف خواسته و اهداف مامون، جریان شیعی قوی تر و منسجم تر شود و از یک حرکت زیرزمینی و کوچک به یک حرکت آشکار و رقیب جدی تبدیل شود به گونه ای که جریان خلافت نتواند مهار جریان شیعی را جز به بازداشت خانگی رهبران و امامان آن در لشکرگاه های سامراء مدیریت نماید.&lt;span style="mso-spacerun: yes"&gt;  &lt;/span&gt;این گونه است که از نظر مشروعیت رسواتر از پیش می شود و در هر گوشه ای نظام خلافت به چالش کشیده می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;تطور و تحول اندیشه سیاسی شیعی در عصر غیبت&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;با آغاز عصر غیبت، عملا مدیریت جریان شیعی به دست فقهیان می افتد. در این دوره فقیهان می کوشند تا با حفظ نظام وکالت که اکنون به شکلی سازمان یافته تر در ابعاد گوناگون فعالیت می کردند، آن را در همه جهات تقویت کنند. عصر کوتاه نیابت خاص با چهار نایب موجب شد تا کادرهای متخصص مدیریت جریان شیعی را به دست گیرند. پس از آن فقیهان در قالب نیابت عمومی همان روند رو به رشد را ادامه می دهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در دو حوزه کلامی و فقهی، تلاش های جدی برای تبیین نظام ولایی صورت می گیرد و فقهیان بزرگی چون شیخ طوسی پدید می آیند و حوزه های شیعی در بغداد، نجف و ری و قم می کوشد تا ابعاد نظری نظام ولایی را برای شیعیان به شکل باز و روشن تر تبیین و تحلیل نمایند و توصیه های برای مدیریت تشکیلات شیعی بیان کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در این دوره عصر مجتهدین به معنای واقعی پدید می آید که در بسیاری از موارد در مقام افتا و حتی قضا می نشیند و به داوری و حکم قضایی در نزاع های برخاسته در میان شیعیان می پردازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;مهم ترین تحول در اندیشه سیاسی شیعی زمانی رخ می دهد که برخی از شیعیان قدرت را در بغداد به دست می گیرند و می کوشند تا دولت اعتقادی شیعی را به وجود آورند. دولت های علویان مازندران و سپس دولت آل بویه در بغداد را می توان نمونه های از دولت های اعتقادی شیعی معرفی کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;با این همه دولت های موجود شیعی که برخاسته از تشکیلات وکلاء بود، نتوانست دولت فقهی شیعی را نیز پدید آورد. از این روست که هم چنان دولت های شیعی موجود به مباحث کلامی توجه داشتند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;دومین تحول بزرگ، معاصر دولت عثمانی در خراسان رخ داد. در این زمان علی بن موید سربداری بر آن شد تا افزون بر دولت اعتقادی شیعی، دولت فقهی شیعی را نیز ایجاد کند. این گونه شد که از شهید اول خواست تا از لبنان عثمانی به ایران و خراسان آید و به عنوان مجتهد شیعی و نایب عام امام زمان(عج) دولت شیعی را با نظام و قوانین و مقررات شیعی مدیریت و رهبری نماید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;هر چند که شرایط برای این تحول به طور کامل مهیا نبود، ولی وی توانست با نگارش نخستین قانون اساسی بر اساس تفکر سیاسی و نظام ولایی ، زمینه را برای تحولات و تطورات آینده فراهم آورد. لمعه دمشقیه را شاید بتوان مهم ترین تحول در نگارش فقه شیعی نیز دانست، زیرا محور تمام احکام و قوانین آن، حاکم شرعی است که مجتهد و فقیه است و همین مجتهد و فقیه است که به نظام سیاسی مشروعیت می بخشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;شاید بتوان این دوره را به دوره درخواست های بنی اسرائیل از پیامبرانشان همانند دانست که خواهان ایجاد حکومت و ملک ویژه یهودیان بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;چنان که گفته شد، شرایط برای این تحول از لحاظ نظری و فکری فراهم بود ولی از لحاظ عملی شرایط چنین تحول بزرگ فراهم نبود. مدت یک سده یا بیش تر به درازا کشید تا این که زمینه برای ایجاد نظام سیاسی ولایی بر اساس اندیشه های شیعی با ترکیب شاه و فقیه فراهم آمد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;سومین تحول عظیم را در عصر صفوی شاهد هستیم. در این دوره است که نظام اعتقادی و فقهی شیعی در شکل حکومت خود را نشان می دهد. فقهیان این عصر دیگر تنها مجتهد و فقیه نیستند بلکه دارای ولایتی هستند که از سوی معصومان(ع) به ایشان تنفیذ شده است و از آن به نیابت و ولایت عامه تعبیر می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;این دوره و عصر را می بایست همانند دوره طالوت دانست؛ زیرا در این دوره چنان که قرآن گزارش می کند، قدرت در اختیار ملک و شاهی است که زیر نظر مستقیم پیامبری فعالیت می کند. محقق کرکی در این عصر از مهم ترین فقیهان شیعی است که در نقش پیامبری و امام مجوز مشروعیت دولت های شیعی را صادر می کند و حکومت ترکیبی فقیه + شاه همانند عصر طالوت ایجاد می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;این دوره تا عصر امام خمینی (قده) ادامه می یابد. در این دوره است که تحولات عظیمی که در دولت های صفوی و افشاری و قاجاری می افتد، زمینه را برای گذار از عصر فقهیان مرجع به فقیه رهبر و ولی فقیه مطلق فراهم می آورد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;دیدیم که فقهیان در یک فرآیندی از روایت گران به وکیلان می رسند و سپس از مجتهدان به صاحبان ولایت تغییر چهره می دهند. البته در دوره ای که مجتهدان به عنوان صاحبان واقعی ولایت می باشند و از نیابت عام در این حوزه برخوردار می باشند، به شکلی مرجعیت دارند که حتی شاه و ملک می بایست برای مشروعیت خویش به ایشان رجوع کند. در آغاز دوره مرجعیت، مراجع متعددی بودند که ولایت و نیابت داشتند، ولی در یک فرآیندی به مرجعیت مطلق و فراگیر می رسند که نمونه بارز آن را می توان در میرزای بزرگ شیرازی صاحب فتوای مشهور علیه کمپانی رژی دید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;مرجعیت مطلق، هر چند که اجتهاد دیگر فقهیان را می پذیرد ولی اجازه نمی دهد تا در مسایل اجتماعی و کلان وارد شوند، بلکه این مرجعیت مطلق است که در همه حوزه ها از نظامی و اقتصادی گرفته تا موارد دیگر ، فرمان صادر می کند. دیگر سخن از اجتهاد و فتوا نیست بلکه سخن از فرمان است؛ چنان که دیگر تنها مسایل فردی با احتیاط های بسیاری نیست بلکه فرمان های شاهانه و مقتدرانه ای است که حتی ملک و شاه را تحت تاثیر اراده خود قرار می دهد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;گذار از مراجع به مرجعیت مطلق بسیار سخت و توانفرسا بود ولی به سبب افزایش دامنه وسیع اختیارات و حوزه عمل، بسیاری از مراجع خواسته و ناخواسته بر اساس فرمان امامان(ع) خود را ملزم به اطاعت می دیدند. در این دوره بسیاری از مراجع در کشورهای دیگر تابع مرجعیت مطلق بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در همین دوره دیگر، مرجعیت خاص کشور و شهر و مانند آن نبود بلکه همه شیعیان جهان را در بر می گرفت. به این معنا که مرجعیت مطلق دایره نفوذش به همه کشورها و شیعیان جهان کشیده شده بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;مرحله ای که امام خمینی (ره) بنیانگذار آن بود، گذار از مرجعیت مطلق به رهبری و سپس رهبری مطلق و ولایت مطلق بر جهان است. امام خمینی با تشکیل حکومت اسلامی بر اساس ولایت فقیه، همانند دولت داودی و سلیمانی عمل کرد. در این دوره است که شاه و فقیه یکی می شوند؛ چنان که حضرت داود(ع) هم پیامبر و هم شاه و قاضی و حاکم بود. در اواخر عصر خمینی و آغاز عصر خامنه ای ، رهبریت فقیه به همه جهان تشیع با مرکزیت جمهوری اسلامی کشیده می شود. از این لحاظ می توان آن را همانند عصر حکومت جهانی حضرت سلیمان نبی(ع) دانست. از این جاست که رهبران شیعه در همه جای جهان هم چون سید حسن نصرالله رهبر حزب الله به صراحت اعلام می دارد که حضرت آیت ا لله امام خامنه ای (مدظله العالی) مقتدا و ولی فقیه اوست و کسانی دیگر در هند و پاکستان و نیجریه و اروپا و آمریکا هم چون او این معنا را مورد تاکید قرار می دهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;گذار سخت از مرجعیت مطلق به رهبریت جهانی مطلق&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;هر چند دوران گذار از هر یک از مراحل گذشته برای بسیاری سخت و دشوار بوده است، ولی بی گمان گذار از مرجعیت مطلق به رهبری مطلق و جهانی سخت تر و دشوارتر است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;با نگاهی به عصر وکیلان می بینیم که افرادی چون ابو حمزه بطائنی و فرزند علی حاضر نمی شوند تا امامت علی بن موسی الرضا (ع) را بپذیرند؛ زیرا در زمانی که امام موسی(ع) در زندان بود، وجوهات و اموال کلانی در نزد ایشان گرد آمده بود. از این روست که مدعی وقف شدند و به نام واقفیه در تاریخ شیعی معروف گشتند. ایشان حاضر نبودند تا از مقام ومنزلت و ثروت خویش چشم پوشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;در زمانی که هر یک از مراجع خود به عنوان نایب الامام (عج) مدیریت و مرجعیت و وکالت داشت، قدرت و ثروت و امتیازاتی ایجاد می شود که اشخاص حاضر نیستند با آن کنار آیند. این گونه است که مقام و ثروت نمی گذارد تا با مرجعیت مطلق کنار آیند. اما شرایط به هر حال به گونه ای عمل می کند که اگر ایشان نخواهند همراه شوند از سوی امام(عج) و مومنان کنار زده می شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;اکنون در عصر ولایت فقیه مشروعیت هر اقدام متوقف به فرمان اوست. بنابراین هر کسی بخواهد مشروعیت خود را حفظ کند می بایست با این ولایت مطلق فقیه که به شکل رهبری مطلق و جهانی عمل می کند کنار آید؛ زیرا این حرکت است که می تواند زمینه ساز دولت جهانی امام زمان(عج) و رهبری مطلق او باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;اکنون شیعیان جهان نیازمند آن هستند تا رهبری در قامت ولایت مطلق فقیه، مدیریت جهانی شیعه را در نظام سیاسی ولایی تجربه کند. بنابراین همان گونه که تا دیروز هر کسی ولایت می یافت و به عنوان حاکم شرعی ، حدود و دیات و تعزیرات را اجرا می کرد و یا حکم به رمضان و یا عید فطر و رمضان می داد، دارای ولایت بود و همه مراجع و فقهیان لازم به اطاعت و تبیعت از حاکم شرع بودند، اکنون نیز می بایست همه خود را در اختیار رهبری جهانی گذارند و حکم جهانی او را به اجرا در آورند و مخالفت با ایشان یا مصادره وجوهات شرعی بی اذن ایشان می تواند به عنوان مخالفت با امام زمان(عج) تلقی شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;دیگر زمان آن است که وجوهات در دست رهبر جهانی و ولی فقیه قرار گیرد و دیگران در حدود همان وکیلان ایشان عمل کنند. هر چند که چنین گذاری برای بسیاری سخت و دشوار است ؛ چنان که با حضور امام زمان(عج) برای بسیاری پذیرش ولایت ایشان دشوار می شود و تن به ولایت نمی دهند و می خواهند هم چون ابوحمزه بطائنی وقف کنند. بی گمان یهودیان مدینه در انتظار پیامبر آخرالزمان (ص) بودند ولی به خاطر از دست دادن ثروت و قدرت و امتیازات دنیوی حاضر به پذیرش رسالت و ولایت ایشان نشدند. نشود که ما نیز این گونه سخت با ولایت فقیه مطلق و در آینده با ولایت امام زمان(عج) کنار آییم و یا به مخالفت با ایشان برخیزیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="FONT-FAMILY: 'Arial', 'sans-serif'; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi" lang="FA"&gt;این بحث به همین جا ختم نمی شود و مطالب دیگری است که در فرصتی دیگر با ادله و شواهد قرانی و فقهی و روایی و تاریخی پی گرفته می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN: 0cm 0cm 10pt" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style="font-family:Calibri;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2420094290481836882?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2420094290481836882/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2420094290481836882' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2420094290481836882'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2420094290481836882'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='گذار از مرجعیت به رهبریت'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-7320259260421034299</id><published>2010-05-11T14:03:00.001+04:30</published><updated>2010-05-11T15:10:08.344+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عاشوراء، سنغال، مواضع العلماء ، یوم حزن دون فرحه'/><title type='text'>عاشوراء فی السنغال</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;کان یوم عاشوراء فی السنغال یوم فرح و احتفال اما الان فتغیر و صار یوم عزاء و ماساة ذلك لإستشهاد سبط الرسول(ص) سيدنا الحسين بن علي بن ابي طالب(ع) و ابن فاطمة الزهراء(س) و محمد بن عبدالله(ص) سید شباب اهل الجنة.&lt;br /&gt;قد قام علماء البلد ضد التصرفات الجاهلیة التی کانت یتمارسون الناس جهالة ای ضد هذه البدع التی یتصرف بها المسلمون فی عاشوراء فی السنغال ؛ لذلک کان یدعو العلماء جمیع المسلمین ان یراجعوا بسیرة النبویة الشریفة و لایتوارطوا فی هذه الشبهات و البدع. قد قام الشریف محمد الشاهدی بمبادرة ضد هذه البدعة فی السنغال و اجابه العلماء و وافقوه علی تلک المبادرة. فیمایلی یاتی نصوص رسالات العلماء فی هذه المناسبة و ردودهم.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;نص رسالة الشریف محمد الشاهدی الرضوی الی الشیوخ السنغالی و ردودهم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;الحمدلله رب العالمین، ثم الصلاة و السلام علی اشرف الخلق و اعز المرسلین سیدنا و نبینا محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و اصحابه الکرام المیامین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین.&lt;br /&gt;سماحة‌ العلامة الشيخ الحاج بو محمد كونتا، الخليفة العام للطريقة القادرية في السنغال،&lt;br /&gt;السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته،&lt;br /&gt;أما بعد فإنه نظرا إلي أن اليوم العاشر من شهر المحرم الحرام هو اليوم الذي أستشهد فيه سبط الرسول الأكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) الإمام الحسين بن علي بن أبي طالب (ع) في السنة 61 الهجرية، و إلي أن المسلمين كلهم يحبون آل الرسول(ص) و يكنون لهم إحتراما خاصا، فهل يجوز للمسلمين أن يحيوه بالأفراح التي نراهم يقومون بها في مثل هذا اليوم في كل سنة، أفيدونا أفادكم الله تعالي.&lt;br /&gt;السید محمد الشاهدی الرضوی&lt;br /&gt;مدیر حوزة الرسول الاکرم (ص) فی مدینة دکار&lt;br /&gt;يوم الخميس 26 رمضان 1427&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;نص الاجابة من الحاج مام بومحمد کونتا الخلیفة العام للطائفة&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;br /&gt;الحمد لله الذي بنعمته تتم الصالحات والصلاة و السلام علي أشرف خلقه سيدنا محمد بن عبد الله و اله الطاهرين و أصحابه الهداة الميامين.&lt;br /&gt;و بعد:&lt;br /&gt;السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته&lt;br /&gt;إن ليوم عاشوراء من شهر المحرم الحرام من الأهمية ما لا يخفي علي أحد من المسلمين، حيث أنه يمثل أكبر مأساة انسانية عرفها التاريخ البشري، و ذلك لإستشهاد سبط الرسول(ص) سيدنا الحسين بن علي بن ابي طالب.&lt;br /&gt;و علي هذا لا ينبغي أن يكون هذا اليوم يوم فرح و إحتفال، بل يجب علي المسلمين أن يخلدوه بكل ما يستحقه من خشوع و تضرع إلي العلي القدير و صلوات علي رسول الانسانية سيدنا محمد صلي الله عليه و آله و صحبه و سلم.&lt;br /&gt;السلام عليكم و رحمة الله و بركاته&lt;br /&gt;الحاج مام بو محمد كونتا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;نص الاجابة الشریف الشیخ محی الدین ابن العربی حیدره ابن شیخنا الشیخ محفوظ الخلیفة العام المحفوظی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;احییکم بتحیة اسلامیة تحیة من عندالله سبحانه و تعالی مبارکة و اسال الله الباری ان یطیل عمرنا جمیعا بالعافیة و السعادة و التوفیق فی الدارین بمحمد و آله الطیبین الطاهرین.&lt;br /&gt;و بعد: انه لشوق عظیم ان اجیب سماحتکم تلک الرسالة المحزونة التی ارسلتها الی ، الا و هی رسالة تتکلم عن مصیبة الکبری التی وقعت علی امة الاسلام برمتها و اهل بیت النبویة خاصة ، هی قتل جدنا الحسین و ابناء اخیه الحسین علیهما السلام الذین قد تواترت النصوص الواردة عن الرسول (ص) بشانهما و هی تعلن فضلهما و مکانتهما فی دنیا الرسالة و الامة.&lt;br /&gt;منها حیث قال النبی (ص): من احب الحسن و الحسین احببته و من احبتته احبه الله و من احبه الله عز و جل ادخله الجنة و من ابغضهما ابغضته و من ابغضته ابغضه الله و من ابغضه الله خلده فی النار.&lt;br /&gt;و ایضا ان النبی(ص) لما ولد حسینا قد وضعه فی حجرته و بکی و قال (ص) تقتله الفئة الباغیة من بعدی لاینالهم شفاعتی..&lt;br /&gt;و قال (ص) ایضا: ان قتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین لاتبرد ابدا.&lt;br /&gt;کل هذه الاحادیث یدل عل حزنه و اهتمامه و انه سیقتله مظلوما و سیحرر ذلک قلوب کل من کان مومنا الی یوم الدین. و الرسول هو افضل خلق الله و اعز المرسلین فکیف لایکون حزنه حزننا و بکاوه بکاونا ان کنا متبعین بسنته الشریفة و السنة لاتکون الا اتباع الرسول (ص) فی جمیع تصرفاته و قولیا و فعلیا و تکراریا کقوله تعالی " قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم"&lt;br /&gt;لذلک لاینبغی لمسلم مومن ان یجعل یوم قتل سبط الرسول الاعظم صلی الله علیه و آله و سلم یوم فرحة و برکته و عیده، بل نحن فی الاوائل ما کنا نعرف هذه البدع الذی یتصرف بها المسلمون فی عاشوراء و لا نعرف لماذا یتصرفون بتلک التصرفات.&lt;br /&gt;لذلک ندعوا جمیع المسلمین ان یراجعوا بسیرة النبویة الشریفة الحقیقة لان لایتوارطوا فی الشبهات.&lt;br /&gt;وفی الختام نسال الله جل و علی ان یهدی جمیع المسلمین بهدایة النبی المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم.&lt;br /&gt;والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته و دمتم بخیر&lt;br /&gt;الشریف الشیخ محیی الدین خلیفة عامة المحفوظی ابن العربی فی دار سلام جلول.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;اما اجابة الشیخ منتقی تال الخلیفة العام للشیخ عمر الفوتی تال و رئیس رابطة علماء الاسلام&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;والصلاة و السلام علی اشرف الخلق و اعز المرسلین سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المیامین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین.&lt;br /&gt;بمناسبة حلول شهر المحرم الحرام علی الامة الاسلامیة و نظرا لما یقوم بها بعض المفرطین من الاعمال التی لامکانة لها فی القرآن و السنة ، فاننا نتدد بها و نعارضها بشدة.&lt;br /&gt;اما اذا کان الناس یجتمعون بذکر الله و عبادته و اظهار حبهم برسول الله صلی الله علیه و سلم و اهل بیته و مواساتهم بما حل علیهم فی الیوم العاشر فنحن نستحسن به و نحث علیه .&lt;br /&gt;والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته&lt;br /&gt;من اخیکم فی الله&lt;br /&gt;الشیخ محمد المدنی تال&lt;br /&gt;المنسق العام لرابطة علماء الاسلام فی السنغال&lt;br /&gt;نیابة عن الشیخ منتقی بن احمد الخلیفة العام للشیخ عمر الفوتی تال و رئیس الرابطة &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-7320259260421034299?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/7320259260421034299/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=7320259260421034299' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7320259260421034299'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7320259260421034299'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='عاشوراء فی السنغال'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-8527847577133903643</id><published>2009-12-29T17:37:00.003+03:30</published><updated>2009-12-29T17:39:40.037+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; يكي از شيوه هاي جنگي، جنگ نرم است كه جنگ رواني شاخه اي از آن به شمار مي آيد. در  جنگ نرم، به جاي ابزارهاي جنگي متعارف چون توپ و تانك، از ابزارهاي فرهنگي  تاثيرگذار بر فكر وانديشه و عواطف و احساسات انساني بهره گرفته مي شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;با نگاهي به جريان شناسي جنگ نرم مي توان گفت كه اين شيوه جنگي، از  ديرباز مورد استفاده قرار گرفته و همواره از سوي انسان ها در جنگ ها به عنوان يك  ساز و كار موثر مورد توجه بوده است. تنها تفاوتي كه مي توان در ميان جنگ هاي نرم در  دوران گذشته و عصر معاصر يافت، تفاوت در ابزارها و روشهاي آن است و اصولا بهره گيري  از هر نوع ابزاري در جنگ نرم بر اين پايه و محور قرار مي گيرد كه بر انديشه و  احساسات مخاطب تاثيرگذاشته و او را مرعوب خود سازد و بي آن كه واكنشي از خود نشان  دهد، تسليم دشمن شده و يا در مسير خواسته هاي او گام بردارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;براساس اين فرضيه مي توان به سراغ آموزه هاي قرآني رفت و تحليل  قرآن را از جنگ نرم و مسايل و مباحث مربوط به آن را استخراج كرد. نويسنده در اين  مطلب با توجه به چنين پيش فرضي به سراغ آيات قرآني رفته تا نگرش قرآن را در اين  موضوع ارائه دهد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1331&amp;amp;Itemid=46"&gt;ادامه  مطلب…&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-8527847577133903643?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/8527847577133903643/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=8527847577133903643' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8527847577133903643'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8527847577133903643'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title=''/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-3943225880394841694</id><published>2009-07-09T10:54:00.001+04:30</published><updated>2009-07-09T10:54:37.962+04:30</updated><title type='text'>اطاعت از ولايت؛ چرا و چگونه؟</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;a href="http://lh5.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlWLPRLiMvI/AAAAAAAAASM/GjHF6y1brRI/s1600-h/imam_ali_1%5B2%5D.jpg"&gt;&lt;img style="border-right-width: 0px; display: inline; border-top-width: 0px; border-bottom-width: 0px; margin-left: 0px; border-left-width: 0px; margin-right: 0px" title="imam_ali_1" border="0" alt="imam_ali_1" align="left" src="http://lh3.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlWLQSIUpZI/AAAAAAAAASQ/vHctxvUzzZs/imam_ali_1_thumb.jpg?imgmax=800" width="244" height="184" /&gt;&lt;/a&gt; ولايت به يك معنا بنياد هستي است؛ زيرا رابطه درست و راستين ميان خدا و خلق در ولايت، معنا و مفهوم مي يابد. هركسي با تبيين موقعيت و سلوك خويش نشان مي دهد تا چه اندازه در مقام قرب و يا بعد از خداوند نشسته است. از اين رو مفاهيم ديگري چون اطاعت و طغيان، كمال و نقصان، ايمان و كفر، حب و بغض و مانند آن متأثر از ولايت خود را نشان مي دهد و ارزيابي مي شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;يكي از راه هاي سنجش ميزان و سطح ولايت پذيري چنان كه گفته شد، اطاعت و طغيان است؛ از اين رو هرگاه سخن از ولايت و درجات و سطوح مختلف آن مي شود، از ميزان اطاعت پذيري آن سخن به ميان مي آيد. نويسنده در اين مطلب كوشيده است تا تحليل و تبيين قرآن را نسبت به چرايي و چگونگي اطاعت از ولي الله را ارائه دهد و نسبت آن را با مسايل روز ازجمله ولايت فقيه و اطاعت از اولوالامر بيان كند. با هم اين مطلب را ازنظر مي گذرانيم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;¤ ¤ ¤&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;strong&gt;اطاعت، بهترين معيار سنجش&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;اگر بخواهيم ايمان شخصي را نسبت به كسي بسنجيم، مي بايست به ميزان اطاعت پذيري او توجه كنيم. شايد شما خود از اين دسته افراد باشيد و كساني را ديده باشيد كه به سبب علاقه و عشق زيادي كه نسبت به كسي دارند، مي كوشند تا سرتاپا خود را همانند وي كنند. اين (ديگري مهم) تمام روح و جانشان را اشغال كرده است. از اين رو همانندسازي را يكي از شيوه هاي ابراز علاقه و محبت خود نسبت به اسوه خويش قرار مي دهند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;اين افراد به سبب اين كه اسوه و (ديگري مهم) را انسان كامل مي يابند، راه و روش او را الگوي رفتاري خود قرار مي دهند و برآن هستند تا شخصيت خود را با شخص و شخصيت وي همسان و همانند گردانند. شگفت اين كه برخي از اين (ديگران مهم) و افرادي كه سرمشق قرار مي گيرند و اسوه و الگوي فرد مي شوند، تنها در امري موفق هستند و در بسياري از امور ديگر زندگي لنگ مي زنند و از شخصيت كامل و يا متعادلي برخوردار نمي باشند. به عنوان نمونه، الگوي شخص ممكن است فوتباليست برتر و يا خواننده اي معروف و يا ستاره فيلم هاي سينمايي باشد و در مسايل ديگر انساني حتي كم تر از حد انتظار ظاهر شده باشند، ولي شخص به سبب آن كه وي را در يك مسئله موردعلاقه خود كامل مي يابد، نه تنها او را در آن مورد، الگوي رفتاري قرار مي دهد بلكه در امور ديگري كه حتي شخص در آن امور بسيار عقب افتاده و ناقص است نيز سرمشق خود مي كند. از اين رو مي بينيم از الگوي خود حتي در مسايل اجتماعي چون رأي گيري و انتخابات هم پيروي مي كند و به كسي رأي مي دهد كه وي رأي داده است، اگر اين ارتباط ميان دونفر نزديك تر و ملموس تر باشد، مي بينيم كه در هر چيزي مطيع و گوش به فرمان وي است. از اين رو حتي برپايه شنيده ها و احتمالات، به خواسته هاي الگويي كه به نظر وي انسان وشخصيت كاملي است تن مي دهد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;از آن جايي كه ولايت در تحليل اسلامي و قرآني، بخش اصلي و بنيادين مفهوم ايمان است و ايمان و ولايت، امري باطني مي باشد، راه شناخت ولايت پذيري و ايمان اشخاص، با اموري چون اطاعت پذيري مي باشد. به اين معنا كه براي سنجش ايمان و دوستي هركسي نسبت به ولي الله مي بايست به اطاعت پذيري او توجه كرد. هرچه شخص مطيع تر و گوش به فرمان تر باشد دانسته مي شود كه اين شخص عشق و علاقه اي بيشتر دارد و نسبت به ولي الله ارادت و نزديكي بيشتري را احساس مي كند؛ زيرا ولايت در فرهنگ قرآني، ارتباط تنگاتنگي بامهر و محبت دارد و برهمين اساس و الگوست كه در تفسير ايمان واقعي گفته اند كه ايمان و كفر چيزي جز حب و بغض نيست و انسان هاي مؤمن نسبت به خدا و رهبران اسلامي كه از آنان به اولياي الهي ياد مي شود، دوستي و عشق مي ورزند و همين عشق و محبت باطني است كه آنان را به انسان هاي مطيع و گوش به فرماني تبديل مي كند كه اگر از آنها هرچه خواهند بي هيچ اما و اگري انجام مي دهند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;در روايتي است كه خراساني نزد امام صادق(ع) آمد و عرضه داشت: چرا شما حق خود را از خلافت ظاهري بازنمي ستانيد و قيام به حكومت و برپايي آن نمي كنيد؟ در اتاقي كه آن حضرت(ع) نشسته بود، كوره نانوايي بود و در آن آتشي افروخته شده بود. آن حضرت(ع) به خراساني فرمان مي دهد تا درون كوره رود. خراساني هراسان مي شود و به گمان آن كه خطايي از وي سر زده است پوزش خواهي مي كند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;دمي نمي گذرد كه يكي از ياران عاشق و باوفاي امام(ع) وارد مي شود. آن حضرت(ع) به صحابي خويش فرمان مي دهد تا به درون كوره نانوايي برود. صحابي، كفش هايش را زيربغل مي زند و از همان جا خود را به درون كوره مي افكند. خراساني حيران مي ماند كه اكنون اين صحابي در درون آتش كوره چه مي كند و چه مي شود. اما امام(ع) سرگرم گفت و گو مي شود و توجهي به صحابي خود نمي كند. دمي مي گذرد و چون امام نگراني را در چهره خراساني مي يابد به وي فرمان مي دهد تا برخيزد و درون كوره نانوايي بنگرد. خراساني وقتي به سركوره مي رود صحابي را در درون آتش نشسته مي يابد بي آن كه آتش به او زيان و آسيبي رسانده باشد. امام(ع) از خراساني مي پرسد: چندنفر صحابي از اين دست در خراسان داريم كه گوش به فرمان و مطيع محض ما باشند؟ خراساني مي گويد: اين گونه صحابي كسي در خراسان نيست.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;اين حكايت به خوبي نشان مي دهد كه ميزان ولايت پذيري شخص را مي بايست از ميزان و درجه اطاعت پذيري وي دانست. هرچه انسان نسبت به مولي و ولي الله نزديك تر و محبت و عشق وي در دل و جانش بيشتر باشد، اطاعت پذيري او نيز بيشتر خواهد بود و در انجام عمل و فرمان اولوالامر كمتر اما و اگر خواهد كرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font face="Tahoma"&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p align="left"&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;a href="http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1230&amp;amp;Itemid=46"&gt;ادامه مطلب…&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-3943225880394841694?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/3943225880394841694/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=3943225880394841694' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3943225880394841694'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3943225880394841694'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2009/07/blog-post_6617.html' title='اطاعت از ولايت؛ چرا و چگونه؟'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://lh3.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlWLQSIUpZI/AAAAAAAAASQ/vHctxvUzzZs/s72-c/imam_ali_1_thumb.jpg?imgmax=800' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-6424341622219020709</id><published>2009-07-08T19:22:00.001+04:30</published><updated>2009-07-08T19:22:32.870+04:30</updated><title type='text'>نقش راه و ترابری در توسعه</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;a name="OLE_LINK3"&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;a href="http://lh5.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlSyrEd4OwI/AAAAAAAAARs/aX-Zc7j8mmY/s1600-h/1_1%5B2%5D.jpg"&gt;&lt;img style="border-bottom: 0px; border-left: 0px; display: inline; margin-left: 0px; border-top: 0px; margin-right: 0px; border-right: 0px" title="1_1" border="0" alt="1_1" align="left" src="http://lh3.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlSyr3kztmI/AAAAAAAAARw/NUUvnUA7DZk/1_1_thumb.jpg?imgmax=800" width="244" height="178" /&gt;&lt;/a&gt; توسعه در لغت به معناي رشد تدريجي در جهت پيشرفته تر شدن، قدرتمندتر شدن و حتي بزرگترشدن است(فرهنگ لغات آكسفورد، 2001). ادبيات توسعه در جهان از بعد جنگ جهاني دوم مطرح و مورد تكامل قرار گرفت. هدف از توسعه در اين اصطلاح، كشف چگونگي بهبود شرايط كشورهاي جهان سومي است تا شرايط مناسبي همچون كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته براي آن ها فراهم آيد.&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;برخي توسعه را كوششي براي ايجاد تعادلي تحقق نيافته يا راهكاري در جهت رفع فشارها و مشكلاتي دانسته اند كه پيوسته بين بخش هاي مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود دارد. البته اين معنا از توسعه حتي در كشورهاي به اصطلاح توسعه يافته نيزوجود ندارد؛ زيرا عنصر اصلي اين تعريف عدالت و ايجاد تعادل است كه حتي در كشورهاي به اصطلاح متمدن و توسعه يافته علمي وفني نيز نمي توان آن را يافت. به عنوان مثال حتي در كشورهاي پيشرفته نيز، پيشرفت فكري و اخلاقي انسان با پيشرفت هاي فني و علمي همساني ندارد؛ چنان كه فرهنگ عامه با فن آوري هاي وسايل ارتباط جمعي هماهنگي ندارد و توزيع ثروت و علم نيز با تفاوتي فاحش، محسوس و ملموس است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;از اين روست كه برخي چون بروكفليد در تعريف توسعه گام از توسعه تمدني فراتر نهاده و به توسعه همه جانبه توجه مي دهند. وي مي گويد: توسعه را بايد برحسب پيشرفت به سوي اهداف رفاهي نظير كاهش فقر، بيكاري و نابرابري تعريف كنيم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;به طور كلي توسعه جرياني است كه در خود تجديد سازمان و سمت گيري متفاوت كل نظام اقتصادي - اجتماعي را به همراه دارد. توسعه علاوه بر اينكه بهبود ميزان توليد و درآمد را در بر دارد، شامل دگرگوني هاي اساسي در ساخت هاي نهادي، اجتماعي، اداري و همچنين ايستارها و ديدگاه هاي عمومي مردم است. توسعه در بسياري از موارد، حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز در بر مي گيرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;مصطفي ازكيا در نتيجه گيري خود از بحث توسعه، آن را به معناي كاهش فقر، بيكاري، نابرابري، صنعتي شدن بيشتر، ارتباطات بهتر، ايجاد نظام اجتماعي مبتني بر عدالت و افزايش مشاركت مردم در امور سياسي جاري تعريف مي كند. (دكتر مصطفي ازكيا، جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران، انتشارات اطلاعات، 1381)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;نویسنده خلیل منصوری&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p align="left"&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;a href="http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1229&amp;amp;Itemid=46"&gt;ادامه مطلب…&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-6424341622219020709?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/6424341622219020709/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=6424341622219020709' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6424341622219020709'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6424341622219020709'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2009/07/blog-post_4980.html' title='نقش راه و ترابری در توسعه'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://lh3.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlSyr3kztmI/AAAAAAAAARw/NUUvnUA7DZk/s72-c/1_1_thumb.jpg?imgmax=800' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-4357458058412186531</id><published>2009-07-08T19:07:00.001+04:30</published><updated>2009-07-08T19:07:40.144+04:30</updated><title type='text'>علي(ع) خورشيد تمام نماي اسماء الهي</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;a href="http://lh4.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlSuckwR-KI/AAAAAAAAARM/WeDOHG5ahc0/s1600-h/ALI%5B3%5D.jpg"&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;img style="border-right-width: 0px; display: inline; border-top-width: 0px; border-bottom-width: 0px; margin-left: 0px; border-left-width: 0px; margin-right: 0px" title="ALI" border="0" alt="ALI" align="left" src="http://lh6.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlSudSTY7oI/AAAAAAAAARQ/1zwqgxWHrQ0/ALI_thumb%5B1%5D.jpg?imgmax=800" width="303" height="228" /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt; آسمان را خورشيدي است كه همه ستارگان را به خاموشي وا مي دارد؛ در پرتو خورشيد نه از روشنايي ستارگان خبري است و نه از حضور ايشان اثري. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;هنگامي كه خورشيد علوي درخشيدن گرفت همه ستارگان، بي فروغ شدند و نام همه ستارگان و ياد و حضورشان محو گرديد. ديگر نه نامي و نه اثري از ايشان نيست. شگفت اين كه ابن ابي الحديد معتزلي گمان برده است كه خداوند مفضول را بر افضل مقدم داشته است؛ كه اگر اين گونه بود خداوند ابليس را بر آدم مقدم مي داشت. وقتي خورشيد آدميت و علويت درخشيدن گرفت و از پس پرده آفرينش جلوه نمود نه ستاره اي ماند و نه از مفضول اثري.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;مگر نه اين است كه علي و محمد از نور يگانه اي آفريده شده اند و همه ديگران از انوار ديگري؛ مگر نه اين است كه علي و محمد يگانه اند و دو خورشيدي هستند كه با هم طلوع كرده اند؛ و مگر نه اين است كه خداوند به نام ايشان توبه آدم پذيرفت و به يادكرد آنان يونس از دل ماهي گريخت و موسي از فرعون رهيد و دريا بشكافت و مگر نه اين است كه همه هستي بر سر خوان ايشان نشسته است و حتي فرشتگان مقرب و كروبين و عالين از ايشان بهره و فيض مي برند و از ربوبيت طولي ايشان سود مي جويند؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;مگر نه اين است كه هر پيامبري افزون بر پيامبري محمد خواسته و ناخواسته مي بايست بر ولايت علي ايمان آورد؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;اگر علي، عصاره هستي است؛ زيرا محمد عصاره هستي است: ولولاك لما خلقت الافلاك؛ و اگر علي خورشيد تمام نماي اسم الهي است؛ زيرا كه محمد مظهر اسم اعظم الهي است. پس اگر خورشيد علوي درخشيد ديگر نه ستاره اي مي درخشد و نه نامي از آن مي ماند. ديگر نه مي توان از مفضولي ياد كرد و نه اثر و نشانه اي از آن يافت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;اينك اگر علي افضل عالمين است و افضل را بر مفضول به حكم تكوين و تشريع، برتري و ربوبيت و خلافت و ولايت است و هر جن و انس و فرشته اي مي بايست بر انسان كامل سجده برد و اطاعت كند پس از اين نيز مي بايست از پس حضرت ختمي مرتبت، ولايت ايشان باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;نویسنده: خلیل منصوری&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3" face="Tahoma"&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-4357458058412186531?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/4357458058412186531/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=4357458058412186531' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4357458058412186531'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4357458058412186531'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2009/07/blog-post_9612.html' title='علي(ع) خورشيد تمام نماي اسماء الهي'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://lh6.ggpht.com/_U6H2T0vkw6U/SlSudSTY7oI/AAAAAAAAARQ/1zwqgxWHrQ0/s72-c/ALI_thumb%5B1%5D.jpg?imgmax=800' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2719760366921750904</id><published>2009-07-08T09:34:00.001+04:30</published><updated>2009-07-08T09:34:14.272+04:30</updated><title type='text'>تاثير سحرانگيز خوش اخلاقي</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;خوش اخلاقي، برترين صفت&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;img style="display: inline; margin-left: 0px; margin-right: 0px" align="left" src="http://xman2.persiangig.com/image/ya ali/n2fgwh.jpg" width="253" height="191" /&gt; شايد خوش خويي بهترين صفت انساني باشد كه صفتي برتر از آن وجود ندارد. از اين رو آن را بهترين خلق بشر و مهمترين علت تعالي بشر و عامل جلب و جذب دلها دانسته اند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود: العبد ليبلغ بحسن خلقه عظيم درجات الاخره و اشرف المنازل و انه لضعيف العباده و ان لعبد ليبلغ من سوءخلقه اسفل درك جهنم؛ به درستي كه بنده به سبب اخلاق خوب به درجات بزرگ آخرت و بالاترين منزل ها مي رسد درحالي كه عبادت او ضعيف و اندك است. اين در حالي است كه بنده به سبب اخلاق بد و زشتي كه دارد به پايين ترين درجات دوزخ مي رسد. (المحجه البيضاء، فيض كاشاني، ج5، ص39)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;خداوند درقرآن مي فرمايد كه علت جذب دل هاي مردم به سوي پيامبر(ص) خلق خوش وي بوده است كه خود از آن به خلق عظيم ياد مي كند و مي فرمايد: «و انك لعلي خلق عظيم (قلم آيه4). همين خوي بزرگ و منش خوش وي بوده است كه مردم را گرداگردش پروانه وار جمع كرد؛ درحالي كه اگر مي خواست با تمام ثروت هاي زمين دل هاي مردم را به سوي خود بكشاند شدني نبود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوي و مهربان هستي، اگر تندخو و سخت دل بودي از گرد تو پراكنده مي شدند، پس بر آنها ببخشاي و برايشان آمرزش بخواه و دركارها با ايشان مشورت كن و چون قصد كاري كني، بر خداي توكل كن، كه خدا توكل كنندگان را دوست دارد (آل عمران آيه951)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;پيامبرگرامي(ص) درسفارش هاي خويش مي فرمايد: انكم لن تسعوا الناس باموالكم فسعو هم ببسط الوجوه و حسن الخلق؛ هرگز شما نمي توانيد با اموال خود پاسخگوي نيازهاي همه مردم باشيد و رضايت و خشنودي آنان را جلب كنيد پس با گشاده رويي و خوش خويي آنان را خشنود كنيد (بحارالانوار، ج17، ص943)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;نویسنده: خلیل منصوری&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p align="left"&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;a href="http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1227&amp;amp;Itemid=46"&gt;ادامه مطلب…&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2719760366921750904?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2719760366921750904/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2719760366921750904' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2719760366921750904'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2719760366921750904'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2009/07/blog-post_08.html' title='تاثير سحرانگيز خوش اخلاقي'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-7682178986593938713</id><published>2009-07-06T10:59:00.001+04:30</published><updated>2009-07-06T10:59:04.938+04:30</updated><title type='text'>تجلي ذات در زاده كعبه</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;font size="4" face="Arial"&gt;&lt;img style="display: inline; margin-left: 0px; margin-right: 0px" align="left" src="http://elecomp87.parsaspace.com/mazhabi/Imam_ali2.jpg" width="318" height="238" /&gt; اميرمومنان علي بن ابي طالب(ع) به سبب شخصيت و نورانيت وجودي اش در عالم الوهيت، بر همگان ولايت دارد. البته ولايت آن بزرگوار به دو شكل تكويني و تشريعي است؛ به اين معنا كه حتي اگر برخي همانند ابليس از پذيرش ولايت علوي سرباز زنند و مدعي برتري و بهتري خود شوند و نداي &amp;quot;انا خير منه &amp;quot; سر دهند ، با اين همه ولايت تكويني وي بر ايشان برقرار و باقي است و چه بخواهند و چه نخواهند فرمانروايي و ملك و حكم از آن اوست. چنان كه اين مطلب در حق آدم (ع) نسبت به ديگر موجودات هستي ثابت است و انكار ولايت و خلافت آدم (ع) به معنا و مفهوم عدم خلافت و ولايت وي نمي باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="4" face="Arial"&gt;البته ناگفته نماند كه ولايت علوي از آن جايي كه باطن ولايت و رسالت محمدي است، در حقيقيت بيان گر يكتايي و يگانه اي آن دو است؛ زيرا حضرت پيامبر(ص) در مقام نوري ،‌ صادر نخست است كه همه هستي به واسطه وي آفريده شده است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="4" face="Arial"&gt;از سوي ديگر ،‌ شرافت آدم به سبب نورانيتي است كه از محمد مصطفي و علي مرتضي به شكل روحي در او دميده شده و همه هستي به او سجده برده اند . اين كه در آيات قرآني فرشتگان تنها سجده كنندگان معرفي مي شوند از آن روست كه فرشتگان مقرب به نمايندگي از همه هستي بر آدم به ذات نوراني محمدي و علوي سجده برده اند و در حقيقت مسجود فرشتگان و به تعبير درست تر همه آفريده هاي هستي،‌ ذات محمدي و علوي بوده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font size="4" face="Arial"&gt;نویسنده: خلیل منصوری&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p align="left"&gt;&lt;font size="4" face="Arial"&gt;&lt;a href="http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1226&amp;amp;Itemid=72"&gt;ادامه مطلب…&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-7682178986593938713?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/7682178986593938713/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=7682178986593938713' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7682178986593938713'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7682178986593938713'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='تجلي ذات در زاده كعبه'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-3654282934718731425</id><published>2009-05-24T15:11:00.000+04:30</published><updated>2009-05-24T15:18:31.207+04:30</updated><title type='text'>حضور حاضر</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;چند سالي در نزدشان زانو ادب زمين زديم، ولي چون دل هايمان زنگار بسته بود و زميني شوره زار و عزاز و عرف داشتيم، هيچ باراني از اشک شوق و اشتياق و فراق ايشان بر آن ننشست و هيچ گياهي در آن سبز نشد و نروييد.&lt;br /&gt; اين گونه شد که سال هايمان به حسرت گذشت و انگشت ندامت به دندان طمع گزيديم و چيزي را خواستيم که بيرون از دايره وقوفي ما بود و اين گونه شد که از "حد لايقف" به "حد يقف" در دايره نزول و صعود چون خري در گل مانديم. مگر نه اين است که از هزاران مرغ تنها سي مرغ به مقصد رسيدند و چون در خود نگريستند تنها سيمرغ را ديدند. پس چه انتظاري از ماست تا به مقام وحدت وجودي حقيقي دست يابيم، درحالي که هنوز در انديشه و پندار سي مرغ هستيم و از فناي و وحدت حقيقي جز هوس زودگذر چيزي نمي دانيم و نمي جوييم که اين يا به نام است يا نان.&lt;br /&gt;هر گاه در درس به سکوت مي نشست گمانمان آن بود که مطلب را فراموش کرده است ولي چون مي نگريم مي بينيم که در سير ملکوتش، حضور حاضران را به حضور حاضري ديگر پيشکش کرده و به محضري ديگر رفته و به مرگ اختياري جان ازتن بر آورده و به فناي ذات زانوي تلمذ به ساحت " و علم  آدم الاسماء‌ کلها " زده است. اکنون چنان خواسته است که همه حضرات را حاضر باشد. پس در مدرس فاطميه بود و شاگردان پروانه وار به دورش حلقه بسته بودند ولي او هيجده هزار و يا بيست و چهار هزار عالم و يا بي نهايت عوالم را سير مي کرد و تنها چشمانش در حدقه اي مي گرديد و حضورش را در حلقه مي نمايند.&lt;br /&gt;شايد در غربت غريب کسي بود تا کشف هاي پس پرده مرگ اختياري اش را بگويد ولي چه کسي مي توانست تاب اين همه را داشته باشد و خوشه اي از بي نهايت بر گيرد؟ آيا جز صمت و سکوت وي را چاره اي بود. اگر سخن مي گفت متهم به جنون و ديوانگي بود و اگر نگويد متهم به کتوم و کتمان و يا بدتر از آن به بخل مي شد.&lt;br /&gt;کسي به خشونت متعرض وي مي شود و را به دکان داري متهم مي سازد و اين که پروانه ها گرد مي آورد تا شمع نمايد و عرفان را تابلوي دکان خان کند و چه دانست آن متعرض که اين پروانه ها به نوري گرد آمدند هر چند که توان تن به آتش زدن ندارند و تنها مدعيان اين ره هستند که زمانه بر نمي تابد حتي سخن از عالمان عمل را چه رسد که برتابد عمل بر اين سوختن و ساختن را؟&lt;br /&gt;بي گمان او مستاجر تن بود چنان که در خانه استيجاري حضرتش مي نشست. زماني تني را به اجرتي به حکم دايره نزول خريد تا جانش را بر رهواري سوار سازد و پر پرواز را دريابد. تن رنجورتر از آن بود که جانش را برتابد. اين گونه بود که جز استخواني نبود و هر دم فرو مي نشست از بزرگي و عظمت جان که به نفخ الهي در وي دميده شده بود. هر آن چه را مي دانست به تن بار مي کرد تا جان را عروج ديگري فراهم آيد و دايره انا لله وانا اليه راجعون را به مرگ اختياري کامل کند و فناي ذات و لقاء‌ الهي را پيش از آن که فناي مرگ اجلي در بر گيرد فراهم آورد.&lt;br /&gt;بر اين باور بود که هر دانشي به عملي به بار مي نشنيد و با هر عملي علم زاده مي شود. اين گونه است که علم اجمالي به عملي علم تفصيلي مي شود و دانش حصولي به کاري دانش حضوري مي گردد و علم برون علم شهود و درون مي شود و پرهاي پرواز شاهين آسماني استواري مي يابد.&lt;br /&gt;شاهد بزم عشق هر چند که بر آستانه ساقي نشسته بود ولي در نرد عشق باخت و شاهدبازاري شد که آسمان به فقدان زمينان بر او گريست و هواي به عروجش بر آشفت. آن گاه که آهنگ کوچ زدند زمين در آشوب شد و آسمان به زمين آمد و فرشتگان آسمان را از انبوهشان چنان پر کردند که شهر سياه پوش شد. ابر به اضطراب آمد و خاک به آسمان پاشيد و آسمان به زمين فرو افتاد تا اين غم را براي زمينان سوگوارانه آسان سازند و دگرگوني شگرفي را اخبار کنند. تنها شاهداني از غيب بودند که درک معنا کردند و جان سوختند. بي گمان بهجت عارفان در رستاخيز ديگري دايره كمال را بارها بارها پيمود و هفت وادي عشق را در نورديد.  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-3654282934718731425?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/3654282934718731425/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=3654282934718731425' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3654282934718731425'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3654282934718731425'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='حضور حاضر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-7159464394404692831</id><published>2008-10-26T15:07:00.000+03:30</published><updated>2008-10-26T15:15:17.308+03:30</updated><title type='text'>نقشه‌ی 25 گنج بزرگ دنیا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام صادق(ع) از راه يافته گان و اسوه مقام قاب قوسين او ادني به حكم يگانگي نور وجودي او با لكم في رسول الله اسوه حسنه ، به حكم انفسنا آيه مباهله است. او كسی است كه خود به این گنجها دست یافته است. پس همه نشاني هايش درست است؛ زيرا از صادق مصدقي است كه پيامبر(ص) به اصحاب خويش خبرداده بود. با دقت، پایت را جای پای امام بگذار و برو تا تو هم برسی به همان گنج هايي كه او يافت.&lt;br /&gt;بسم الله:&lt;br /&gt;قال الامام جعفربن محمد الصادق علیه‌السلام : امام صادق (ع) فرمودند:&lt;br /&gt;1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.&lt;br /&gt;2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم.&lt;br /&gt;3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) یافتم.&lt;br /&gt;4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.&lt;br /&gt;5- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگ عیشی به گور خویش فرست كس نیارد ز پس، تو پیش فرست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.&lt;br /&gt;7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.&lt;br /&gt;8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.&lt;br /&gt;9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.&lt;br /&gt;10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل:و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.&lt;br /&gt;11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.&lt;br /&gt;12- و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی:و دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.&lt;br /&gt;13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.&lt;br /&gt;14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.&lt;br /&gt;15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:و كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.&lt;br /&gt;16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.&lt;br /&gt;17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكار یافتم .&lt;br /&gt;18- و طلبت الراحة، فوجدتها فی الزهد:و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.&lt;br /&gt;19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.&lt;br /&gt;20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.&lt;br /&gt;21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.&lt;br /&gt;22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حریص جهانگرد را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.&lt;br /&gt;24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.&lt;br /&gt;25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.&lt;br /&gt;مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-7159464394404692831?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/7159464394404692831/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=7159464394404692831' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7159464394404692831'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7159464394404692831'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/10/25.html' title='نقشه‌ی 25 گنج بزرگ دنیا'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-9082738964163189337</id><published>2008-10-22T11:03:00.000+03:30</published><updated>2008-10-22T11:05:38.117+03:30</updated><title type='text'>هنجارشناسي رفتاري مرفهان</title><content type='html'>ثروت و اموال دنيا از دو ديدگاه قابل بررسي و ارزش گذاري است. اگر به مال و اموال دنيوي به عنوان وسيله اي براي رسيدن به كمال نگاه شود آنها نعمت هستند و اگر ثروت و مكنت هدف انسان باشد، موجب گمراهي او مي شوند.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://somamus.com/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1045&amp;amp;Itemid=114"&gt;ادامه مطلب&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-9082738964163189337?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/9082738964163189337/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=9082738964163189337' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/9082738964163189337'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/9082738964163189337'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='هنجارشناسي رفتاري مرفهان'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2374209809703292958</id><published>2008-06-28T18:20:00.001+04:30</published><updated>2008-06-28T18:20:42.825+04:30</updated><title type='text'>شور چشمي و چشم زخم</title><content type='html'>در همه جا از ديرباز اشخاصي به شورچشمي بدنام شده و مي شوند. در اخباري كه از گوشه وكنارجهان مي رسد مساله جادوگران و ساحراني مطرح مي شود كه در آتش خشم مردمان سوخته و مي سوزند. چند وقت پيش  در قبيله كنيايي شماري زن را زنده زنده درآتش سوزاندند تنها به جرم اين كه آنان با جادوگري و سحر خويش بدبختي و خشك سالي را به قبيله آنان به ارمغان آورده بودند. در هند و برخي ازكشورهاي آسيايي نيز مساله جادوگران و ساحران مساله جوامع به ظاهر ابتدايي است ولي مشكل اين است كه حتي جوامع متمدن و با فرهنگ غربي نيز از اين مسايل در امان نيستند و مساله جادو و سحر در آن جا نيز به شدت رواج دارد . اين مساله به ويژه در انگلستان و جوامع انگلوساكسون به شدت رواج دارد و فيلم هاي زيادي بر اساس آن ساخته مي شود كه مجموعه هري پاتر يكي از اين مجموعه هاي بسيار معروفي است كه به شكلي جهان و نوجوانان را تسخير كرده است و به عنوان پرفروش ترين فيلم ها و كتاب هاي رماني مطرح مي باشند.&lt;br /&gt;پرسش اساسي اين نوشتار درباره ماهيت برخي از اين پديده هاي شگفت و به ظاهر خرافي است و آيا اين كه قرآن به عنوان كتاب وحياني تا چه اندازه به اين مسايل توجه داشته و آن را تاييد و رد مي كند.&lt;br /&gt;قرآن هر چند كه بسياري از امور را خرافي و نادرست و باطل مي شمارد ولي با اين همه برخي از اقسام وانواع امور شگفت انگيز را تاييد كرده و حتي به آن ها به صورت مختلف پرداخته است. يكي از مسايل مطرح شده در قرآن چشم زخم و شور چشمي است.&lt;br /&gt;بسياري از مردمان چشم زخم و شور چشمي را جزو امور خرافي دسته بندي مي كنند و هيچ گونه اعتقاد و باوري به آن ندارند. با اين همه به نظر مي رسد كه قرآن بر خلاف اين باور نه تنها آن را جزو امور خرافي دسته بندي نمي كند بلكه به نمونه هاي از آن نيز اشاره مي كند و گزارش هاي تاريخي قرآني از گذشتگان و پيشينيان نيز آن را تاييد مي كند.&lt;br /&gt;بررسي علمي اثبات كرده است كه آدمي داراي نيروي و توان شگفتي است كه مي تواند آثار مثبت و يا منفي به جا گذارد.&lt;br /&gt;دانشمندان امروز بر اين باورند كه در برخي از افراد روح و توان منحصر به فردي است كه مي تواند نه تنها اشيا و چيزها را جا به جا كند بلكه مانند اشعه ليزر آن را منفجر و متلاشي نمايد. اين انرژي گاه از راه چشم بيرون و ساطع مي شود.&lt;br /&gt;قدرت تخريبي چشم بستگي به نيروي باطني هر شخص مختلف است. انسان ها به طور طبيعي از چنين توان و انرژي برخوردار مي باشند. البته در برخي از اشخاص به سبب علل طبيعي و يا آموزش هاي خاص و تحولات دروني و بيروني تقويت مي شود و ناخودآگاه آثار خود را به جا مي گذارد ولي اين گونه نيست كه اين نيرو اختصاص به برخي داشته باشد و ديگران از آن محروم باشند بلكه همگان داراي نيرو و تواني از اين دست برخوردار مي باشند كه مي توان با آموزش و تربيت و مهار كردن و هدايت آن از نيروي خاص روح و روان بهره برد.&lt;br /&gt;مفسران تفسير نمونه بر اين باورند كه اين نيرو در برخي از چشم ها تقويت شده و شخص از راه امواج ويژه اي مي توان در ديگري تاثير بگذارد. بسياري مي گويند كه افرادي را ديده و يا مي شناسند كه مي توانند از راه چشم حيواني را بكشند و يا اشيايي را جا به جا كرده و يا وسيله اي را تخريب كنند. به نظر آنان نه تنها نمي بايست كه در انكار اين امور پا نفشرد بلكه بايد امكان وجودي و وقوعي آن را از نظر عقل و علم دور نداشت و آن را پذيرفت .( تفسير نمونه ، ج 24 ص 427)&lt;br /&gt;از حضرت اميرمومنان علي (ع) نقل شده كه فرمودند : العين حق و الرقي حق ؛ چشم زخم حق است و توسل به دعا و خداوند براي دفع آن نيز حق است.( نهج البلاغه  ؛ كلمات قصار جمله 400)&lt;br /&gt;مفسران تفسير نمونه براين اعتقادند كه دعا و توسل به خدا مي تواند نيروي مرموز چشم ها را بي اثر سازد و از آثار مخرب آن جلوگيري كرده و يا بكاهد.( نگاه كنيد تفسير نمونه  ج 24 ص 428)&lt;br /&gt;از رسول گرامي نقل شده كه فرمود : چشم زخم واقعيت دارد و مرد را در قبر و شتر را در ديگ قرار مي دهد.( بحار الانوار ؛ ج 63 ) و نيز آن حضرت روزي از گورستان بقيع مي گذشت به همراهان خويش فرمود: به خدا سوگند! بيش تر اهل اين گورستان به سبب چشم زخم در اين جا آراميده اند.( تفسير منهج الصادقين ج 9 ص 391)&lt;br /&gt;ريشه اين تفكر را مي بايست در آيات قرآني جست. از جمله مشهورترين آيه در اين مساله مي توان به آيه 51 سوره قلم اشاره كرد كه خداوند مي فرمايد : و ان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر و يقولون انه لمجنون ؛ كافران هنگامي كه كتاب الهي را مي شنوند نزديك است با چشم زخم خود تو را از ميان بردارند و مي گويند كه او ديوانه است.&lt;br /&gt;علامه طباطبايي مي فرمايد كه همه مفسران آيه را به چشم زخم زدن معنا كرده اند كه خود نوعي از تاثيرات نفساني است و دليل عقلي بر نفي آن نداريم ؛ بلكه حوادثي ديده شده كه با چشم زدن منطبق است و رواياتي هم بر طبق آن وارد شده است.&lt;br /&gt;از ديگر آياتي كه در اين باره وارد شده مي توان به آيه 67 سوره يوسف اشاره كرد كه حضرت يعقوب (ع) به فرزندان خويش فرمان و پيشنهاد مي دهد كه هنگام عبور از دروازه هاي شهر مصر بكوشند تا از دروازه هاي مختلف آن وارد شوند و همگان از يك در و همزمان وارد نشوند: فرزندانم از يك دروازه وارد نشويد بلكه از دروازه هاي مختلف وارد شويد" سپس مي افزايد كه من نمي توانم با اين دستور شمار را از رخدادي كه بر شما حتم شده و قضاي الهي به آن تعلق گرفته است برهانم و دورسازم.&lt;br /&gt;مفسران بر اين باورند كه علت اين حكم يعقوب آن بوده است كه ورود گروهي برادران كه همگي در جمال وكمال بي مانند و همانند حضرت يوسف (ع) بودند و داراي قامت هاي رشيد و جمال و زيبايي بودند مي توانست توجه برخي را به ايشان جلب كند و موجبات چشم زخم شود.( تفسير نمونه ج 6 ص 29 و 30)&lt;br /&gt;به هر حال از نظر عقلي و علمي و تجربي ثابت و اثبات شده است كه آدمي داراي نيروهاي شگفت نفساني و روحي مي باشد كه مي توان به شكل هاي مختلف از نيروي خير و شر عمل كند و آثار مثبت و منفي بر جا گذارد.&lt;br /&gt;استاد علامه حسن زاده آملي ( مدظله العالي ) در درس هاي خويش همواره از دانشجويان و طلاب علوم ديني مي خواست كه در سر درس حاضر شوند ؛ زيرا حضور در درس موجب مي شود تا تحت تاثير نيروي شگفت روحي استاد قرار گيرند و متاثر از روح قوي و انرژي ساطع از استاد درك بهتري از درس يافته و متاثر از روح و روان استاد شوند. به نظر وي نوار و ابزارهاي از اين دست نمي تواند تاثيري كه استاد در هنگام حضور بر جا مي گذارد داشته باشد.&lt;br /&gt;به هر حال برخي از افراد به سبب دارا بودن و كنترل و مديريت آن به سوي شر و بدي مي توانند از راه چشم و ساطع كردن و متمركز كردن نيرو و توان باطني بر شخصي و يا چيزي آن را به نابودي بكشانند.&lt;br /&gt;به هر حال چشم زخم و شور چشمي امري است كه نمي توان از آن چشم پوشيد و منكر آن شد. در غرب و شرق  عالم مي توان افراد خاصي را يافت كه از اين نيرو و توان به خوبي استفاده مي كنند و اشيايي را تخريب مي كنند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2374209809703292958?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2374209809703292958/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2374209809703292958' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2374209809703292958'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2374209809703292958'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/06/blog-post.html' title='شور چشمي و چشم زخم'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-5549322305287604611</id><published>2008-04-05T22:22:00.000+04:30</published><updated>2008-04-05T22:23:14.455+04:30</updated><title type='text'>سعادت جمعی در بستر شکوفایی و نوآوری</title><content type='html'>هر جامعه ای برای دست یابی به سعادت و خوشبختی جمعی نیازمند همکاری ، همدلی و تعاون است. همدلی و تعاون و همکاری در حقیقت عناصر اصلی اتحاد و وحدت جامعه است که ظرفیت و توانمندی های جامعه را در یک جا و یک جهت خاص ساماندهی می کند. امت که به معنای جامعه متحد از نظر عقیده و هدف است در سایه سار اتحاد و انسجام است که می تواند ظرفیت ها و توانمندی های خویش را آشکار سازد و بروز دهد تا سعادت را به شکل جمعی در جامعه تحقق بخشد.&lt;br /&gt;سعادت جمعی که به معنای آرامش و امنیت و آسایش و رفاه است، زمانی تحقق می یابد که ملت بتواند نیازهای جدید و تازه خود را در شرایط نوشونده پاسخ دهد. این پاسخ ها می تواند بر پایه دانش های نظری و تجربی ملتی باشد که در یک تجربه مشترک آن را به دست آورده است و یا مبتنی بر دانش های نوینی است که بر پایه اصول ارزشی پیشین با بهره گیری از روش های جدید به دست آمده است. از این روست که شکوفایی و نوآوری به عنوان یک ضرورت تداوم تمدنی لازم و ضروری می شود.&lt;br /&gt;شکوفایی به معنای ظهور و بروز همه استعدادها ، امکانات و توانمندی هایی است که در یک جامعه وجود دارد. ملت و جامعه با بهره گیری از همه امکانات و ظرفیت های خویش می تواند به نیازهای خود پاسخ های در خور و شایسته ای دهد و این گونه است که خودشکوفایی ملی به معنا و مفهوم پاسخ گویی به نیازهای جمعی بر اساس و پایه امکانات است بی آن که نیازمند و محتاج دیگران باشد.&lt;br /&gt;با این همه امکانات موجود چه در حوزه روشی و چه محتوایی در یک جامعه نمی تواند کفاف همه نیازها به ویژه نوشونده و متغیر جامعه و متغیرات شرایط ملی و جهانی باشد. از این روست که نیازمند نوآوری است تا با تولید علم و دانش های جدید بتواند این دست از نیازهای جامعه را نیز پاسخ دهد. البته نوآوری می بایست در چارچوب ارزش ها و اصولی باشد که ملت را ساخته و آنان را در یک مسیر مشخص قرار داده است. از این رو نوآوری و شکوفایی می بایست با بهره گیری از تجربیات تمدنی و فرهنگی ملت باشد و اگر از تجربیات انسانی دیگر ملت ها و جوامع بهره می گیرد با بومی سازی آن را در راستای ارزش ها و اصول فرهنگی جامعه خویش قرار دهد.&lt;br /&gt;تاکید بر نوآوری مبتنی بر اصول و ارزش های جامعه از آن روست که مخالفت نوآوری ها با ارزش ها و اصول پذیرفته شده جامعه  در حقیقت چیزی جز دور شدن از اهداف ابتدایی و غایی ایجاد جامعه و ملت نخواهد بود.&lt;br /&gt;ملت با بهره گیری از دانش های تجربی و نظری و جنبش نرم افزاری و هم چنین بهره گیری از تمامی توانایی ها و ظرفیت ها و امکانات خود می بایست پاسخ های تازه و جدیدی به نیازهای عصری خود دهد. این گونه است که نوآوری معنا و مفهومی تازه می یابد. این نوآوری می تواند در روش های استفاده از یک دانش و محتوا انجام شود و با تغییر جزیی و در چارچوب همان معیارها و ملاک ها نوآوری داشته باشد؛ چنان که می تواند گاه در محتوا نیز چنین عمل کند و برخی از محتواهای متغیر و غیرثابت را نیز تغییر دهند و با نوآوری در آن ها زمینه های پیشرفت جامعه را فراهم اورد و به سوی کمال شایسته حرکت کند.&lt;br /&gt;در حقیقت شکوفایی و نوآوری ، تمدن را از حالت جمود و خمود و رکود رهایی می بخشد و زمینه رشد و تعالی جامعه را فراهم می آورد. جامعه ای از شکوفایی و نوآوری تهی باشد در یک فرآیند زمانی از قافله تمدنی بشر عقب می افتد و اندک اندک به سبب ناتوانی از پاسخ گویی به نیازهای نوشونده و متغیر جامعه و عدم هماهنگی و سازگاری با شرایط و مقتضیات عصری ، دچار فروپاشی می گردد و در نهایت جوامع دیگر بر آنان چیره شده و تحت استعمار دشمنان در می آید.&lt;br /&gt;برای دست یابی به کمال و تعالی جامعه لازم است تا همواره بر نوآوری و شکوفایی تاکید شود تا از فروپاشی جامعه و ملت ایران جلوگیری گردد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-5549322305287604611?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/5549322305287604611/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=5549322305287604611' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/5549322305287604611'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/5549322305287604611'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/04/blog-post_05.html' title='سعادت جمعی در بستر شکوفایی و نوآوری'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2024335396574357253</id><published>2008-04-05T21:58:00.001+04:30</published><updated>2008-04-05T21:58:58.571+04:30</updated><title type='text'>نوآوری و شکوفایی؛ آزاد سازی ظرفیت ها</title><content type='html'>رهبر معظم انقلاب اسلامی سال 1387 خورشیدی را سال نوآوری و شکوفایی نامید. این در حالی است که ایشان سال گذشته را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده بود. اگر به عناصر تمدنی توجه شود، دانسته می شود که هدف از این نام گذاری دست یابی به همه عناصری است که بتواند تمدن اسلامی را در قالب جدید ارایه دهد و زمینه های شکوفایی تمدنی جدید اسلامی ایرانی را فراهم آورد.&lt;br /&gt;ملتی می تواند تمدن ساز باشد که از وحدت ملی برخوردار باشد و اهداف و غایات خاصی آنان را در سایه سار خود متحد کند و همه ظرفیت ها و توانمندی ها و امکانات خود را که سرمایه های ایشان است را در یک راستا و جهت گرد آورد. آن گاه پس از دست یابی اتحاد و همگرایی و همدلی ملی و انسجام در راستای اهداف کلان اسلامی است که ملت می تواند به مرحله شکوفایی برسد؛ زیرا شکوفایی به معنای بروز و ظهور همه امکانات و توانمندی های ذاتی ملت در راستای اهداف غایی و راهبردهای اساسی است. در این زمان است که ملت می تواند خود را به کمال برساند و تمدنی را شکل بخشد.&lt;br /&gt;البته شکوفایی به معنای پیش گفته به تنهایی کفایت نمی کند؛ زیرا نیازهای ملت با تغییر شرایط و مقتضیات تغییر می یابد؛ از این رو لازم است تا به این نیازهای نوشونده نیز پاسخ های در خور و شایسته ای داده شود که از آن به نو آوری یاد می شود.&lt;br /&gt;در حقیقت نوآوری پاسخ ملت و جامعه تمدنی و فرهنگی به نیازهای نوشونده و مقتضیات عصری است که تمدن را به سوی پیشرفت و تکامل رهنمون می سازد.&lt;br /&gt;بنابراین مولفه ها و عناصری چون وحدت ملی ، شکوفایی و نوآوری از مولفه های اصلی تمدن سازی است که هر ملت و تمدنی برای دست یابی به کمال پیشرفت و آسایش و آرامش نیازمند است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2024335396574357253?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2024335396574357253/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2024335396574357253' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2024335396574357253'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2024335396574357253'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/04/blog-post.html' title='نوآوری و شکوفایی؛ آزاد سازی ظرفیت ها'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2279599412677995422</id><published>2008-03-08T17:09:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:23.158+03:30</updated><title type='text'>تورنگ؛ پرنده جنگل هاي رامسر</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R9KZH94Rm0I/AAAAAAAAAIE/jQFy4cjNjUM/s1600-h/4.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5175367283950852930" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R9KZH94Rm0I/AAAAAAAAAIE/jQFy4cjNjUM/s320/4.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;تورنگ همان مرغ هاي وحشي جنگل هاي شمالي روزگاري همه پهنه دشت را اشغال كرده بودند و حتي در باغ هاي كنار خانه هايمان در تنگدره و شل محله و توبن و ديگر بخش هاي اطراف جنگل پر بود و خودم حتي در توت باغمان چند تخم آن را يافته بودم اما اكنون اين تورنگ هاي زيبا كجا رفته اند؟&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;شايد خوانش اين مقاله خالي از لطف نباشد تا با اين پرندگان زيبا كه در اين گزارش از آن به قرقاول ياد شده را دوباره آشنا شويم .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;تورنگ كه در زبان بومي رامسري آن را تورنگ طلا ( خروس) و تورنگ كرك ( مرغ ) مي ناميم همان زيباي جنگل هاي زيباي خودمان است كه يادش مي تواند خاطره انگيز باشد.&lt;br /&gt;قرقاول یکی از زیباترین و پرجمعیت ترین پرندگان ایران است این پرنده رنگین بال در بیشتر جنگلهای شمال کشور زیست می کند . قرقاولهای ایران همه از یک گونه اند ولی با توجه به پراکندگی جغرافیایی و تفاوت های ظاهری برخی آنها را شامل چهار زير گونه :&lt;br /&gt;منطقه ارسباران و دشت مغان&lt;br /&gt;قرقاولهاي تالش از آستارا تا چالوس&lt;br /&gt;قرقاولهاي گاستان از حدود بابل تا پارك گلستان&lt;br /&gt;قرقاولهاي سرخس در جنگلهاي مرزي سرخس (هريرود)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرقاولها وابستگي زيادي به جنگلهاي و بوته زارها دارند آنها معمولا در جنگلها استراحت و در نقاط باز و كم درخت و كستزار ها به تغذيه مي پردازند . جنس نرو ماده اين پرنده كاملا با هم تفاوت دارندو رنگ پر آنها برحسب زيرگونه جنس و سن تغيير مي كند . نرها ي بالغ پروبال رنگين و پر زرق و برق و دمي دراز تر و سر و گردن آنها به رنگ سبز تيره براق است . در قرقاولهاي ماده رنگ پرها نخودي تيره با لكه هاي قهوه اي زياد به رنگ محيط اطراف است كه باعث مي شود در دوران طولاني خوابيدن روي تخمها و زمان پرورش جوجه ها از ديد دشمنان پنهان بماند .&lt;br /&gt;در جنس نر سروگردن غالبا به قرقاولهاي نابالغ از لحاظ دم شبيه به كبك و داراي دمهاي كوتاه هستند و از اين لحاظ بايستي آنها را با كبكها حتي زماني كه همراه قرقاولهاي بالغ ديده ميشوند تشخيص داد .&lt;br /&gt;قرقاولهاي نر صدايي شبيه به كور - كور دارند و غالبا به هنگام هيجان و تحريك سروصداي زيادي در زيستگاه خويش ايجاد و با بال زدنهاي متعدد و پرشهاي ناگهاني جلب نظر مي كنند . قرقاول پرندهاي بسيار تيز پرواز است و با حالتي خاص به هنگام نشست و برخاست توجه انسان را بخود جلب مي كند .در كشور هايي كه داراي پوشش جنگلي پراكنده اي هستند در حاشيه جنگلهاي در اراضي مردابي ني زارها و بوته زارها و گاهي در ياغهاي بزرگ اين پرنده &lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R9KZAd4RmzI/AAAAAAAAAH8/o0Q9hdR2t2k/s1600-h/158.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5175367155101834034" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R9KZAd4RmzI/AAAAAAAAAH8/o0Q9hdR2t2k/s320/158.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;را مي توان ديد . در اراضي زراعي نيز اين پرنده به چرا و تغذيه مي پردازد . تمامي قرقاولهاي بومي جنوب غربي آسيا از گروه قرقاولهاي گردن سياه هستند كه پرهاي گردن آنها به رنگ ارغواني تيره و داراي قدي كوتاه و فاقد طوق گردني هستند و رنگ عمومي پرهاي آنها خرمايي روشن است.يك كارشناس آموزش محيط زيست مازندران گونه ايراني قرقاولها را نژاد مربوط به بخشهاي خزري مي داند كه داراي پرهايي به رنگ سفيد در زيربال و رنگ عمومي نارنجي متمايل به قرمز در بخشهاي بالاي بدن مي باشد . به گفته وي نوار ساحلي شمالي درياي خزر از رامس تا ميانكاله است و به دليل تنوع زيستگاهي اين پرندگان تمامي منطق دشتي تا كوهستاني مازندران را به عنوان زيستگاه هاي خود بر گزيدهاند و قرقاول ايراني با شريط محيطي زيستگاه هاي شمال كاملا سازگاري داشته و بطور دائم و فصلي از آنها استفاده مي كند و برحسب عادت و رفتار از نظر لانه گزيني پناه و عادت غذايي و توليد مثل بخشهاي مختلف اين زيستگاه را اشغال كرده اند .&lt;br /&gt;قرقاولهاي شمال ايران بسيار رنگارنگ هستند نر ها ۷۵ تا ۷۸ سانتيمتر و ماده ها ۵۳ تا ۶۲ سانتيمتر طول دارند . سر پرنده نر به رنگ سبز سير براق و پوست برهنه دور چشمش قرمز روشن است و گوشپرهاي كوچكي دارند .و معمولا طوق گردني سفيد دارند . اين پرنده در هنگام خطر اخساس خط پرواز نمي كند بلكه به سرعت مي دود و پنهان ميشود پروازش سريع و آغازش پر سرو صدااست و معمولادر ارتفاع كم و به مدت كوتاه پرواز ميكند . پراكنش قرقاولهادر ساحل خزر از ميانكاله تا ارتفاعات مناطق جنگلي هزار جريب نكا - نخ كش - بهشهر - دودانگه و چهاردانگه ساري - لفور سواد كوه - بابل كنار و بند پي بابل و چلا و آمل و منطقه حفاظت شده البرز شمالي و دو هزار و سه هزار و سه هزارتنكابن جواهرده و سادات محله و گالش كلا رامسر ودر خراسان رضوي در منطقه مزري هيرود می باشد . &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2279599412677995422?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2279599412677995422/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2279599412677995422' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2279599412677995422'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2279599412677995422'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/03/blog-post_08.html' title='تورنگ؛ پرنده جنگل هاي رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R9KZH94Rm0I/AAAAAAAAAIE/jQFy4cjNjUM/s72-c/4.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-6253079488946936065</id><published>2008-03-04T14:12:00.001+03:30</published><updated>2008-03-04T14:14:07.673+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مظلوم هميشه تاريخ'/><title type='text'>حسين (ع) مظلوم هميشه تاريخ</title><content type='html'>حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;ستار گلمکانی صاحب بزرگترین&lt;br /&gt;بنگاه ملک و ماشین شهر&lt;br /&gt;۱ماه تکیه راه می اندازد&lt;br /&gt;و خودش در روز تاسوعا&lt;br /&gt;سر مردم گل می مالد&lt;br /&gt;و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;قدرت سامورایی!&lt;br /&gt;شب ها در تکیه لخت می شود&lt;br /&gt;و میانداری می کند&lt;br /&gt;و روزها مردم را لخت می کند&lt;br /&gt;و زورگیری ...!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار&lt;br /&gt;را از بساطش جمع می کند&lt;br /&gt;وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع)&lt;br /&gt;و حضرت عباس (ع)&lt;br /&gt;را در بساطش پهن ...!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;آقای صولتی&lt;br /&gt;تا پایان اربعین تمام پاساژش&lt;br /&gt;را سیاه می کند&lt;br /&gt;و تا آخر سال هم مشتری هایش را!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;قادر روزهای تاسوعا و عاشورا&lt;br /&gt;قمه می زند و علم می کشد&lt;br /&gt;ولی در ماه رمضان&lt;br /&gt;سیگار ازلبش نمی افتد!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;سیامک چشم چران!&lt;br /&gt;که پاتوقش همیشه خدا&lt;br /&gt;نزدیک مدارس دخترانه است&lt;br /&gt;در دسته جات عزاداری&lt;br /&gt;اسفند دود می کند!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;نیما پشت ماکسیمایش می نویسد&lt;br /&gt;"من سگ کوی حسینم"&lt;br /&gt;ولی هیچ وقت از چارلی!&lt;br /&gt;سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;حاج مجید مداح معروف شهر&lt;br /&gt;بابت ۷ ساعت مداحی&lt;br /&gt;حقوق ۵۰ روز&lt;br /&gt;یک کارگر را می گیرد!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;جباری رییس شرکت&lt;br /&gt;لبنیات شیر تو شیر!&lt;br /&gt;۳۰شب شیر صلواتی&lt;br /&gt;به خلق خدا می دهد&lt;br /&gt;و ۳۳۵ روزهم&lt;br /&gt;با اضافه کردن آب&lt;br /&gt;شیرشان را می دوشد!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;به جای آنکه ما&lt;br /&gt;بر مصیبت مولا بگرییم&lt;br /&gt;مولا بر مصیبت ما می گرید!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;حاج آقا کلامی&lt;br /&gt;۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند&lt;br /&gt;ولی در شب دهم&lt;br /&gt;سر زود پایین آمدن از منبر&lt;br /&gt;با هیت امنا دعوی می کند!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;هیت امنای مسجد ...علیه السلام!&lt;br /&gt;درست وقت اذان ظهر عاشورا&lt;br /&gt;اطعام عزاداران را شروع می کنند&lt;br /&gt;و بعد از آن با انرژی و فلوت!&lt;br /&gt;سینه می زنند و گریه می کنند !&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;کل یوم عاشورا&lt;br /&gt;یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه&lt;br /&gt;کل ارض کربلا&lt;br /&gt;یعنی...چند مسجد و چند تکیه !&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی خورشید&lt;br /&gt;عصر عاشورا غروب کرد&lt;br /&gt;او هم می رود&lt;br /&gt;تا سال بعد !&lt;br /&gt;تا یاد بعد!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-6253079488946936065?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/6253079488946936065/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=6253079488946936065' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6253079488946936065'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6253079488946936065'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/03/blog-post_04.html' title='حسين (ع) مظلوم هميشه تاريخ'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-3543493141310008669</id><published>2008-03-04T14:12:00.000+03:30</published><updated>2008-03-04T14:13:38.988+03:30</updated><title type='text'>حسين (ع) مظلوم هميشه</title><content type='html'>حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;ستار گلمکانی صاحب بزرگترین&lt;br /&gt;بنگاه ملک و  ماشین شهر&lt;br /&gt;۱ماه تکیه راه می اندازد&lt;br /&gt; و خودش در روز تاسوعا&lt;br /&gt; سر مردم گل می مالد&lt;br /&gt;و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;قدرت سامورایی!&lt;br /&gt;شب ها در تکیه لخت می شود&lt;br /&gt;و میانداری می کند&lt;br /&gt;و روزها  مردم را لخت می کند&lt;br /&gt;و زورگیری ...!&lt;br /&gt;حسین (ع) هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار&lt;br /&gt;را از بساطش جمع می کند&lt;br /&gt;وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر  (ع) &lt;br /&gt; و حضرت عباس (ع)&lt;br /&gt;را در بساطش پهن ...!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;آقای صولتی&lt;br /&gt;تا پایان اربعین تمام پاساژش&lt;br /&gt;را سیاه می کند&lt;br /&gt;و تا آخر سال هم مشتری هایش را!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;قادر روزهای تاسوعا و عاشورا&lt;br /&gt;قمه می زند و علم می کشد&lt;br /&gt;ولی در ماه رمضان&lt;br /&gt;سیگار ازلبش نمی افتد!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;سیامک  چشم چران!&lt;br /&gt;که پاتوقش همیشه خدا&lt;br /&gt;نزدیک مدارس دخترانه است&lt;br /&gt;در دسته جات عزاداری&lt;br /&gt; اسفند دود می کند!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;نیما پشت ماکسیمایش می نویسد&lt;br /&gt;"من سگ کوی حسینم"&lt;br /&gt;ولی هیچ وقت از چارلی!&lt;br /&gt;سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;حاج مجید مداح معروف شهر&lt;br /&gt;بابت ۷ ساعت مداحی&lt;br /&gt;حقوق ۵۰ روز&lt;br /&gt;یک کارگر را می گیرد!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;جباری رییس شرکت&lt;br /&gt; لبنیات شیر تو شیر!&lt;br /&gt;۳۰شب شیر صلواتی&lt;br /&gt;به خلق خدا می دهد&lt;br /&gt;و ۳۳۵ روزهم&lt;br /&gt; با اضافه کردن آب&lt;br /&gt;شیرشان را می دوشد!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;به جای آنکه ما&lt;br /&gt;بر مصیبت مولا بگرییم&lt;br /&gt;مولا بر مصیبت ما می گرید!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است &lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;حاج آقا کلامی&lt;br /&gt;۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند&lt;br /&gt;ولی در شب دهم&lt;br /&gt; سر زود پایین آمدن از منبر&lt;br /&gt;با هیت امنا دعوی می کند!&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;هیت امنای مسجد ...علیه السلام!&lt;br /&gt;درست وقت اذان ظهر عاشورا&lt;br /&gt;اطعام عزاداران را شروع می کنند&lt;br /&gt;و بعد از آن با انرژی و فلوت!&lt;br /&gt;سینه می زنند و گریه می کنند !&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است &lt;br /&gt;چون وقتی محرم می آید...&lt;br /&gt;کل یوم عاشورا&lt;br /&gt;یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه&lt;br /&gt;کل ارض کربلا&lt;br /&gt;یعنی...چند مسجد و چند تکیه !&lt;br /&gt;حسین (ع)  هنوز مظلوم است&lt;br /&gt;چون وقتی خورشید&lt;br /&gt;عصر عاشورا غروب کرد&lt;br /&gt;او هم می رود&lt;br /&gt;تا سال بعد !&lt;br /&gt;تا یاد بعد!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-3543493141310008669?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/3543493141310008669/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=3543493141310008669' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3543493141310008669'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3543493141310008669'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/03/blog-post.html' title='حسين (ع) مظلوم هميشه'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-4536904617392917454</id><published>2008-02-03T18:36:00.000+03:30</published><updated>2008-02-03T18:38:43.314+03:30</updated><title type='text'>اصول گرایی و نقش ارزش ها</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;اصول گرایی به معنای گرایش به ریشه ها و خاستگاه هاست. برای هر چیزی در دنیا اصل و فرع و یا ریشه و شاخه ای است. اصول گرایی به معنای بازگرداندن فروعات و شاخه های به اصل و حفظ اصول و ریشه هاست. اصول و ریشه ها می تواند هنجاری و یا ضد هنجاری ، ارزشی و یا ضد ارزشی باشد؛ از این روست که اصول گرایی به خودی خود ارزش به شمار نمی آید؛ زیرا هر اصلی که ثابت و پایدار است می تواند اصلی ضد هنجاری و ضد ارزشی باشد. بنابراین نمی توان زمانی که اصول گرایی سخن گفته می شود، از نقش ارزش ها و هنجارها در اصول گرایی سخن نگفت.&lt;br /&gt;در آیات قرآن از اصولی سخن به میان می آید که ارزشی است و تنها سنت هایی مورد تایید قرار می گیرد که دارای بار ارزشی و هنجاری باشد. بسیاری از عادات و آداب و رسوم و سنت های اجتماعی است که ریشه و خاستگاه ضد ارزشی و عقلانی و عقلایی دارد و تنها به سبب اصل گذشته گرایی و ریشه دار بودن و ثابت ماندن در درازنای تاریخ مورد تایید و امضا قرار می گیرند از این روست که قرآن در تایید اصول به معیار عقلانی و عقلایی و ارزشی و هنجاری بودن آن توجه می دهد و تنها اصول و قوانین و سنت هایی را مورد امضا و تایید قرار می دهد که از این ملاکات و معیارها بهره مند باشند.&lt;br /&gt;خداوند درآیه  26 سوره نساء با اشاره به سنت ها واصولی که در جامعه و اجتماع جاگیر شده است می فرماید: یرید الله لیبین لکم و یهدیکم سنن الذین من قبلکم ؛ خداوند اراده می کند تا برای شما مسایل را تبیین و روشن کند و به سوی سنت های کسانی که پیش از شما بودند هدایت نماید.&lt;br /&gt;این سنت هایی که خداوند می کوشد تا با تبیین و روشن کردن آن ها مردمان را به سوی آن هدایت کند، اصول و سنت هایی است که دارای ارزش است و ایشان را به سوی کمال می برد. از این رو را با بازخوانی سنت ها و اصول موجود در میان مردمان تنها سنت ها واصولی را تایید و امضا می کند که برای جامعه مفید و سازنده و هنجاری است. آیات نخست این سوره تا این آیه مورد نظر به بیان احکام و سنت ها و قوانینی پرداخته است که جامعه را در امور مختلف حفظ  و به سلامت نگه می دارد. از این روست که تنها از میان سنت ها و اصولی که در میان گذشتگان و پیشینیان وجود داشت به شکل گزینشی و انتخاب برخی را تایید و بسیاری را به عنوان امور غیر ضروری و یا ضد هنجاری و ارزشی به کنار می نهد.&lt;br /&gt;به سخن دیگر حتی ممکن است که اموری در عصر و زمانی هنجاری و ارزشی باشد ولی این گونه نیست که در همه عصرها هنجاری و مفید باشد. از این روست که بخشی  از قوانین و آموزه ها حتی وحیانی دست خوش تغییر می شود و بقای آن نه تنها ارزشی به شمار نمی آید بلکه ضد ارزشی و هنجاری است. از این روست که در هر عصر از عصور تاریخ بشری قانون و شریعتی وضع می شود و شرایع مختلف چون شریعت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی (ع) از سوی خداوند به عنوان کتاب و قانون فرو فرستاده می شود و در زمانی دیگر این شرایع تغییر کلی و یا جزیی می یابد و تنها دین به عنوان پایه و اصول اساسی باقی و برقرار است. این مساله تا زمانی ادامه داشت که انسان به کمالی دست یابد که بتواند همه قوانین و اصول اساسی که دایمی و همشیگی است دریافت دارد و بر اساس اصول و محکمات در شرایط متغیر احکام و قوانین روزمره و متغیر را اصول و کلیات استنباط کند. این گونه است که دو دسته از احکام و قوانین و سنت ها پدیدار شد و قوانین به دو دسته ثابت و متغیر و نیز اصول و محکمات و فروع و جزئیات دسته بندی شد .&lt;br /&gt;اصول در این صورت تنها محکمات وکلیات ثابت و غیر متغیر هنجاری و ارزشی و محکم عقلی و عقلایی و شرعی می باشند که از طرق مختلف به بشر ارزانی شده است. این همان اصول و محکماتی است که در آیه 7 سوره بقره از آن به محکمات در برابر متشابهات از آن یاد شده و در جایی دیگر به اصل ثابت که فرعها فی السماء است از آن تعبیر شده است.&lt;br /&gt;بنابراین اصول و اصول گرایی زمانی معنای درست و راستی می یابد که اصول از دسته اصولی ثابت و محکم و استواری باشد که ارزشی و عقلانی و عقلایی و هنجاری بوده و از اصول نابهنجار و ضد ارزشی بیرون باشد.&lt;br /&gt;قرآن در آیات بسیاری به اصول اساسی و کلیدی هنجاری و ارزشی اشاره می کند. بی گمان توحید و معاد و هدفمندی آفرینش و حسابرسی در دنیا و آخرت از اصول اعتقادی اصیل و ارزشی و محکمات استوار اسلام و قرآن است. در حوزه روشی و ارزشی عدالت و احسان و قانون گرایی و بشر دوستی و اهتمام به طبیعت و محیط زیست و عدم فساد و تباهی محیط خشکی و دریا و از دیگر اصولی است که مورد تاکید و تایید اسلام و قرآن است.&lt;br /&gt;مجموعه اصول ارزشی و هنجاری اسلام در حوزه های مختلف بینشی و نگرشی و رفتار فردی و اجتماعی را می توان در آیات قرآن جست و به دست آورد. از این روست که تنها زمانی اصول گرایی معنا درست می یابد که شناخت کاملی از مجموعه اصول و قوانین ارزشی و هنجاری اسلام و اصول ضد ارزشی و نابهنجاری آن داشته باشیم و در راستای عمل به آن اقدام و حرکت کنیم . بر همین اساس و پایه است که قرآن در سوره عصر و در آیات بسیار دیگری به مساله ایمان به مجموعه اعتقادات ارزشی در شخص و دعوت دیگری بدان و نیز عمل به مجموعه هنجارهای اخلاقی و رفتاری به عنوان عمل صالح و نیک و دعوت دیگران به آن به عنوان اصول اساسی اسلام و قرآن اشاره می کند. بنابراین اصول گرایی مطلوب از نظر قرآن و اسلام تنها ایمان به آموزه ها و گزاره های وحیانی قرآن و دستورهای معصومان (ع) و عمل به آن ها و نیز دعوت دیگران در دو حوزه بینشی و نگرشی است.&lt;br /&gt;اصول گرایان از دیدگاه قرآن تنها زمانی اصول گرایان واقعی هستند که اصول ارزشی و هنجاری را شناخته و خود بدان باور کرده و عمل نمایند و دیگران را نیز به باور و عمل آن دعوت کنند.&lt;br /&gt;معاشرت به معروف (نساء ایه 19) و امر به معروف و نهی از منکر و تفکر ارزشی و روشی عدالت محوری و عدالت گرایی و عدالت خواهی (اعدلوا هو اقرب للتقوی و نیز امر بالعرف  و مانند آن ها) بخشی از اصول گرایی است.&lt;br /&gt;از این جا دانسته شد که اصول گرایی ارتباط تنگاتنگی با دو حوزه ارزش ها و نیکی ها دارد. بنابراین زمانی از اصول گرایی می بایست سخن گفت که این دو همواره مد نظر باشد.&lt;br /&gt;در انتخاب و گزینش هر شخصی برای اعمال جزیی و کلی و مناصب خرد و کلان می بایست این اصول مد نظر قرار گیرد و تنها کسانی انتخاب شوند که بر اصول ارزشی پای بند و بدان در مقام عمل وفادار باشند. التزام عملی به اصول ارزشی و هنجاری اسلام را می توان از تقوای عمل مردمان به دست آورد. بهترین را تشخیص و سنجش و ارزیابی اشخاص تقوای عمل آنان است که به شکل اعمال صالح خود نمایی می کند. از این روست که دختران شعیب در داوری خویش از صلاح و درستی حضرت موسی (ع) به رفتار و کردارهای نیک او بسنده کرده و بر پایه آن داوری و قضاوت و ارزیابی خویش را اعلام می کند و می گویند: انه قوی امین ؛ زیرا این قوت را از راه کار کردن با ابزارهای کشیدن آب از چاه و آب دهی به گوسفندان به دست آورند و امانت وی را از گفتار و شیوه بیان و احترام و عزتی که به زنان روا داشت شناختند. از این روست که عمل اشخاص بهترین راه شناخت التزام عملی به باوری است.&lt;br /&gt;قرآن در جایی دیگر توضیح می دهد که ایمان امری در درون قلب ها و باطن هاست و نمی توان به سادگی شناخت ولی از راه عمل می توان باطن و باور اشخاص را به دست آورد از این روست که عمل صالح را بالابر افکار و اندیشه ها می داند و می فرماید: والعمل الصالح یرفعه ؛ آن کلمه طیب و پاک ایمان را عمل صالح است که بالا می برد و یا این که خداوند عمل صالح را ملاک قرار می دهد ؛ زیرا شخص افکار و اندیشه های خویش را به شکل عمل ظاهر می کند و این ملاک انسان است و اگر کسی می خواهد ایمان و باور و اعتقاد کسی را بشناسد می بایست به عمل او نگاه کند. از این روست که شخصیت انسان را عمل او که متاثر از اندیشه و بینش اوست می سازد و این بینش و اندیشه است که به شکل عمل خود را نشان می دهد و چون خدا شخصیت وجودی و آن شاکله هستی او را بالا می برد آن چه بالا می رود نیز عمل اوست و آن عمل یعنی وجود شخصیت اوست که در ترازوی قرار داده می شود و ارزش و اعتبار او شناخته و معلوم می گردد. از این روست که خداوند می فرماید که عمل صالح اشخاص را خداوند بالا می برد که بیانگر ایمان و کلمات طیب وجودی اوست.&lt;br /&gt;به هر حال عمل صالح و رفتارها و هنجارهای هر شخصی بیانگر اعتقادات و باورها و التزامات وی است. از این روست که دختران شعیب به این اصول توجه داشته و آن را ملاک داوری و سنجش خویش قرار داد ند و حکم کردند که این مردی قوی وامینی است.&lt;br /&gt;در مساله انتخاب طالوت نیز به عملکرد و دانش وی و توانایی جسمی برای مدیریت نظامی و سیاسی کشور اشاره می شود تا اصول اساسی و ارزشی از اصول نادرست و ضد ارزشی بازشناخته شود. از این روست که خداوند تاکید می کند که تنها اصولی می بایست معیار داوری باشد که در راستای تکامل فردی و اجتماعی باشد و هم چنین با توجه به نیازها و توانایی های مورد نیاز می بایست انتخاب انجام شود.&lt;br /&gt;این بدان معناست که ممکن است شخصی مجتهد  خوبی باشد ولی در حوزه مرجعیت در جا زند و یا می تواند در حوزه مدیریت خوب باشد ولی در تدریس و تالیف ضعیف باشد. اثبات خوبی شخصی بدان معنا نیست که وی در همه حوزه ها می تواند مسئولیت بپذیرد؛ زیرا ممکن است که وی در عمل ناتوان از اجرا امور باشد. از این روست که امیر مومنان(ع) بسیاری از دوستان توانمند و خوب خویش را به اموری چون استانداری و نظامی گری نمی گمارد. این بدان معنا نیست که وی فردی خوبی نبود بلکه توانایی برای این مسئولیت را نداشت.&lt;br /&gt;بنابراین اصول گرایی به معنا توجه به ارزش ها و نقش هاست و نمی توان به صرف اصول گرایی بودن وی را تایید و یا برای نقشی او را به کار گمارد.&lt;br /&gt;در آیات و روایات بسیاری می توان به مساله التزام عملی به عنوان راه شناخت انسان های باورمند و مومن از دروغیان و منافقان  دست یافت. اگر نگاهی گذرا به روش ها و شیوه های شناخت اهل عدالت و تقوا که از شروط شهادت و قضاوت در آیات و روایات دانسته شده  شود، به آسانی می توان دریافت که ملاک و معیار داوری و سنجش آن تنها عملکرد و رفتارهای هنجاری او در میان خویشان و اجتماع است.&lt;br /&gt;بنابراین حوزه عمل اجتماعی به شکل هنجاری و رفتارهای نیک و پسندیده است که اصول گرای واقعی را نشان می دهد. اصول گرای واقعی کسی است که ایمان خویش به ارزش ها و هنجارها را به شکل عمل نشان می دهد. چنان که در داوری دختران شعیب این قضاوت و داوری را دیده و مورد تایید خداوند و قرآن قرار گرفته و به عنوان روشی درست و کامل معرفی شده است.&lt;br /&gt;آن چه گفته شد گوشه ای از اصول گرایی و نقش ارزش ها در آن است که در حوصله این نوشتار کوتاه بوده است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-4536904617392917454?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/4536904617392917454/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=4536904617392917454' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4536904617392917454'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4536904617392917454'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/02/blog-post.html' title='اصول گرایی و نقش ارزش ها'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-8025622894279956218</id><published>2008-01-09T20:10:00.000+03:30</published><updated>2008-01-09T20:13:02.847+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زنان در بهشت در آموزه های قرآنی'/><title type='text'>زنان در بهشت در آموزه های قرآنی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;یکی از پرسش هایی که همواره از سوی بسیاری از مردان و زنان مطرح می شود مساله حضور،  جایگاه و مقام زنان در بهشت است. قرآن به این مساله به صورتی که درباره مردان پرداخته است توجه نداده است. به نظر می رسد که زنان مومنان در بهشت می بایست در کنار شوهران مومن خویش باشند. آن چه تصور عمومی از وضعیت زنان و مقام ایشان در اذهان مردم وجود دارد برگرفته از مجموعه ای روایات معتبر و غیر معتبر و اسلامی و اسرائیلی است.&lt;br /&gt;زن در قرآن موجودی است که از نفسی و روانی آفریده شده است که ما آن را به نام آدم می شناسیم. در گزارش قرآن از آفرینش انسان نخستین که آدم نام دارد پس از مساله تعلیم اسما و خلافت الهی آدم بر موجودات و استنکار و استکبار ابلیس از بهشتی سخن به میان می آید که آدم (ع) در آن قرار گرفته است. در این جاست که در گزارش قرآن سخن از همسر و جفت آدم به میان می آید ولی قرآن توضیح نمی دهد که این همسر و جفت چگونه آفریده شده است و تزویج و ازدواج ایشان چگونه و به چه شکلی اتفاق افتاده است.( بقره آیه 30 تا 35)&lt;br /&gt;اما در آغاز سوره نساء یعنی آیه نخست آن گزارشی از چگونگی آفرینش این جفت که ما آن را حوا می شناسیم و قرآن هرگز به نام او اشاره نمی کند ، به دست می دهد. در این گزارش آمده است که جفت آدم و زوج وی ، از نفس آدم آفریده شده است و در حقیقت جفت آدم بخشی از وجود اوست. بنابراین جفت آدم به عنوان بخشی از وی بوده از او جدا شده است. آن گاه از این جفت همه انسان خلق شده اند.&lt;br /&gt;بنابراین زن به معنای جفت و همسر و زوج در گزارش قرآنی مطرح می شود و از استقلالی خاص برخوردار نمی باشد. در حقیقت حوا بخشی از وجود و نفس آدم است که از وی جدا شده است و در کنار وی قرار گرفته است.&lt;br /&gt;پس از هبوط آدم و حوا به زمین و تولید نسل از راه نطفه است که نسل بشر افزایش می یابد و مساله انتخاب همسر و جفت از میان دختران و پسران مطرح می شود.&lt;br /&gt;در آیات قرآنی جن و انس به عنوان تنها مکلفان و دارندگان اختیار و انتخاب مطرح می شوند که خود می توانند راه خویش را برگزیند و به هدایت و یا ضلالت  گرایش یابند. جن و انس شامل مردان و زنان از هر دو نوع را شامل می شود. بنابراین زنان و مردان همانند هم مکلف هستند.&lt;br /&gt;از آن جایی که مساله زوجیت در دنیا امری عمومی است و همه موجودات در دنیا دارای زوج می باشند این مساله اختصاص به انسان ها و یا جنیان نداشته و ندارد و تنها تفاوت ایشان با دیگران مساله تکلیف و اختیار و انتخاب و به تبع آن پاداش و کیفر است.&lt;br /&gt;زنان در دنیا به جهت ویژگی ها دنیا نوعی وابستگی و تبعیت به مردان دارند که قرآن از آن به قوامیت یاد می کند. زنان به مردان برای قوامیت نیاز دارند و مردان به زنان برای آرامش خویش نیازمند هستند.&lt;br /&gt;هر مرد و زنی در رستاخیز پاداش کار خویش را خواهد گرفت و گناه و بار سنگین آن را دیگری بر دوش نخواهد گرفت. از این روست که قرآن به صراحت و شفافیت سخن از این می گوید که مردان پاداش عمل خویش را خواهند گرفت و زنان نیز دستاورد خویش را خواهند یافت.&lt;br /&gt;اما در بهشت وضعیت زنان چگونه خواهد بود؟ به نظر می رسد که زنان مومن با شوهران مومن خود خواهند بود؛ ولی این معنا به چند جهت نادرست است. در قرآن همواره از حوریان و زنان بهشتی خاصی سخن می گوید که برای مردان آفریده می شوند که پیش از این از سوی جن و انسی تصرف نشده اند. این زنان بهشتی هستند که برای مردان آفریده می شوند و دارای اشکال و تنوع بسیاری هستند. اما هر گز از همسران زنان سخنی به میان نیامده است. به نظر می رسد که برای زنان آفریده های دیگری است که ما از آنان به غلمان و یا پسران چهارده ساله برنا و زیبا یاد می کنیم. اما چرا قرآن به صراحت و روشنی به این مساله نپرداخته است؟&lt;br /&gt;به نظر می رسد که علت آن را در دو چیز می بایست جست: نخست آن که حیا و عفت را در این حوزه همانند مسایل زناشویی رعایت کرده است و دیگر آن که خواسته است تا غیرت مردان را بر نیانگیزد.&lt;br /&gt;دلیل و شاهدی که بر وجود پسرانی برای زنان بهشتی همانند حوریان برای مردان بهشتی می توان آورد دو چیز است: نخست آن که قرآن بیان می دارد که در بهشت هر کسی هر چیزی را خواست و از روی شهوت بدان گرایش یافت و نفس و هواهای آن خواست به دست می آورد: ما تشتیهه الانفس . زمانی که مرد چیزی را به شهوت بخواهد چه از خوردنی و یا پوشیدنی و یا هر خواسته و شهوت دیگری همانند جنسی در همان زمان زن مومن ممکن است شهوت وخواسته دیگری داشته باشد. دوم این که دو مرد و زنی هر گز از نظر درجه و رتبه در یک درجه و رتبه نیستند تا در این نقطه و منطقه باشند و از درجه یگانه ای در بهشت برخوردار باشند. اگر افزون بر جزای وفاق و پاداش برابر به فضل الهی رتبه ای افزایش یابد و زن به همان مقام شوهر زمینی و یا شوهر به همان مقام همسر زمینی خویش بالا آید باز این اختلاف وجود خواهد داشت که اراده آنان و شهوت آنان نیز مختلف باشد و مرد یا زن می بایست در همان خواسته تن دهد در حالی که انسان ها بهشتی از هر لحاظ آزاد هستند و می توانند خواسته دیگری داشته باشند و تن به خواسته دیگری ندهند. اما با وجود حوری و غلمان این امکان وجود دارد که هر گونه که بخواهند و اراده کنند عمل کنند که مصداق کامل بما تشتهیه الانفس است.&lt;br /&gt;البته هر همسری می تواند با شوهر خویش دمی یا زمانی باشد ولی این بدان معنا نیست که زن مجبور باشد بلکه هر گاه خواست هر عمل دیگری می کند که مصداق بما تشتهیه الانفس باشد. بنابراین می بایست گفت که زن و شوهر در بهشت از آزادی عمل بسیاری برخوردارند و زنان دارای شوهری بهشتی همانند حوریان هستند که غلمان هستند. این غلمان همانند حوریان زیبا و مطیع محض هستند و تحت اراده و خواسته زن و مرد عمل می کنند. این گونه است که نهایت آزادی در اجرای خواسته در بهشت فراهم می آید.&lt;br /&gt;البته  این بدان معنا نیست که زن و شوهر زمینی در بهشت نمی توانند در کنار هم باشند و از یک دیگر بهره نبرد ولی این آزادی همواره در آن جا برای هر یک وجود دارد که غلمان و یا حوری را در آغوش کشد به ویژه آن که در آن جا تکلیف و گناه معنا و مفهومی ندارد.&lt;br /&gt;به هر حال نیازی نیست که به سختی برای زنان را هم چنان اسیر شوهران دانسته و احکام دنیا همانند قوامیت را در بهشت نیز تعمیم و گسترش دهیم. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-8025622894279956218?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/8025622894279956218/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=8025622894279956218' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8025622894279956218'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8025622894279956218'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2008/01/blog-post.html' title='زنان در بهشت در آموزه های قرآنی'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-7767405324512359737</id><published>2007-12-06T19:26:00.001+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:24.106+03:30</updated><title type='text'>مراسم كلنگ زني مجموعه ورزشي رامسر</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R1gcTC5n5uI/AAAAAAAAAD0/ThomUuPXJBM/s1600-h/3.jpeg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5140890088165074658" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R1gcTC5n5uI/AAAAAAAAAD0/ThomUuPXJBM/s320/3.jpeg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;به گزارش خبرگزاري فارس از رامسر، امير پريچهره امروز در مراسم كلنگ زني مجموعه ورزشي رامسر اعتبار عمراني در بخش ورزش مازندران را بيش از 5 ميليارد تومان اعلام كرد و افزود: :ما به اندازه مسجد و مدرسه نيازمند مكانهاي ورزشي هستيم و باتوجه به استقبال فراواني كه از سوي جوانان به رشته هاي ورزشي مي شود بايد نگاه ويژه اي به اين بخش داشت.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;وي اظهار داشت:در سفر رياست محترم جمهوري 67 طرح مربوط به تربيت بدني است كه مصوب شده و از اين طرحها 16 سالن براي خانم ها و 17 سالن براي آقايان است كه هر كدام از سالنها نيازمند 250 تا 300ميليون تومان اعتبار است كه با بهره‌برداري از اين طرحها 2100 مترمربع فضاي ورزشي به فضاهاي ورزشي موجود استان اضافه خواهد شد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;مدير كل تربيت بدني مازندران ادامه داد: ساخت مجموعه چهار اسكله قايقراني، دو پناهگاه كوهنوردي و مطالعه طرح المپيك جهت انجام بازيهاي آسيايي در مصوبات دولت پيش بيني شده است كه هر اسكله نيازمند 450 ميليون تومان اعتبار است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;پريچهره گفت:اميدواريم با بهره‌برداري اين پروژه در رامسر مشكلات ورزشي براي جوانان اين شهرستان به حداقل برسد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;نماينده مردم رامسر و تنكابن در مجلس شوراي اسلامي نيز گفت:از اهدا كننده زمين جناب آقاي عبدالكريمي و مسئولان مربوطه تشكر و قدرداني مي كنم و اميدوارم جوانان رامسر با افتتاح اين مجموعه استفاده كافي از آن ببرند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;جعفر قلي راهب ادامه داد:يكي از روشهاي تربيت انسان پرورش جسم و روح است كه با ورزش تحقق مي يابد و ايجاد چنين مجموعه هايي در شهرستانها مي تواند باعث نشاط و شادابي در بين جوانان باشد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اين مجموعه ورزشي يكي از طرحهاي مصوب سفر رياست محترم جمهوري به رامسر است كه در زميني به مساحت2000متر مربع اهدايي علي اكبر عبدالكريمي و به نام پدر وي مرحوم محمد حسين عبدالكريمي احدث مي شود. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-7767405324512359737?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/7767405324512359737/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=7767405324512359737' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7767405324512359737'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7767405324512359737'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/12/blog-post_06.html' title='مراسم كلنگ زني مجموعه ورزشي رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R1gcTC5n5uI/AAAAAAAAAD0/ThomUuPXJBM/s72-c/3.jpeg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-3930866916726245333</id><published>2007-12-06T19:20:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:24.218+03:30</updated><title type='text'>پرتوهای طبیعی رامسر و فیلم من انرژی هسته نیستم</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R1gbGC5n5tI/AAAAAAAAADs/mXHS9nq4KJk/s1600-h/094%2520Strand%2520an%2520der%2520Great%2520Ocean%2520Road-1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5140888765315147474" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R1gbGC5n5tI/AAAAAAAAADs/mXHS9nq4KJk/s320/094%2520Strand%2520an%2520der%2520Great%2520Ocean%2520Road-1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نفع یا به ضرر رامسر؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«من انرژي هسته‌اي نيستم!»به آمستردام رفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فيلم مستند «من انرژي هسته اي نيستم!»،ساخته مهدی قربان پور از 23 نوامبر تا اول دسامبر (دوم تا دهم آذر 86) در بازار جهاني معتبرترين جشنواره جهاني سينماي مستند ايدفا (idfa) در آمستردام هلند حضور خواهد داشت.&lt;br /&gt;«من انرژی هسته ای نیستم!» به کارگردانی مهدی قربان پور-کارگردان مازندراني- و تهیه کنندگي محمد شکیبانیا در موسسه فرهنگي و هنري فها (فرهنگ، هنر، ادبيات) به توليد رسيده است.&lt;br /&gt;ایدفا مهم‌ترین و بزرگ‌ترین جشنواره مستند جهان محسوب می‌شود و امسال بیستمین دوره آن از 22 نوامبر تا سوم دسامبر برپا می‌شود.&lt;br /&gt;اين فيلم پيش از اين در نخستين جشنواره بين‌المللي سينماي حقيقت به نمايش درآمد كه مورد استقبال تماشاگران ونيز مديران جشنواره‌هاي مستند مارسي فرانسه، هات داكز كانادا و هلسينكي فنلاند نيز قرار گرفت .&lt;br /&gt;دومين نمايش مستند" من انرژي هسته اي نيستم"، پنج شنبه اين هفته ساعت 17:15 درخانه سينما برگزار مي شود. خانه سينما در خيابان بهار جنوبي،کوچه سمنان،شماره 23 واقع است.&lt;br /&gt;عوامل مستند «من انرژی هسته‌ای نیستم!» عبارتند از:&lt;br /&gt;طراح و کارگردان: مهدی قربان‌پور&lt;br /&gt;تصویربردار: هومن بهمنش&lt;br /&gt;صدابردار: امیر عباس کیاپور&lt;br /&gt;پخش کننده فیلم: موسسه فرهنگي هنري فها FAHA&lt;br /&gt;مستند، رنگی، 36دقیقه، اِچ.دی.وی، 1386&lt;br /&gt;خلاصه داستان: پرتوهای رادیواکتیو در شهری کوچک در شمال ایران باعث رونق فضای انتخابات شورای شهر برای کاندیداهاست... قربان پور &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-3930866916726245333?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/3930866916726245333/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=3930866916726245333' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3930866916726245333'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3930866916726245333'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='پرتوهای طبیعی رامسر و فیلم من انرژی هسته نیستم'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/R1gbGC5n5tI/AAAAAAAAADs/mXHS9nq4KJk/s72-c/094%2520Strand%2520an%2520der%2520Great%2520Ocean%2520Road-1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-6635554550491132234</id><published>2007-11-20T18:31:00.000+03:30</published><updated>2007-11-20T18:34:16.655+03:30</updated><title type='text'>2  ستاره ی سهیل</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;                                               نوشته ی: "&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; فاطمه پورمنصوری&lt;/span&gt;"                                 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;".... نگاه سهیل به پارگی لب ستاره افتاد. اطمینان داشت در دیدار قبلی این بریدگی وجود نداشت. با اشاره به لب خود، با تردید پرسید: " لبتون... چند دیقه قبل نبود."&lt;br /&gt;"اوه ، بله. تو راه پله افتادم... مهم نیست."&lt;br /&gt;اما برای سهیل بسیار مهم بود. معذرت خواهی کردو از اتاق خارج شد. در دل حس بدی نسبت به این موضوع پیدا کرده بود. در چشمان ستاره می دید که دروغ می گوید. اما چرا؟&lt;br /&gt;"عصرونه ی خوبی بود. بازم بخاطر مزاحمتمون معذرت میخوام. در اصل ما باید شما رو دعوت می کردیم، نه شما مارو."&lt;br /&gt;"این چه حرفیه سهیل جان؟ بالاخره نوبت ما هم میشه."&lt;br /&gt;"راستی ما هفته ی آینده یه مهمونی در پیش داریم. خوشحال میشیم شما و دختر خانومتونم تشریف بیارین."&lt;br /&gt;"پس همسرم چی؟"&lt;br /&gt;"اوه، واقعاً متاسفم.والبته همسرتون. مادرم برای دعوت رسمی با شما تماس می گیرن."&lt;br /&gt;"میدونید، ستاره خیلی خجالتیه فکر نکنم که بیاد..."&lt;br /&gt;چهره ی سهیل در هم رفته بود که آقای محمدی ادامه داد:" من تمام تلاشمو میکنم که با خودمون بیارمش." ودستی بر شانه ی سهیل زدو لبخندی به چهره ی شرمگین او زد.&lt;br /&gt;                                                       *******************************&lt;br /&gt;سهیل بدون این که جواب سوالات پی در پی مادرش را بدهد وارد اتاقش شد وخود را روی تخت انداخت.بی نهایت شاد بود. همان طور که ویکتور هوگو می گوید:((آن روز نگاه کوزت ماریوس را دیوانه کرد و نگاه ماریوس کزت را به لرزه در آورد. ماریوس با اطمینان رفت و کوزت با اضطراب. آن روز یکدیگر را پرستیدند.)) یا در جای دیگری که گفت:((هر زن در زندگی خود یک بار این گونه نگاه می کند که تن هر رهگذری را می لرزاند. وای به روز مردی که آن لحظه آن جا باشد و اسیر آن نگاه شود.))&lt;br /&gt;و سهیل آنجا بود. گفتار آن نگاه شد.&lt;br /&gt;وستاره . ستاره ای که از عشق به سهیل گریزان بود.&lt;br /&gt;"تو باید به اون مهمونی بیای! می فهمی؟ این برای من مهمه. پدر اون رئیس اون کمپانی بزرگه."&lt;br /&gt;"خواهش می کنم پدر... من نمی خوام این کارو با اون بکنم."&lt;br /&gt;"برام مهم نیست که تو دوست داری چه کاری رو بکنی و چه کاری رو نکنی."&lt;br /&gt;"اما آخه تقصیر اون چیه. اون چرا باید توی دام کثیف تو بیفته؟"&lt;br /&gt;"توباید حرف پدرتو گوش کنی. "&lt;br /&gt;"تو مادر من نیستی که به من بگی چه کار کنم."&lt;br /&gt;"ستاره ، با مادرت درست صحبت کن!ِ"&lt;br /&gt;"اون مادر من نیست."&lt;br /&gt;آقای محمدی سیلی محکمی به ستاره زد. طوری که به شدت به زمین خورد و دست چپش شکست.&lt;br /&gt;                                                                **********************&lt;br /&gt;دو روز بعد مدرسه ها باز شد. ستاره آن سال، سال آخر بود و پشت کنکوری.&lt;br /&gt;                                                                                                                ادامه دارد......&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-6635554550491132234?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/6635554550491132234/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=6635554550491132234' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6635554550491132234'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6635554550491132234'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/2.html' title='2  ستاره ی سهیل'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-1971849207738339162</id><published>2007-11-16T17:51:00.000+03:30</published><updated>2007-11-16T17:53:28.312+03:30</updated><title type='text'>ستاره ی سهیل</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;                                  &lt;span style="color:#330099;"&gt;قسمت اول&lt;/span&gt;                                      &lt;span style="color:#ff0000;"&gt; نوشته ی: فاطمه پورمنصوری&lt;/span&gt;"&lt;br /&gt;هوای ابری، آن روز دلگیر را دلگیرتر کرده بود. گویی آسمان نیز با او لج کرده بود. آخر این چه سرنوشتی بود؟ کاش می شد آن را از سر بنویسد. کاش یک باردیگر فرصت داشت از نو آغاز کند. ابرها گریه کردند،وشاید همین گریه ی ابرها بود که بغض او را شکست وصدای هق هقش رابلند کرد. زانوانش توان رفتن نداشت. همان جا نشست و آنقدر اشک ریخت که ابرها از باریدن خسته شدند. چه غروب غم انگیزی. غم در چشمان َآسمان هم موج میزد. به زحمت خود را روی نیمکتی که کنارش بود انداخت. چشمانش را بست و به یاد آورد.........&lt;br /&gt;"سهیل به همراه تعدادی از دوستانش از باشگاه به خانه می آمد. حدوداً ده خانه پایین تر از خانه ی شان، خانواده ای مشغول بردن وسایلشان درون خانه بودند.&lt;br /&gt; کاش می توانست بگوید" کاش قلم پام شکسته بود و پامو تو اون خراب شده نمی ذاشتم." اما چه متوانست بگوید که این بهترین اتفاق زندگیش بود.&lt;br /&gt;" دختری را دید که در حال بلند کردن چمدان سنگینی است. دخترک چهره ی معصومی داشت. از آن چهره هایی که هیچ گاه از ذهن آدمی بیرون نمی رود.&lt;br /&gt;سهیل جذب چهره ی او شد. بدون هیچ حرفی از دوستانش دجدا شد و خود را به دختر رساند، دستش را دراز کرد تا چمدان را بلند کند که صدایی شنید. "ممنون، خودم میتونم ببرمش."&lt;br /&gt;سهیل سرش را بلند کرد وبه دخترک نگاه کرد اما متوجه شد که او حتی برای اداء جمله نیز به او نگاه نکرده است. با این که حسابی از بی اعتنایی او لجش در آمده بود با لبخند گفت:"این چمدون برای خانومی مثل شما خیلی سنگینه، براتون میارمش."&lt;br /&gt;" مگه شما بار برید؟"&lt;br /&gt;لبخند سهیل روی صورتش خشکید. " باربرهستم، اما نه باربر شما، فقط خواستم به یه همسایه کمک کنم. اما انگار شما خیلی سریع موضع گیری می کنید و در مقابل همسایه هاتون خیلی بدرفتار میکنین . باید بگم این رفتار شایسته ی یه خانوم مثل شما نیست."&lt;br /&gt;او خواست از حیاط خارج شود که با مردی در پشت سرش مواجه شد.&lt;br /&gt;"ستاره! این چه کاریه؟ ببخشید که دخترم باهاتون بد حرف زد"&lt;br /&gt;"نه خواهش می کنم. برحسب وظیفه اومدم کمک"&lt;br /&gt;"شما لطف دارین. واقعاً برای رفتار دخترم متاسفم همیشه این جوری نیست. راستش هروقت به خاطر کار من مجبوره از دوستاش جداشه این جوری میشه. بالاخره دختره دیگه، احساساتی و وابسته. اوه عذر می خوام من محمدی هستم . احمد محمدی."&lt;br /&gt;ودستش را دراز کرد. سهیل دستان آقای محمدی را به گرمی فشرد وگفت:"سهیل احمدی. از آشناییتون خوشوقتم."&lt;br /&gt;ستاره چمدان را همان جاگذاشت و رفت. اما در ذهن خود تکرار کرد"سهیل ، سهیل ، سهیل احمدی......."&lt;br /&gt;"افتخار بدین یه چای در خدمتتون باشیم . بفرماییدتو."&lt;br /&gt;"خیلی ممنون. راستشو بخواین الان از باشگاه میام. دوستام منتظرن بریم خونه"&lt;br /&gt;"چی بهتر از این. دوستاتونم صدا کنید بیان. عصرونه رو دور هم می خوریم"&lt;br /&gt;"راستش نمی خوام مزاحم شیم. تازه مثل این که دختر خانوم شما هم از بودن ما خوششون نمیاد."&lt;br /&gt;سهیل این جملات را در حالی می گفت که از ته دل آرزو می کرد داخل برود ویک بار دیگر ستاره را ببیند. ستاره ای که شاید از آن او شود."&lt;br /&gt;چه خیالی که ستاره روزی او را تنها می گذارد. تنهای تنها ، بی هیچ نشانی. &lt;br /&gt;"آقای محمدی با مهربانی دستی بر شانه ی سهیل زد وگفت:"ما رسم نداریم مهمون رو گرسنه بفرستیم خونش."&lt;br /&gt;"مهمون نه مزاحم."&lt;br /&gt;"تعارف نکن زود برو دوستاتو صداکن."&lt;br /&gt;"اما آخه......"&lt;br /&gt;"آخه واما نداره. اگه از دست ستاره ناراحتی و به خاطر این نمییای تو برم بگم بیاد ازت عذر خواهی بکنه؟"&lt;br /&gt;"نه اقای محمدی این چه حرفیه؟ چه ناراحتیی؟"&lt;br /&gt;"پس دوستاتو صداکن"&lt;br /&gt;"چشم، هر چی شما بگین."&lt;br /&gt;آقای محمدی آخرین بسته را به درون خانه برد. برلب های سهیل لبخند رضایتی نشست. دستی برای دوستانش تکان داد و گفت"بییاین"&lt;br /&gt;دوستانش وارد حیاط خانه شدند.  "چی شده سهیل چرا نمییای بریم؟ فامیلتونه؟"&lt;br /&gt;"اینا باشه واسه بعد. عصرونه دعوتیم."&lt;br /&gt;"دعوت کی؟"&lt;br /&gt;"بعداً براتون می گم. شما که مفت خوری تو خونتونه. برین تو وگرنه از مهمونی آخر هفته خبری نیست."&lt;br /&gt;همگی غرغر کنان وارد خانه شدند. سهیل چمدان را بر داشت و وارد خانه شد. آقای محمدی چمدان را در دستان سهیل دید. خواست چمدان را ازاو بگیرد که سهیل گفت:"میشه خودم براشون ببرم؟ می خوام بابت رفتارم عذر خواهی کنم."&lt;br /&gt;"طبقه ی بالا، اتاق اول."&lt;br /&gt;سهیل به طبقه ی بالا رفت، در بازبود"میتونم بیام تو؟"&lt;br /&gt;ستاره به سمتش برگشت و نگاهشان در هم گره خورد."&lt;br /&gt;کاش هیچ گاه پایش را آنجا نگذاشته بود. کاش هیچ گاه آن نگاه دروغین را نمی دید. اما حتی توان فکر کردن به این را هم نداشت.&lt;br /&gt;" "بفرمایید."&lt;br /&gt;سهیل وارد اتاق شد. "چمدونتونو آوردم."&lt;br /&gt;"لطف کردین، بذارین همونجا."&lt;br /&gt;سهیل چمدان را گوشه ی اتاق، همانجایی که ستاره اشاره کرده بود گذاشت و خواست از در خارج شود که ستاره گفت:"آقای احمدی!"&lt;br /&gt;سهیل ایستاد، اما برنگشت.&lt;br /&gt;"میخواستم بگم بابت رفتارم متاسفم. واقعاً نمی دونم چرا با شما این رفتارو کردم."&lt;br /&gt;"مهم نیست."&lt;br /&gt;"در مورد همه چیز اینقدر بی تفاوتین یا فقط مورد عذر خواهی من بی تفاوتین؟"&lt;br /&gt;"گفتم که برام مهم نیست. لطفاًدیگه ادامش ندین."&lt;br /&gt;"فقط نمی خواستم کسی از دستم ناراحت باشه."&lt;br /&gt;سهیل دوست نداشت اینقدر بی تفاوت با ستاره صحبت کند. اما چاره ای نبود جز حفظ ظاهر.&lt;br /&gt;                                                                                       &lt;br /&gt;                                                                                                                             ادامه دارد........... &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-1971849207738339162?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/1971849207738339162/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=1971849207738339162' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1971849207738339162'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1971849207738339162'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_16.html' title='ستاره ی سهیل'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-1922030188989552218</id><published>2007-11-12T20:52:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:24.568+03:30</updated><title type='text'>جواهرده یا جورده همان ده بالایی</title><content type='html'>&lt;!-- Begin .post --&gt;   &lt;div class="post"&gt;&lt;a name="7272061213177162879"&gt;&lt;/a&gt;               &lt;h3 class="post-title"&gt;&lt;br /&gt;             &lt;/h3&gt;                 &lt;div class="post-body"&gt;  &lt;div&gt;       &lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMnRj6o2ZI/AAAAAAAAADU/MVwGMUzcR64/s1600-h/12905_600x304.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5130487583157574034" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 291px; height: 147px;" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMnRj6o2ZI/AAAAAAAAADU/MVwGMUzcR64/s320/12905_600x304.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;مسیر دسترسی به روستای زیبا و تاریخی جورده و یا به تعبیر امروزی و تهرانی شده جواهرده رامسر از منتهی الیه غربی شهر رامسر و از جنوب سه راهی فلسطین( تگزاس) منشعب گردیده و با عبور از میان کوههای مشجر و گذر از جنگلهای انبوه و سرسبز و مناظر طبیعی و زیبا،پرندگان و جانوران وحشی و شگفت انگیز و در امتداد رودخانه خروشان و وحشی صفا رود ادامه یافته و با افزایش ارتفاع در طول مسیر به تدریج نوع پوشش گیاهی تغییر یافته و از تراکم درختان کاسته می شود و در نزدیکی جواهرده کاملا از پوشش جنگلی خارج شده و در 26کیلومتری رامسر به چمنزار و بوته زار تغییر شکل داده و از این نقطه در دامنه کوههای پر برف سماموس،روستای سنتی و ییلاقی جواهرده با نمای وصف نشدنی خودنمایی می کند. بهشتی که اختلاف دمایش با شهر حدود 10تا12 درجه می باشد و در تابستان بخاطر دارا بودن آب و هوای خنک مورد استقبال هزاران توریست خارجی و داخلی واقع می شود.این مکان توسط ارتفاعات اطراف رامسر محاصره شده و چشمه ساران قابل شرب زیادی مانند چشمه های شیخان، آبعلی، سلمان، بریشی و کمربن در آن جریان دارد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;جواهرده جزو معدود مناطق کوهستانی رامسر است که با وجود فاصله بسیار کم با دریا، بیش از 2000متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در زمستان نیز این منطقه دارای جلوه های زیبای طبیعی بوده و حدود شش ماه از سال پوشیده از برف است و در تابستان اکثرا مه آلود بوده و هوایی شاعرانه و عاشقانه دارد.&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;جواهرده رامسر یکی از شاهکارهای طبیعی خلقت خداوند بزرگ مانند نگینی گرانبها در دل کوهستانهای سرافراز البرز می درخشد.جواهرده از سه جهت در محاصره کوههای زیباست و شبیه به دره ای کم عمق بوده با عرض کم و شیب ملایم که عرض آن در اوشیانسر،اندک بوده و به تدریج از غرب به شرق بر گستردگی آن افزوده می شود.&lt;br /&gt;در دامنه شرقی تپه های تاک سرو دیکه سر یعنی کهنه و تازه تنگدره، رمک محله، چاک دشت و صیقل محله به صورت جلگه و محلی &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMnhz6o2aI/AAAAAAAAADc/BfjBU4XyAEc/s1600-h/12900_600x428.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5130487862330448290" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 301px; height: 214px;" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMnhz6o2aI/AAAAAAAAADc/BfjBU4XyAEc/s320/12900_600x428.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;رویایی، باصفا و مناسب جهت کوه پیمایی اهالی این ده جواهر خیز می باشد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;در شل محله جواهرده، مسجد آدینه ای وجود داشت که بیش از هشتصد سال از بنای آن می گذشت، البته یک بار در دوره صفوی توسط بهمن تخریب شده و به دست شیخ الاسلام منطقه ملا شل شریف سرابی (کربلا بنه) جد خاندان شل محله ای های رامسر و تنکابن بازسازی می شود و تولیت آن تا دوره کربلایی محمد تقی شل آقاخانی در نسل آنان باقی می ماند تا این که به حجت الاسلام و المسلمین بنی هاشمیان واگذار می شود تا از تخریب و تصاحب اراضی آن که در شل محله جواهرده قرار داشت جلوگیری شود و با این حال تصرفات غیر قانونی ادامه یافت و نیمی از محوطه وقفی آن تصاحب و خانه سازی می شود و اعتراضات محمدتقی خان شل آقاخانی و بنی هاشمیان چنان که بارها برای نویسنده بیان شده بی تاثیر می ماند. در سال های اخیر چند بار مسجد کهن طمعه حریق می شود که خود یک بار شاهد آن بوده وبه سختی آتش مهار می شود ولی در سالی گویا به صاعقه ای که به درخت چنار( آزاد) برخورد می کند به کلی می سوزد ولی به گمان نویسنده شاید طعمه حریق های ناخواسته برخی شده باشد ؛ زیرا بخاری هیزمی آن چنان از هیزم های خشک انباشته می شد که آتش همواره تا سقف چوبی ادامه می یافت. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;بر ستون های اصلی آن اشعاری به یادبود بازسازی آن در عصر صفوی نوشته شده بود و از شل شریف به عنوان بانی بازسازی یاد می شود. این اشعار که توسط بنی هاشمیان به یادگاری اجدادی برای این جانب نوشته شده بود موجود است . مسجد جدید با مصالح و طراحی نوین برخلاف سبک معماری کهن منطقه بنیاد نهاده شده است و اثری جز چندین عکس از مسجد کهن باقی نمانده است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;جواهرده از چندین محله زیبا تشکیل شده که اکثرا در تابستان مملو از جمعیت بوده و مردم برای فرار از گرما و شرجی ساحل دریای رامسر به آنجا هجوم آورده و در پاییز بجز چند خانوار،مابقی به ساحل رامسر باز میگردند. محله های آن عبارتند از:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1-اوشیان سر،که در پایین مسجد دارالوداع قرار دارد.&lt;br /&gt;2-جولاخیل که از محله های بزرگ رامسر است.&lt;br /&gt;3- کربلا بنه که به سراب معروف بود.&lt;br /&gt;4-سید محله که در ضلع جنوبی مسجد آقا سید سعید در رامسر قرار دارد.&lt;br /&gt;5-بریشی محله که چشمه برشی در آن محله واقع است.&lt;br /&gt;6-آموسی خیل که در حد فاصل میان اوشیان سر و مدرسه علمیه رامسر قرار دارد.&lt;br /&gt;7- صیقل محله&lt;br /&gt;8- فتوک محله&lt;br /&gt;9. شل محله که در جهت غربی مسجد جواهرده تا بازار ادامه می یابد&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMn1D6o2bI/AAAAAAAAADk/pl4atKzHr7g/s1600-h/12904_600x352.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5130488193042930098" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 307px; height: 180px;" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMn1D6o2bI/AAAAAAAAADk/pl4atKzHr7g/s320/12904_600x352.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;میدان جواهرده&lt;br /&gt;در وسط محل،میدان جواهرده واقع است که بازار،مسجد،درمانگاه،ایستگاه رامسر و مخابرات در اطراف آن قرار دارند.در وسط میدان چندین درخت تنومند وجود دارد که از قدمت این میدان در رامسر حکایت دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازار جواهرده&lt;br /&gt;در حال حاضر بر خلاف گذشته که بازار جواهرده در رامسر رونق فراوانی داشته،بجز محدود ایامی و آنهم به دلیل فراوانی توریست در جواهرده،بازار آن دارای رونق نیست.بازار جواهرده از چندین بقالی، قصابی،نانوایی،کبابی، رستوران،یک داروخانه و چند قهوه خانه به همراه میوه فروشی و سلمانی تشکیل گردیده است که در ایام پاییز و در زمستان تعطیل است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روستاهای جواهرده&lt;br /&gt;1-سلمل&lt;br /&gt;سلمل در شرق جواهرده و در شمال شرقی رامسر قرار دارد و خیابان رامسر_جواهردهاز کنار آن میگذرد.سلمل از روستاهای مهم و بزرگ جواهرده است که در تابستان جمعیت زیادی در آن ساکنند و دارای بازاری است که شامل بقالی و نانوایی و میوه فروشی و همچنین مرغداری است.&lt;br /&gt;2-زوریک&lt;br /&gt;زوریک در جنوب شرقی سلمل و بالاتر از مدکوه و در جنوب رامسر واقع است و دارای قبرستان قدیمی و بقعه ای است که دو امامزاده بنام های سید فاضل و سید فضل در آن مدفونند،میباشد.&lt;br /&gt;3-کنارود&lt;br /&gt;کنارود در کمره کوه قرار گرفته و در آنجا انواع حبوبات،گندم و جو کشت می شود و دارای باغات فندق و گردو است.&lt;br /&gt;4-پایین مازو&lt;br /&gt;پایین مازو یا ون میزی یکی از روستاهای کوچک جواهرده است که به علت قرار گرفتن در دامنه کوههای بلند رامسر و وجود تپه های سبز اطرافش و همچنین وجود درختان کوهستان بابران و مشرف بودن به دره ای عمیق از زیبایی خاصی برخوردار است.محصولاتش گردو،فندق،سیب،گلابی،سیب زمینی و لوبیا است.&lt;br /&gt;5-جیرکوه(کوه پایین)&lt;br /&gt;جاده جواهرده_رامسر از وسط جیرکوه میگذرد.در گذشته مردم در تمام فصول سال در جیرکوه ساکن بودند ولی در حال حاضر بجز چند خانوار،مابقی در فصول سرد سال آنجا را ترک میکنند و در فصل گرما دوباره بدانجا کوچ میکنند.&lt;br /&gt;6-جورکوه(کوه بالا)&lt;br /&gt;جورکوه هم،مانند کوه در زمستان بجز چند خانوار،خالی از سکنه است ولی در تابستان بسیار پر جمعیت میشود و در نیم کیلومتری جیرکوه واقع بوده و دارای باغات فندق و گردوست.&lt;br /&gt;7-مدکوه&lt;br /&gt;مدکوه دارای دو چشمه میباشد که در رامسر معروف است و روستا را به دو قسمت تقسیم می کند.در جنوب شرقی زرودک واقع شده است ودارای باغات فندق و گردو است.&lt;br /&gt;8-چوتوک&lt;br /&gt;چوتوک در دامنه شرقی ورگه چال (گودال گرگها)واقع بوده است و در زمستان خالی از سکنه است.دارای مناطق دیدنی و جذاب است.&lt;br /&gt;9-فیلیک دم&lt;br /&gt;فیلیک دم در دامنه شرقی تپه تنگدره سر راه جواهرده به رامسر واقع است و در گذشته آسیاب آبی بسیار دیدنی و زیبایی در کنار رودخانه این روستا وجود داشت.دارای مناطق زیبا و دیدنی است.&lt;br /&gt;10-بازارش&lt;br /&gt;بازارش مابین کوه و دره قرار گرفته و بسیار دیدنی است.دارای اسخر پرورش ماهی قزل آلا و استراحتگاهی زیبا میباشد.ضمنا شیر سنگی که یکی از آثار تاریخی و شاید هم طبیعی جواهرده ،رامسر باشد نیز در نزدیکی بازارش قرار دارد.در بازارش گورهای گبری فراوان به چشم می خورد و حکایت از آبادانی منطقه در زمانهای گذشته می نماید&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-1922030188989552218?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/1922030188989552218/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=1922030188989552218' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1922030188989552218'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1922030188989552218'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_5989.html' title='جواهرده یا جورده همان ده بالایی'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMnRj6o2ZI/AAAAAAAAADU/MVwGMUzcR64/s72-c/12905_600x304.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2869070281027687936</id><published>2007-11-12T20:50:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:24.722+03:30</updated><title type='text'>ترانه های رامسری: نُخوشی یار</title><content type='html'>&lt;h3 class="post-title"&gt;&lt;br /&gt;             &lt;/h3&gt;                          &lt;div align="right"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMTsz6o2YI/AAAAAAAAADM/SAt_oTLOPp0/s1600-h/wh120-39.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5130466061076453762" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 120px; height: 173px;" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMTsz6o2YI/AAAAAAAAADM/SAt_oTLOPp0/s320/wh120-39.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;تو جور مَله دره مو جیرمله&lt;br /&gt;تو در جام آو خوره مو در پیله&lt;br /&gt;بشو یار و بگو تشریف بیره&lt;br /&gt;که یارت نخوشه حالت ندره&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ترجمه :&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;تو در محله بالایی زندگی می کنی و من در پایین محله &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;تو در جام آب می خوری و من در پیاله &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;برو به یار بگو تشریف بیاورد &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;که یار تو ناخوش است و حالی ندارد&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2869070281027687936?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2869070281027687936/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2869070281027687936' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2869070281027687936'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2869070281027687936'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_5415.html' title='ترانه های رامسری: نُخوشی یار'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzMTsz6o2YI/AAAAAAAAADM/SAt_oTLOPp0/s72-c/wh120-39.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2539940811367100884</id><published>2007-11-12T20:47:00.000+03:30</published><updated>2007-11-12T20:49:16.976+03:30</updated><title type='text'>ای سماموس</title><content type='html'>&lt;h3 style="color: rgb(0, 0, 0); font-family: arial; font-weight: bold;" class="post-title"&gt;&lt;br /&gt;             &lt;/h3&gt;                          &lt;em style="color: rgb(0, 0, 0); font-family: arial; font-weight: bold;"&gt;اي کوه بلند آسمان بوس****  اي اوج بلند اي سماموس&lt;br /&gt;از برف تو گشته اي قبا پوش****  در دهر نبد مثل تو همدوش&lt;br /&gt;وز پايگه نظر گذارت****  رازي ست بسي کهنه ومنقوش&lt;br /&gt;در شرق نظر به مازياري****  درغرب نظر به حيدراوغلو&lt;br /&gt;وز پشت به شهريار گمنام **** وز ساحت روبرو پر از نام&lt;br /&gt;در پهنه دشت اريايي****  بس نام بود گران بهايي&lt;br /&gt;در خاطر و ياد آن عزيزان****  در دشت همي چو لاله زاران&lt;br /&gt;برخيز و زناله کن تو آهي****  از دشت به قله بر نگاهي&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2539940811367100884?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2539940811367100884/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2539940811367100884' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2539940811367100884'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2539940811367100884'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_1861.html' title='ای سماموس'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-1654849035004684462</id><published>2007-11-12T20:46:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:24.866+03:30</updated><title type='text'>ماه های گالشی رامسر</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;h3 class="post-title"&gt;&lt;br /&gt;             &lt;/h3&gt;                          &lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzHMNQfNJwI/AAAAAAAAADE/lPRDZgqHZZk/s1600-h/galesh-shomar.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5130105978687923970" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 221px; height: 275px;" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzHMNQfNJwI/AAAAAAAAADE/lPRDZgqHZZk/s320/galesh-shomar.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;گالش های رامسر که از اقوام کهن ایرانی هستند تقویم خورشیدی دارند که به نظر می رسد که به پیش از اسلام باز می گردد. برخی آن را تقویم یزدگردی می خوانند. این تقویم در سال جاری 1386 را سال 1581 نشان می دهد. گالش های امروز رامسر هنور داراي‌ تقويم‌ "گالشي"‌ هستند‌ که‌ از لحاظ‌ فرهنگي‌ بسيار حايز اهميت‌ است‌ . در اين‌ تقويم‌ ماه‌هاي‌ سال‌ به‌ ترتيب‌ عبارتند از: "اول‌ ماه"، "مردال‌ ماه"، "ده‌ ماه‌"، "ورفه‌ ماه‌"، "اسفندار ماه"، "نوروز ماه‌"، "کرچه‌ ماه‌"، "ارکه‌ ماه"، "تيرماه"، "سيه‌ ماه"، "شرر ماه" و "اميرماه‌". &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد که تقویم گالشی مناطق اشکور و دیلمان تفاوت هایی در نام گذاری با این تقویم داشته باشد . نام هایی چون اريه ما ، در فرهنگ گالشی رامسر تغییر یافته است&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-1654849035004684462?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/1654849035004684462/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=1654849035004684462' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1654849035004684462'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1654849035004684462'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_4711.html' title='ماه های گالشی رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzHMNQfNJwI/AAAAAAAAADE/lPRDZgqHZZk/s72-c/galesh-shomar.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-4358841545974824206</id><published>2007-11-12T20:43:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:25.015+03:30</updated><title type='text'>ترانه های رامسری : کلاج و کشکرت</title><content type='html'>&lt;h3 class="post-title"&gt;&lt;br /&gt;             &lt;/h3&gt;                          &lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzF12QfNJvI/AAAAAAAAAC8/P0d7c5Fn7nE/s1600-h/4c93dww.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5130011025550943986" style="margin: 0px 10px 10px 0px; float: left; width: 222px; height: 176px;" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzF12QfNJvI/AAAAAAAAAC8/P0d7c5Fn7nE/s320/4c93dww.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;سر كوه بلند مي پا هلغزست &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;كلاج و كشكرت خنده بتركست &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;كلاج و كشكرت خنده نوكنين&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0);"&gt;آواز دختران مي دل بتركست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;ترجمه: &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;بر سر كوهي بلند پايم لغزيد&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;كلاغ و زاغي از خنده تركيدند&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;كلاغ و زاغي خنده نكنيد&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;آواز دختران باعث شد كه دلم بتركد و به لزره در آيد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-4358841545974824206?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/4358841545974824206/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=4358841545974824206' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4358841545974824206'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4358841545974824206'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_12.html' title='ترانه های رامسری : کلاج و کشکرت'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzF12QfNJvI/AAAAAAAAAC8/P0d7c5Fn7nE/s72-c/4c93dww.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-609164712256331505</id><published>2007-11-06T11:51:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:25.140+03:30</updated><title type='text'>بزه میلجه و گیلان جان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAlfwfNJsI/AAAAAAAAACo/7JWa4E2cYr0/s1600-h/Baza-malje.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129641203096954562" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAlfwfNJsI/AAAAAAAAACo/7JWa4E2cYr0/s320/Baza-malje.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a id="content-entry-title" href="http://www.varg.ir/archives/2007/09/post_109.php"&gt;بزه ميلجه و گيلان جان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;1581, Noruz Mä 29&lt;br /&gt;Baza miljə o Gilän jän، عنوان مجموعه شعری است به زبان گيلکی گالشی، سروده دکتر مجتبا روحانی (متخلص به مِندِج) که توسط نشر گيلکان، در 148 صفحه منتشر شده است.چاپ اول اين کتاب مربوط به سال 1379 هجری خورشيدی و طرح روی جلد آن کار ماکان پوراحمد جکتاجی ست.&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_m-l-UNRMpHY/RtqsvBbaKTI/AAAAAAAAAAw/SEacnGSAqOs/s1600-h/Baza-malje.jpg"&gt;&lt;/a&gt;در بخش «سخن ناشر» اين کتاب آمده است:«دفتر شعر حاضر که به زبان گيلکی (گويش گالشی منطقه کوهستانی رامسر و تنکابن) سروده شده در واقع دو دفتر مستقل از شعرهای شاعر است که در دو قالب کاملن متمايز و متفاوت سراييده شده و در يک مجموعه فراهم امده است: بزه ميلجه (با سه شعر بلند در قالب نو) و گيلان جان (مجموعه دوبيتی‌ها).»شعرهای اين کتاب، دارای نگارش با الفبای عربی و هم الفبای لاتين بوده و در ضمن، علاوه بر ترجمه فارسی‌شان، بخش توضيح واژه‌گان را نيز شامل می‌شوند.&lt;a href="http://vargii.blogspot.com/2007/09/blog-post.html"&gt;با هم دو دوبيتی از بخش گيلان جان اين کتاب را می‌خوانيم.&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;Gilän jän, İlmili, sorxə qabäye!&lt;br /&gt;Somämus ti çume, Dolfak ti päye&lt;br /&gt;Hezäron gab däre, ti Käsə deryä&lt;br /&gt;Bənäzam ti çum o ti dast o päye&lt;br /&gt;İlmili&lt;br /&gt;ايلميلی: نام کوهی در آخرين نقطه شرقی گيلان (در مرز کنونی گيلان و مازندران)&lt;br /&gt;Somämus&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.varg.ir/archives/2007/02/post_68.php"&gt;سوماموس&lt;/a&gt;: نام بلندرتين کوه گيلان.&lt;br /&gt;Çum&lt;br /&gt;چوم: چشم.&lt;br /&gt;Käsə deryä&lt;br /&gt;کاسِ دريا: دريای کاس. هم به معنی دريای کاسپين و هم به معنی رنگ کاس (سبزآبی) دريا.&lt;br /&gt;Gilän jän, äsemon borme kone zär&lt;br /&gt;Kəläçe, därə tük nişte, kone qär&lt;br /&gt;Ti saxtə yälə sar, vərg zuku kone&lt;br /&gt;Gäləşe şul zane: çi xan vake kär?!&lt;br /&gt;borme kune&lt;br /&gt;بورمه کونه: گريه می‌کند.&lt;br /&gt;Kəläçe&lt;br /&gt;کلاچه: کلاغه، کلاغ.&lt;br /&gt;Yäl&lt;br /&gt;يال: گردنه کوه.&lt;br /&gt;Zuku&lt;br /&gt;زوکو: (=زوکا) زوزه.&lt;br /&gt;Şul&lt;br /&gt;شول: ناله و فرياد از روی فريادرسی و دادخواهی.&lt;br /&gt;vake kär&lt;br /&gt;وکه کار: بشود. (چی خان وکه کار=چه بايد بشود؟)(بزه ميلجه و گيلان جان، دکتر مجتبی روحانی)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-609164712256331505?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/609164712256331505/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=609164712256331505' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/609164712256331505'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/609164712256331505'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_06.html' title='بزه میلجه و گیلان جان'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAlfwfNJsI/AAAAAAAAACo/7JWa4E2cYr0/s72-c/Baza-malje.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2220338207958285377</id><published>2007-11-06T11:17:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:25.754+03:30</updated><title type='text'>آروس  و زومه های اشکور و سماموس</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a id="content-entry-title" href="http://www.varg.ir/archives/2007/10/-.php"&gt;آروس-زومه‌های اشکور و سماموس &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;1581، اریه ما 8&lt;br /&gt;مقدمه:افسانه‌ها و باورداشت‌های پيشينيان، نوع نگرش آن‌ها را نسبت به محيط پيرامون‌شان نشان می‌دهد. اين باورداشت‌ها نه تنها محيط جاندار بلکه محيط بی‌جان را نيز دربر می‌گيرد. باورداشت‌های مردم اين سامان نسبت به پديده‌های ناشی از سازوکارهای زمين‌شناسی و فرسايش موثر در ايجاد اشکال زمين کم نمی‌باشد. در جای‌جای اين سرزمين می‌توان به آن‌ها برخورد نمود.در محيط جلگه‌ای اين مسئله به علت از بين رفتن محيط‌های طبيعی و حتا روستايی و تغييرات شديد در وضع محيط زيست طبيعی وفرهنگی آن‌ها، بسيار کم‌رنگ شده است.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.varg.ir/images/Arus-zume5.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAd0wfNJnI/AAAAAAAAACA/jUdRfRbV9DM/s1600-h/Arus-zume1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129632767781185138" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAd0wfNJnI/AAAAAAAAACA/jUdRfRbV9DM/s320/Arus-zume1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اما در مناطق کوهستانی هنوز هم می‌توان اين باورداشت‌ها را که در حال از بين رفتن است، مشاهده نمود. همچون: منبرسنگ و شمشيربَزِه سنگ در مسير کشکو به لاکتراشان در تنکابن (مشايخی،1380)، چِل پله (در جاده اشکور)، غازگُوابَر در روستای چوشل و غارِ جاران در شاجانِ ديلمان و... در اين نوشتار سعی در معرفی گونه‌ای از اين باورداشت‌ها نسبت به پديده‌های حاصل از فرسايش شده که هر دو اثر از جاذبه های گردشگری در مناطق خود می‌باشند.&lt;br /&gt;الف) آروس-زومه‌ی اِشکوربرای رسيدن به اين آروس-زومه، بايد از مسير زير عبور نمود:کلاچای، رحيم‌آباد، جاده اشکورات (سفيدآب)، تُولِ لات، سَجيران، گرمابدشت، دوراهی زياز، جاده سمت چپ، کوه آروس-زومه، عبور از تونل بر بالای قله‌ی آروس-زومه.&lt;br /&gt;توضيح تصوير: در تصوير راست، دره‌ی پولؤرود و در انتها کوه آروس-زومه با فلش مشخص گرديده. در عکس چپ هم نمايی از اين کوه از روستای ليما ديده می‌شود.کوه آروس-زومه به ارتفاع 1372متر از سازندهای آهک توده‌ای خاکستری و کرم رنگ دوره‌ی ژوراسيک تشکيل شده و در محل التقای دو رودخانه چاک‌رود و پُلرود [پولؤرود] در جنوب روستاهای گرمابدشت و زياز واقع شده است. اين کوه کاملاً صخره ای، با عظمت خيره کننده از جاذبه‌های ويژه‌ی گردشگریِ منطقه اشکور می‌باشد. در طول زمان، بدنه‌ی سنگی اين کوه در اثر فرسايش فيزيکی چهره‌ای خشن يافته است و در اطراف قله‌ کوه، تيغه‌ها و ستون‌های سنگی به وجود آمده است. در اين ميان دو ستون سنگی بر پوزه‌ی سنگی کوه به‌طور زيبا و باشکوهی در کنار همديگر قرار گرفته‌اند که در بين مردم به آروس-زومه [عروس و داماد] معروف است. طبق باورداشت‌ها و روايت رايج در منطقه‌ی اشکور، پسر و دختری که به هم علاقه داشتند بدون اجازه‌ی والدين‌شان با يک‌ديگر از محل سکونت خود فرار نموده و مورد نفرين پدر و مادرشان قرار گرفته، در آن محل به سنگ مبدل گشتند.«اشکوريان معتقدند که اَروس و زومه مورد اشاره اين‌گونه نفرين شده‌اند: ((الهی سی‌پرده گيشه سيابن ببين))». (يگانه چالکی،1381) اين آروس و زومه در نوع خود شناخته‌شده‌ترين در گيلان به شمار می‌روند. اما نگارندگان در سفرهايی به مناطق کوهستانی شرق گيلان، آروس و زومه‌ی ديگری را نيز مشاهده نموده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAfCQfNJrI/AAAAAAAAACg/ay66gw6R3BE/s1600-h/Arus-zume4.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129634099221046962" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAfCQfNJrI/AAAAAAAAACg/ay66gw6R3BE/s320/Arus-zume4.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;توضيح تصوير: نمای نزدیک شده از دو صخره‌ی معروف به آروس-زومه.&lt;br /&gt;توضيح تصوير: سمت راست، پرتگاه سنگی کوه شاه‌نشين. در این عکس آروس-زومه با پيکان نشان داده شده است. عکس سمت چپ هم نمايی نزديک‌تر از آروس-زومه‌ی ديلمان است.&lt;br /&gt;ب) آروس-زومه‌ی ديلمانبهترين مسير دسترسی: سياهکل، جاده ديلمان، توتکی، بالارود، لونَیْ، خشک ِ آب، لاری‌خؤنی، اسپيلی، به سمت چپ جاده اسپيلی-پيرکوه، دوراهی کوه‌پس، کوه‌پس، نياول، به طرف قله‌ی سيّدسرا، سيدسرا، به طرف شيرچاک، کوه شاه‌نشين در مرز دو حوضه‌ی رودخانه‌ی چاک‌رود و شلمان‌رود. در شمال کوه سيدسرا (سراهای گالش‌های سيدسرا) در سرشاخه‌های رودخانه‌ی شلمان‌رود، در يالی که از کوه شاه‌نشين در جهت جنوب شرقی-شمال غربی به طرف دره‌ی شلمان‌رود امتداد يافته است، پرتگاه صخره‌ای از سنگ‌های آتشفشانی و آذرآواری وجود دارد که در اثر فرسايش در اين پرتگاه سنگی، دو سنگ به شکل بسيار زيبايی در کنار هم به شکل دو ستون سنگی مخروطی به وجود آمده‌اند که شباهت به دو &lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAeWAfNJpI/AAAAAAAAACQ/RrJim9gxwg4/s1600-h/Arus-zume2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129633339011835538" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAeWAfNJpI/AAAAAAAAACQ/RrJim9gxwg4/s320/Arus-zume2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;انسان در کنار هم ايستاده دارند. اين دو سنگ در ميان گالش‌های سيدسرا به آروس-زومه معروف‌اند.&lt;br /&gt;منابع :1-مشايخی، حبيب ا...، نگاهی همه‌سويه به تنکابن، انجمن آثار و مناظر فرهنگی، تهران، 13802-يگانه چالکی، &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAesQfNJqI/AAAAAAAAACY/3kvQEJ4AgQs/s1600-h/Arus-zume3.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129633721263924898" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAesQfNJqI/AAAAAAAAACY/3kvQEJ4AgQs/s320/Arus-zume3.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;حسن، جغرافياي تاريخی اشکور- نگاهی گذرا به جواهردشت، تابان ، 13813-سازمان جغرافيايي نيروهای مسلح،1383، نقشه های توپوگرافی 1:50000 ، ملکوت IV60634-سازمان زمين شناسی ، نقشه زمين شناسی 100000 جواهرده.&lt;br /&gt;نويسندگان:نیما فرید مجتهدیNima_mojtahedi[at]yahoo.comطالب قاسمی وسمه‌جانیAqvassmejani[at]yahoo.com&lt;br /&gt;توضيح تصوير: نمايی نزديک از آروس-زومه‌ی ديلمان.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.varg.ir/images/Arus-zume6.jpg"&gt;&lt;/a&gt;آروس-زومه‌ی اشکور &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2220338207958285377?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2220338207958285377/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2220338207958285377' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2220338207958285377'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2220338207958285377'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/1581-8.html' title='آروس  و زومه های اشکور و سماموس'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAd0wfNJnI/AAAAAAAAACA/jUdRfRbV9DM/s72-c/Arus-zume1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-346550585326138884</id><published>2007-11-06T11:03:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:25.915+03:30</updated><title type='text'>ایلمیلی و سماموس</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAZxAfNJlI/AAAAAAAAABw/4WPWrunowWU/s1600-h/sumamus+(3).jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAZZQfNJkI/AAAAAAAAABo/fEIuMYpBDLo/s1600-h/DSC02219.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129627897288271426" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAZZQfNJkI/AAAAAAAAABo/fEIuMYpBDLo/s320/DSC02219.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;گیلان جان ایلمیلی سُرخ ِ قبایه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سؤماموس تی چومه، دلفک تی پایه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هزارؤن گب داره تی کاس ِ دریا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بنازم تی چوم و تی دست و پایه&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAalAfNJmI/AAAAAAAAAB4/BtoQMI-dtfM/s1600-h/sumamus+(6).jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129629198663362146" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAalAfNJmI/AAAAAAAAAB4/BtoQMI-dtfM/s320/sumamus%2B(6).jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;گیلان جان سو زنه اِسپه سماموس &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;تی جانِ پو زنه اِسپه سماموس &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;هزارن شب تی سر کورفی بنالست &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;هنه سو سو زنه اِسپه سماموس&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-346550585326138884?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/346550585326138884/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=346550585326138884' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/346550585326138884'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/346550585326138884'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post_05.html' title='ایلمیلی و سماموس'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAZZQfNJkI/AAAAAAAAABo/fEIuMYpBDLo/s72-c/DSC02219.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-1473255389487272228</id><published>2007-11-06T10:53:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:25.963+03:30</updated><title type='text'>سماموس در سرودی</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAYaAfNJjI/AAAAAAAAABg/MLlcpSqeLlU/s1600-h/Safar-Name.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129626810661545522" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAYaAfNJjI/AAAAAAAAABg/MLlcpSqeLlU/s320/Safar-Name.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;سماموس . شعری در جغرافيای تاريخی و ريشه يابی نامواژه های كهن اشكور است که در بردارنده ای سروده ی از محمد قلی صدر اشكوری می باشد . این کتاب در سال 1379 خورشیدی چاپ و منتشر شده است.همان طور كه محمد قلی صدر اشكوری متولد 1320 در مقدمه اش نوشته است سروده سماموس با يكی از مشهورترين انواع شعرپارسی يعنی مثنوی قرابت دارد.شعر سماموس از صفحه 5 شروع می شود و در صفحه 25 خاتمه پيدا می كند، اما آنچه این سروده و کتاب را با ارزش و جاودانه ساخته است ، پيوست 75 صفحه ای ريشه يابی نامواژه های كهن اشكور و گویش گالشی است .&lt;br /&gt;وی كتابی دیگر را به زبان گالشی با عنوان : ما بگيته سالان شعر( شعر سال های ماه گرفتگی ) با همکاری نشر رود در سال 1380 به چاپ رسانيده است که آن نیز بر غنای زبان گیلکی گالشی افزوده است.&lt;br /&gt;گفتنی است که گویش گالشی در مناطق کوهستانی گیلان و مازندران رواج دارد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-1473255389487272228?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/1473255389487272228/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=1473255389487272228' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1473255389487272228'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1473255389487272228'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='سماموس در سرودی'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAYaAfNJjI/AAAAAAAAABg/MLlcpSqeLlU/s72-c/Safar-Name.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-8297804038183071202</id><published>2007-11-06T10:39:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:26.044+03:30</updated><title type='text'>1581 گالش شؤمار</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAWaAfNJiI/AAAAAAAAABY/pR3vrO2Y41k/s1600-h/galesh-shomar.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129624611638289954" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAWaAfNJiI/AAAAAAAAABY/pR3vrO2Y41k/s320/galesh-shomar.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a id="content-entry-title" href="http://www.varg.ir/archives/2007/10/1581_1.php"&gt;1581 گالش شؤمار&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;1581، اريه ما 13&lt;br /&gt;بالاخره پس از کش و قوس‌های بسيار، تقويم ديواری سال 1581 گالشی منتشر شد.اين تقويم در شش برگ گلاسه‌ی تمام رنگی و با حمايت نشريه‌ی گيله‌وا و سازمان ميراث فرهنگی استان گيلان آماده شده است. در کنار تقويم گالشی، تقويم رسمی کشورمان و نيز تقويم ميلادی به همراه تمامی مناسبت‌ها و تعطيلات رسمی و نيز مناسبت‌های بومی در اين تقويم گنجانده شده است.&lt;br /&gt;عکس‌های اين تقويم از کارهای زيبای نيما فريد مجتهدی و تنظيم و طراحی تقويم نيز کار نگارنده‌ی ورگ است.متأسفانه درصد کمی از نسخه‌های منتشر شده در اختيار من و نيما قرار گرفته و به همين دليل همين‌جا به همه‌ی علاقه‌مندان اعلام می‌کنم که که اگر مايل به داشتن نسخه‌ای از اين تقويم هستيد، در اولين فرصت از طريق ايميل ورگ درخواست خود را اعلام کنيد.تقويم‌ها رايگان بوده و تنها از شما هزينه‌ی ارسال پست سفارشی گرفته خواهد شد. به دليل محدوديت تعداد، به درخواست کسانی که زودتر تماس گرفته‌اند پاسخ داده خواهد شد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-8297804038183071202?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/8297804038183071202/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=8297804038183071202' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8297804038183071202'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8297804038183071202'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/11/1581.html' title='1581 گالش شؤمار'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAWaAfNJiI/AAAAAAAAABY/pR3vrO2Y41k/s72-c/galesh-shomar.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-6578830606933428126</id><published>2007-10-16T17:49:00.000+03:30</published><updated>2007-10-16T17:53:13.656+03:30</updated><title type='text'>بزرگان رامسر: محمد رضا سرابی تنکابنی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;محمد رضا سرابی رامسری تنکابنی فرزند محمد بن عبدالفتاح، در اصفهان دیده به جهان گشود، علوم مختلف را نزد پدر دانشمندش آموخت و از محضر عالم بزرگ فاضل خراسانی نیز بهره مند شد.&lt;br /&gt;سراب محله ای در جواهرده رامسر است که اکنون به نام کربلا بنه معروف و مشهور است. از این محله بزرگانی بسیاری برخاسته اند که می توان به این عالم بزرگ اشاره کرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;وی فقیهی محقق، عالمی کم نظیر و شاعری توانا بود و در علوم مختلف مهارت داشت و مورد تکریم علماء عصر خود بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;از جمله مصنفات او عبارتند از:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;1- سفینةالنجاة در اصول دین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;2- ضیاءالقلوب در علم کلام، در اثبات امامت و دفاع از مذهب شیعه و نوشته های متعدد دیگر به زبان عربی و فارسی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;ابیات زیر از اوست :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;هرگز طبیب فکر من مبتلا نداشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;گویا برای درد دل من دوا نداشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;محکم نگشت با تو اساس محبتم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;از بس که حرف سست تو هرگز بنا نداشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;هربی وجود چهره به من گشت همچو عکس&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;بر روی من گواه که جفای تو وانداشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;خاموشی ام نبود از آسودگی رضا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;از بس که تنگ بود دلم ناله جا نداشت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;منابع :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;1- بزرگان تنکابن، محمد سمامی حائری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;2- پیشینه تاریخی و فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، محمد  علی قربانی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;3- لغت نامه دهخدا، ج 9 و 14&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-6578830606933428126?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/6578830606933428126/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=6578830606933428126' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6578830606933428126'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6578830606933428126'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_2606.html' title='بزرگان رامسر: محمد رضا سرابی تنکابنی'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-3284759213660113553</id><published>2007-10-16T17:35:00.001+03:30</published><updated>2007-10-16T17:48:51.511+03:30</updated><title type='text'>تنگدره رامسر</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 153); font-weight: bold;"&gt;تنگدره رامسر&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;تنگدره ، یکی از محلات قدیمی و کهن رامسر است . این محله در غرب شهرستان رامسر و در کناره ترکرود قرار گرفته است. تنگدره در میان دره ای تنگ قرار دارد و کسی که وارد آن می شود از سراشیبی تند وارد و از سربالایی تندی نیز می بایست عبور کند. همین مساله علت نام گذاری محله به این نام بوده است.  تنگدره در گذشته به دو بخش کهنه تنگدره و تازه تنگدره تقسیم می شد. رودخانه ترکرود آن را به دو بخش تقسیم نموده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;تنگدره کنونی به دو بخش بالا تنگدره و پایین تنگدره تقسیم می شود. در بالا تنگدره که در مسیر جاده پوتک(پتک) قرار دارد ، در روی تپه قرار گرفته است و می توان آن را همان کندسر (روی تپه) نماید چنان معروف و مشهور است. مردمان آن از مردمان پتک ، فیلک دم جواهرده و شاه منصور محله ای و مردمانی از سیاهکل است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ساکنان کهنه تنگدره از مردمانی بومی منطقه چون باقر سیلمی ها (که از قدیمی ترین مردمان بر پایه اسناد تاریخی ساکن در این محله هستند) گلجاری ها می باشند که ظاهرا این ها نیز از نصیر محله به این جا کوچ کرده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;فلکی مقدم ، اتابکی ، رامسری از مهاجران سیاهکل در اواخر دوره قاجار هستند که پس از کوچ در عهد احمد شاه قاجار به عنوان ابواب جمعی سپهسالار تنکابنی و پسرش امیر اسعد در آمدند و آن گاه که سلطان محمدتقی خان شل آقاخانی در گذشت مقام سلطانی به ایشان واگذار شد و اموال و املاک سلطان محمدتقی در شل محله جواهر ده به ایشان داد شد. البته برخی از اموال و املاک هم چنان در اختیار آقاجان قرار داشت که بعدها در دوره رضاشاهی مصادره شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;توکل رامسری به همراه دیگر برادران خویش در جنگ های سپهسالار با آنان همراهی می کرد. وی در سال 1340 خورشیدی در گذشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;پس از این که بازارچه شل محله که در کنار رود ترکرود در جریان طغیان رود تعطیل شد، مسجد و دکان ها به نزدیک بقعه سید خرم کیا منتقل شد و این مکان از اهمیت ویژه ای برخوردار شد. تعاونی و مسجد، چند دهانه دکان ، برنج خشک کنی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;، نانوایی ، گرمابه ، مدرسه ، چوبری در این جا احداث شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;در اسناد تاریخی نام محله به همین شکل آمده است. کهن ترین سندی که در این زمینه به دست آمده است ، صلحنامه ای خطی است که در جمادی الثانی سال 1154 هجری قمری به دنبال اختلاف میان او ملا محمد یوسف و محمد سلیم فرزندان محمد باقر تنگدره ای در مورد ملک دیسر رامسر روی داده بود، تنظیم شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;در آغاز این صلحنامه یاد شده چنین آمده است: نزاعی فیمابین صلاحیت و نجابت پناهان ملامحمد یوسف و محمد سلیم ولدان مرحوم محمد باقر تنگدره ای و رفعت معالی پناه شاهمنصور من القریه ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;محمد سلیم جد خاندان باقر سلیمی های تنگدره است. از این خانواده روحانیون و عالمانی برجسته برخاسته است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;تنگدره به علت وجود دو بقعه مقدسه سید خرم کیا و آقاجان گل معروف و مورد احترام اهالی به ویژه سادات منطقه بوده و هست. در کنار هر دو بقعه قبرستان های بزرگی است. البته در گذشته فضای هکتاری داشته اند که به مرور زمان از سوی نهاد ها و مردم به تصرف در آمده است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;بقعه سید خرم کیا که بر مذهب زیدی بوده است زگالی می باشد که در بازسازی اخیر به مصالح ساختمانی جدید تغییر شکل داده است و از گذشته تاریخی آن چیزی بر جا نمانده است. تصرفات در صورت قبر یکی از کارهای نادرستی است که در این مورد قبر سید خرم کیا صورت گرفته است. بازسازی این قبر منجر با نادیده گرفتن اسناد تاریخی و از میان بردن بخشی از تاریخ منطقه انجامیده است که بیانگر سکونت اقوام پیش از سده هفت و هشت هجری است. ، زیرا مذهب مردمان در گذشته زیدی بوده و از این رو آنان بر قبر و مزار این شهید سادات کیایی بارگاهی ساخته اند. این در حالی است که تغییر شکل صورت قبر از زیدی به شیعی این بخش از تاریخ را به دست فراموشی سپرده است.&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;در گذشته این بخش شامل مدرسه علمیه و مکتب خانه و حسینه و مسجد گلی کوچکی بوده است. جاده کنونی تنگدره بسیاری از آثار تاریخی را از میان برده و ساخت مدرسه در آن قبرستان بسیاری از قبرهای کهن دست خوش نابودی ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;از گذشته تنگدره جز دو بارگاه ملکوتی سید خرم کیا و رشادت های آقاجان گل چیزی به جا نمانده است و سکه های کشف شده در بازارگاه شل محله نیز که مربوط به سده های هفت و هشت بوده است اکنون در دست دلالان افتاده است.&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;تنگدره ای ها در جواهرده رامسر نیز محله ای برای خود دارند، چنان که بومی هر منطقه دیگر رامسر از سابق دارای محله و ملک و املاک در آن جا بوده اند. در جواهرده نیز کهنه تنگدره و تازه تنگدره معروف و مشهور است. ساکنان این محله در گذشته بیشتری از تنگدره&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بوده اند و در حال حاضر از اقوام و محلات دیگر نیز در این محله اسکان یافته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;فاصله تنگدره رامسر از بازار و مرکز شهر (آخوندمحله ) یک کیلومتر است. کسی که از سه راهی فلسطین &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;به سمت &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;خیابان شهید بهشتی (لات محله و جاده جواهرده ) به سه راهی کندسر آخوند محله بیاید وارد خیابان شهید محمد منتظری می شود که جاده آسفالته توبن است . پس از گذر از کندسر و دزکول بن به آقاجان گل می رسد . تنگدره کنونی از آقاجان گل آغاز می شود و تا پتک در جنوب غربی ، شل محله در شمال و توبن در&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;غرب ادامه می یابد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;رودخانه تروکرود با آب دهی خوب و صاف و پاک خود، یکی از منابع مهم تامین آب مردمان رامسر در گذشته و حال بوده است. منبع آب و تصفیه خانه تنگدره معروف و مشهور است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-3284759213660113553?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/3284759213660113553/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=3284759213660113553' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3284759213660113553'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3284759213660113553'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_5493.html' title='تنگدره رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-3213627949037490717</id><published>2007-10-16T16:40:00.000+03:30</published><updated>2007-10-16T16:48:18.694+03:30</updated><title type='text'>شهرستان رامسر</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;شهرستان رامسر در غرب استان مازندران قرار گرفته و از شمال به دریای خزر، از جنوب به رشته کوه البرز، از شرق به شهرستان تنکابن و از غرب به استان گیلان ( شهرستان رودسر) محدود بوده و داراي 2 شهر، 1 بخش، 4 دهستان و 140 آبادي داراي سكنه است&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;شهرستان رامسر با مناظر زیبا و جاذبه‌هاي منحصر به فرد طبيعي، يكي از مناطق برتر كشور در طبيعت‌گردي محسوب ‌شده و سالانه پذيراي مسافران و گردشگران بسیار زیادی است. وجود کمترین فاصله بین کوه و دریا در سرتاسر کرانه دریای خزر، آب‌گرم های معدني، بوستان‌هاي جنگلي، آبشارها، غارها، چشمه‌ها، فرهنگ بومی غنی، صنایع دستی متنوع، صدها مرکز اقامتي و پذيرايي و تفريحي به ویژه هتل زیبا و منحصر به فرد رامسر ، اين منطقه را به عنوان قطب مهم گردشگري در كشور و جهان مطرح كرده است. از جمله مناطق دیدنی این شهرستان، هتل قديم رامسر، آب‌هاي گرم معدني، بوستان جنگلي صفارود، دهستان جواهرده، قلعه ماردكوه، كاخ موزه (موزه تماشاگه‌خزر) و... می‌باشد&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.caspyan.ir/fa/images/Hotel%20Ramsar%201.jpg" alt="Images: Hotel Ramsar 1.jpg" title="Images: Hotel Ramsar 1.jpg" border="0" height="432" width="576" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;طول و عرض جغرافيايي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;شهرستان رامسر بين 36 درجه و 32 دقيقه تا 36 درجه و 59 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 20 دقيقه تا 50 درجه و 47 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;strong&gt;طول و عرض جغرافيايي شهرهای حومه رامسر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;شهر رامسر در 36 درجه و 52 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 40 دقيقه طول شرقي ، و شهر كتالم و سادات محله در 36 درجه و 52 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 44 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ واقع شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;جغرافیای انسانی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;شهرستان رامسر براساس برآورد سال 1384، حدود 71,070 نفر ( 5/2 درصد) از جمعیت استان با نسبت شهرنشینی 2/71 درصد و حدود 8/729 كيلومتر مربع (07/3 درصد) از مساحت استان با تراکم 97 نفر در هر کیلومتر مربع، را به خود اختصاص داده است. &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;براساس این برآورد، جمعيت فعال اين شهرستان 24,889 نفر، جمعيت شاغل 20,910 نفر (6,045 نفر روستايي و 14,864 نفر شهري) بوده و تركيب اشتغال به ترتيب كشاورزي، صنعت و خدمات 8/20، 25 و 54.2 درصد می‌باشد. این شهرستان دارای 48 واحد صنعتی است&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;در سال تحصيلي 85-1384 تعداد كل دانش آموزان مقاطع مختلف تحصيلي شهرستان رامسر، 12,702 نفربوده است. از اين تعداد &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;5/37 &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt;درصد در مقطع آمادگی و ابتدایي، 7/25 درصد در مقطع راهنمایي، 7/21 درصد در مقطع متوسطه عمومی و 5/5 درصد در مقطع متوسطه در رشته هاي فني و حرفه اي و كار و دانش و &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;9/4 &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;درصد در مقطع پیش دانشگاهی مشغول به تحصيل مي باشند. همچنین13/50 درصد از دانش آموزان شهرستان رامسر را دختران تشكيل مي دهند و سهم دانش آموزان مناطق روستایي نيز 7/20 درصد ميباشد. شهرستان در این سال تعداد 2,379 دانشجوی در حال تحصيل نیز دارد&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;جغرافیای بهداشتی و درمانی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;از لحاظ بهداشتی و درمانی، این شهرستان در سال 1384 دارای 2 بيمارستان با 152 تخت و همچنین به ترتیب دارای 8 و 3 مرکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی می‌باشد&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;نسبت برخورداري جمعيت به پزشك، به ازاي هر هزار نفر، 19/1 پزشك است&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;تاسیسات زیربنایی موجود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;در این شهرستان، 5/117 كيلومتر راه وجود دارد كه 19 كيلومتر آن راه اصلي و 5/98 كيلومتر آن، راه فرعي مي‌باشد&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;شهرستان رامسر دارای 54,216 تلفن منصوبه تا پايان سال &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;1384 &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;بوده است&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;با توجه به 8/28 درصد جمعیت روستایي شهرستان، 4/96 درصد روستاها از برق و 8/44 درصد از آب آشاميدني سالم برخوردار ميباشند. همچنين تا پايان سال 1384 در 4 روستا طرح هادي روستایي اجرا شده است&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;وضعیت کشاورزی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;در این شهرستان بیش از 12,284 هکتار زمین زیرکشت محصولات کشاورزی بوده که از این مقدار حدود 2/14 درصد به محصولات زراعی و 8/85 درصد به محصولات باغی اختصاص دارد. محصولات عمده این شهرستان، برنج، مرکبات و چای است. همچنین شهرستان دارای &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;26705 &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt;هكتار جنگل طبیعی و 4891 هكتار جنگل مصنوعی و 72000 هكتار مرتع با قابلیت برداشت 12285 تن علوفه بوده است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;&lt;/span&gt;&lt;p style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;رامسر یکی از دو بخش تنکابن بوده و در اوایل استقرار جمهوری اسلامی به شهرستان مبدل شد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 255);"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 255);"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;دیدنی های رامسر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شهرستان رامسر با زيبايي وصف ناپذير درمنتهي‌اليه غربي استان مازندران در دامنه جنگلي و زيباي البرز و سواحل رويايي درياي خزر آرميده و با برخورداري از انوع جاذبه‌هاي گردشگري و امكانات اقامتي، پذيرايي وتفريحي با لقب عروس شهرهاي ايران به عنوان قطب مهم گردشگري در كشور و حتي جهان مطرح است. &lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div id="Post"&gt;&lt;p&gt;وجود قله‌هاي مخروطي شكل با پوشش انبوه گياهان متنوع، باغات مركبات،چاي، مزارع برنج، برخورداري از ساحل زيبا، مناطق ييلاقي خوش آب و هوا، منابع فراوان آبهاي گرم معدني، وجود فرودگاه و هتلهاي قديم و جديد اين شهر را يكي از شهرهاي منحصر به فرد تبديل كرده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;*هتل قديم رامسر&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;اين هتل با معماري بسيار زيبا در مركز شهر در دامنه كوههاي مشجر و فضاي سبز با محوطه‌سازي چشم نواز واقع شده ودر سال ‪ ۱۳۱۷‬شمسي مورد بهره برداري قرار گرفته است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;زيربناي اين هتل حدود پنج هزار متر مربع در سه طبقه به لحاظ نوع معماري ، زيبايي، موقعيت مكاني و تجهيزات يكي از مشهورترين هتل‌هاي خاورميانه به شمار مي‌رود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;*آبهاي گرم معدني&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;مناطق وسيعي از مركز شهر رامسر ازآبهاي گرم معدني با انواع خواص طبي و درماني برخوردار بوده كه گردشگران زيادي از اين آبها بهره‌مند مي‌شوند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;وجود اين آب گرم‌ها در نزديكي ساحل دريا ويژگي منحصر به‌فردي را به رامسر بخشيده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;البته در فاصله پنج كيلومتري جنوب شرقي رامسر در شهرهاي كتالم و سادات محله نيز چند وان و استخر آب گرم معدني وجوددارد كه براي درمان بيماريهاي پوستي، رماتيسم و دردهاي عصبي و عضلاني سودمند است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;*بوستان جنگلي صفارود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مسير دسترسي به اين بوستان از ابتداي جاده جواهرده در ميدان غربي شهر رامسر آغاز و پس از طي ‪ ۹‬كيلومتر و عبور از مسيري زيبا به اين پارك در كنار رود صفارود مي‌رسد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اين بوستان در ميان دره و در پايين جاده قرارگرفته كه پله‌هايي نيز براي ورود به‌آن از جاده ساخته شده‌است و وجود جنگل، رودخانه، آب معدني، آب و هواي مطبوع به اين مكان جلوه خاصي بخشيده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;* دهستان جواهرده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;جواهرده در ‪ ۲۷‬كيلومتري رامسر و در ارتفاع ‪ ۱۸۰۰‬متري از سطح دريا قرار گرفته و مسير دسترسي به جواهرده از منتهي‌اليه غربي شهر رامسر بوده كه با عبور از ميان كوههاي مشجر و در امتداد رودخانه صفارود اين منطقه ييلاقي خودنمايي مي‌كند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;روستاي جواهرده درفصل تابستان به لحاظ برخورداري از آب وهواي خنك مورد استقبال گردشگران داخلي و خارجي واقع شده و امكانات اقامتي در اين منطقه براي گردشگران فراهم است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;روستاي جواهرده علاوه بر زيباييهاي فراوان طبيعي و دارا بودن چشمه‌سارها از قدمت تاريخي تيز برخوردار بوده كه وجود گورستانهاي گبري در آن گوياي قذمت تاريخي اين مكان است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;* قله ماركوه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;قله ماركوه مخروطي شكل، مشجر و جدا شده از سلسه جبال البرز بوده كه در فاصله شش كيلومتري شرق رامسر و سه كيلومتري ساحل دريا و محور ارتباطي تنكابن به رامسر واقع شده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اين كوه صخره‌اي با وسعت ‪ ۶۰۰‬هزار مترمربع با انواع درختچه‌ها، درختان انجيلي، بلوط، شمشاد و ازگيل پوشيده شده و ارتفاع قله از سطح دريا حدود ‪ ۵۰۰‬متر بوده كه احداث ‪ ۳۴۰‬پله در ضلع جنوبي كار صعود را آسان مي‌كند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;وجود شهر كتالم، چشم‌اندازهاي زيباي آن به‌دريا، مزارع برنج و باغات چاي و مركبات در شمال قله، تسلط به تپه‌ها و ارتفاعات سرسبز البرز و روستاهاي اطراف و رودخانه نسارود در شرق به اين مكان موقعيتي ويژه بخشيده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;در بلندترين نقطه ماركوه بقاياي يك قلعه برجاي مانده كه احتمالا محيط ديده‌باني حاكمان قديم منطقه بوده است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.caspyan.ir/fa/images/Mardkooh1.jpg" alt="Images: Mardkooh1.jpg" title="Images: Mardkooh1.jpg" border="0" height="432" width="576" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;*جنگل دالخاني&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مسير دسترسي به دالخاني از خروجي شرق شهر رامسر آغاز و پس از طي هفت كيلومتر در مسير آسفالته رامسر به تنكابن به سه‌راهي جنت رودبار مي‌رسد. &lt;p&gt;جنگل دالخاني پس از طي ‪ ۲۳‬كيلومتر درمسير ارتباطي و آسفالته جنت رودبار در كنار جاده قرار داشته كه براي احداث پارك جنگلي در نظر گرفته شده و اكنون نيز به عنوان يك تفرجگاه مهم شهر رامسر مورد استفاده گردشگران قرار مي‌گيرد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;*كاخ موزه (موزه تماشاگه‌خزر)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اين موزه در محل كاخ سلطنتي رامسر و در مجاورت غرب هتل بزرگ قرار داشته كه علاوه بر اشيايي كه به نمايش گذاشته ساختمان كاخ نيز ديدني است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اين بنا در اوايل دوران پهلوي در ميان باغي بزرگ باشيوه معماري اروپايي ساخته شده است، سنگهاي مرمر سفيدرنگ در تزيينات خارج بنا و ستونها ومجسمه حيوانات بكار رفته به اين كاخ جلوه‌اي ويژه بخشيده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;هم‌اكنون آثاري از هنرمندان مشهور ايران و جهان شامل مجسمه‌هاي برنزي و سنگي، تابلوهاي نقاشي و فرش در اين كاخ در معرض ديد عموم مردم قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;محلات رامسر&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;توساسان&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;این محل در شمال شهر رامسر قرار گرفته و جز محله های ساحلی قدیمی رامسر است . توساسان دارای باغات مرکبات ،کیوی و کشتزارهای شالیزار می باشد ، در گذشته توتستان بوده و از برگ درختان توت آن جهت پرورش کرم ابریشم استفاده می کردند . خیابان بیست متری (طالقانی) توساسان را از لمتر جدا می کند . طائفه ساسانی ها از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آخوند محله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آخوند محله یا محله ی بازار ،مرکز تجارت رامسر که نام قدیم آن کیا کلا . شادسر بوده است . بازار ماهی فروشان ،محل برگزاری روز بازار و دیگر مراکز تجاری و میدان اصلی شهر (میدان امام ) در این محل واقع اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ابریشم محله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ابریشم محله یکی از نقاط مرکزی ،زیبا و تجاری رامسر است که دبیرستان معروف و قدیمی امام (اردیبهشت) و بیمارستان رامسر در آن واقع است . در سالهای قبل از 1310 این محل توتستان بوده و مردم از برگ توت درختان ،جهت پرورش کرم ابریشم استفاده می نمودند و به همین جهت به ابریشم محله معروف گردید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لپاسر&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;این محل در جنوب رامسر واقع و در دامنه ی زیبای کوه قرار دارد . دارای باغات مرکبات و کیوی و مزارع چای و برنج می باشد . بقعه ی آقا سید حسن و آقا سید حسین در آن واقع است . طائفه های قربانی ،لپائی ،لپاسر رضایی و کوزه گر از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نارنج بن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نارنج بن یکی از محله های قدیمی رامسر بوده و به دلیل کشت زیاد نارنج در باغاتش به این نام معروف شد . حد شمالی آن توساسان حد غربی آن لاکش حد جنوبی آن لپاسر و حد شرقی آن غریب محله است ،طائفه ی معافی ازاین محله اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لات محله&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;در کرانه ی غربی رود خانه معروف صفا رود محله ای زیبا به نام لات محله قرار دارد لات در زبان محلی به ساحل کنار رود خانه گفته می شود . این محله به دلیل مجاورت در بستر رودخانه به این نام معروف گردیده ،جاده ی رامسر به جواهرده از این محله عبور می کند . طائفه های مقدم ، درجانی و حلاجیان از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شاه منصور محله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;این محله درغرب ترکرودواقع است وطائفه ی شاهمنصوریان ها ازاهالی این محله اند . دارای باغات کیوی و مرکبات و مزارع برنج می باشد . و بقعه ی متبرکه ی خانم سیده فاطمه در آن واقع است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;غریب محله&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;در حد فاصل نارنج بن و ابریشم محله محله ای به نام غریب محله واقع است که ابتدای خیابان بیست متری و شهر داری می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چهارصد دستگاه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکی از محله های شمالی - ساحلی رامسر است . این محل که جز محله های جدید رامسر بوده حدود سی سال پیش توسط شهرک خارجی شهرک سازی گردید . دارای بلوار و خیابانهای زیبا و با صفا ست و به دلیل قرار داشتن چهارصد قطعه تقریباً هزار متری در آن به چهارصد دستگاه معروف گردید ،چهار صد دستگاه به صورتی زیبا ، گل و درختکاری گردیده و در تمام فصول دارای گلهای مخصوص فصل می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;طالش محله فتوک&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;محله ای زیبا با باغات مرکبات ،کیوی ، چای و زمین های شالیزار که به شاه منصور محله و توبن مرتبط است در این محل دو بقعه ی متبرکه به نام های آقا سید محمد و خانم سیده فاطمه قرار داشته که اهالی بدانجا مشرف می شوند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چپرسر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در شرق رامسر واقع شده و کوه جنگلی دریا دیم در جنوب آن قرار دارد . دارای چشمه یآب معدنی گوگردی که نمک فراوان دارد ،می باشد . رود خانه ی نمک آبرود از کنار محله می گذرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دوسکول بن&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;این محل در دامنه ی کوه و تپه ی دزکول قرار گرفته و از شمال به آخوند محله و از جنوب به لات محله مرتبط می شود ،دارای باغات با صفا و زیباست . قلعه ی تاریخی دزکول که محل اختفای گنج هایی که از دل این محل بیرون آمده و دال بر قدمت قلعه و محله می نماید ،در این محل قرار دارد ،طائفه یدسکویی از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;رضی محله&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکی از محله های قدیمی رامسر بوده و جاده ای که گیلان و مازندران را به هم متصل می کند از کنار آن می گذرد . دارای مزارع شالیزار و باغات مرکبات و کیوی است . طائفه ی رضی کاظمی از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دریا پشته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکی از محله های غربی و ساحلی- کوهپایه ای رامسر بوده و مردم آنجا به کشاورزی و ماهیگیری مشغول بوده و در گل کاری مهارت دارند . جاده ی رامسر به گیلان از وسط این محله می گذرد . دریا پشته دارای پلاژی زیبا و با صفاست و به اردوگاه رامسر متصل می باشد . طائفه ی عبدالکریمی و عسگریان از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پردسر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;محله ای است واقع در حد فاصل اشکونکوه و لات محله که جاده جواهرده از کنار آن می گذرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زکی محله&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;یکی از محله های شمالی رامسر بوده که بین توساسان و آخوند محله بازار واقع است . دارای باغات مرکبات و شالیزار بوده و خیابان شهدا که بهشت زینبیه ،گلزار شهدا و قبرستان اصلی شهر در آن واقع است از این محله می گذرد ،بهشتی که علاوه بر مردان و زنان ،دختران و پسران از دنیا رفته ی شهرمان ،تعدادی از مردان خدا ،مردان بی مدعایی که برای دفاع از کشور عزیزمان از جان عزیزشان گذشتند ،مردانی که در عین سادگی ،اخلاص ،مهربانی و افتادگی ،در میدان نبرد مانند شیران بودند وببران ،را در خود مهمان نموده و باعث افتخار وسر افرازی مردم وطن دوست و اهالی محل شده است . در زکی محله دو درخت کهنسال وجود دارد که به آقا دار معروف اند . طائفه های کاظم زکی و زکیان از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لمتر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکی ار محله های قدیمی رامسر بوده و گنج های کنده شده دال بر قدمت آنجاست . در این محل باغات مرکبات و مزارع چای و شالیزار وجود دارد . لمتر از شرق به چهارصد دستگاه و از غرب به توساسان مرتبط است . بقعه ی آقا سید محمد ،کنار مسجد محل واقع گردیده است . طایفه های لمتری و لمتر محمدی از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تنگدره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکی از محلات قدیمی رامسر بوده و ترک رود از کنار آن می گذرد . در دره ای زیبا قرار گرفته و خاندان اتابکی ، رامسری ، سلیمی و فلکی ها از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;میان لات&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در مسیر جاده جواهرده رامسر واقع شده و بعد از عبور از یک سراشیبی و پل که بر روی رودخانه ی زیبا و وحشی صفا رود زده شده به این محله ی زیبا با مردمانی خونگرم وارد می شویم طایفه جوربنیان از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اشکونه کوه&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;در جنوب غرب رامسر واقع و دارای قبرستان با صفا و قدیمی بوده و جاده جواهرده از کنار آن می گذرد . در مجاورت صفا رود قرار داشته و دارای باغات چای و مرکبات است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;توبن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از محله های قدیمی رامسر بوده و در دامنه ی کوه ایلمیلی قرار دارد ، دارای باغات مرکبات می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;رمک&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;رمک در شرق رامسر است و چشمه ی آب سیاه که برای درد مفاصل مفید است در رمک قرار دارد ، دارای بازار قدیمی و معروف و بستنی های خوشمزه بوده و برج چشم انداز در آن واقع است . طایفه های کاکوان ،کاکوئی از اهالی این محله اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لیماکش&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از مسیر کنار آبگرمهای پشت هتل که بگذریم و راه خود را به سمت کوهستان سر سبز و پر درخت ادامه دهیم به محله ی زیبا و جنگلی لیماکش و کلک ، جایی که طایفه ی لیماکشی ها از اهالی آنجایند می رسیم . در لیماکش گنج های زیادی از دل خاک بیرون آورده شده که نشان از قدمت آن محل دارد . دارای باغات مرکبات ، کیوی و ازگیل می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کرکت محله&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;محله ای قدیمی ااست که حد فاصل آخوند محله و رضی محله بوده و در گذشته آسیابی آبی در آن وجود داشته است . دارای باغات مرکبات و کیوی می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حیدر محله &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در شرق ترکرود واقع گردیده و دارای باغات مرکبات می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کوی تعاونی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;این محل به دلیل وجود تعاونی باغداران رامسر به کوی تعاونی معروف گردیده و جز محلات بزرگ رامسر محسوب مس شود وازسال 1346 به بعد بوجود آمده است . روبروی باغ معروف شاهپور غلامرضا واقع و دارای شالیزار و باغات مرکبات می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سفید تمشک&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سفید تمشک در غرب رامسر قرار داشته ،از شرق به اردوگاه رامسر ،از جنوب به جنگل ،از شمال به جاده گیلان و از غرب به سورخانی محدود می باشد . دارای باغات مرکبات ،کیوی و چای م یباشد به دلیل قرار گرفتن در بلندی ، مشرف و نزدیک بودن به دریا ، منطقه ای بسیار زیبا و با صفاست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جنگ سرا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;روستایی زیبا با باغات مرکبات و چای که در هفده کیلومتری غرب رامسر واقع گردیده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جنت رودبار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در فاصله ی چهل کیلو متری رامسر قرار دارد و دارای زمینهای کشاورزی و باغات بوده که در آن گردو و فندق و سیب زمینی کشت می کنند . رود خانه یچالکرود از ارتفاعات جنت رود بار سرچشمه می گیرد . دارای مناطقی بسیار زیبا ،دیدنی و بکر می باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بامسی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بامسی در سر راه جاده رامسر به جواهرده واقع و تا رودخانه صفا رود امتداد داشته ،دارای قدمتی طولانی است بسیار خوش آب و هوا بوده و مناظری دیدنی و زیبا دارد . در این منطقه چشمه ای با آب گوارا وجود دارد که از جای دیگری سر چشمه می گیرد و پزشکان آن را تأیید کرده اند&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;جواهرده&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;مسیر دسترسی به روستای زیبا و تاریخی جواهرده رامسر از منتهی الیه غربی شهر رامسر و از جنوب(سه راه تگزاس) منشعب گردیده و با عبور از میان کوههای مشجر و گذر از جنگلهای انبوه و سرسبز و مناظر طبیعی و زیبا،پرندگان و جانوران وحشی و شگفت انگیز و در امتداد رودخانه خروشان و وحشی صفا رود ادامه یافته و با افزایش ارتفاع در طول مسیر به تدریج نوع پوشش گیاهی تغییر یافته و از تراکم درختان کاسته می شود و در نزدیکی جواهرده کاملا از پوشش جنگلی خارج شده و در 26کیلومتری رامسر به چمنزار و بوته زار تغییر شکل داده و از این نقطه در دامنه کوههای پر برف سماموس،روستای سنتی و ییلاقی جواهرده با نمای وصف نشدنی خودنمایی می کند.بهشتی که اختلاف دمایش با شهر حدود 10تا12 درجه می باشد و در تابستان بخاطر دارا بودن آب و هوای خنک مورد استقبال هزاران توریست خارجی و داخلی واقع می شود.این مکان توسط ارتفاعات اطراف رامسر محاصره شده و چشمه ساران قابل شرب زیادی مانند چشمه های شیخان،آبعلی،سلمان،بریشی و کمربن در آن جریان دارد.جواهرده جزء معدود مناطق کوهستانی رامسر است که با وجود فاصله بسیار کم با دریا،بیش از 2000متر از سطح دریا ارتفاع دارد.در زمستان نیز این منطقه دارای جلوه های زیبای طبیعی بوده و حدود شش ماه از سال پوشیده از برف است و در تابستان اکثرا مه آلود بوده و هوایی شاعرانه و عاشقانه دارد.جواهرده رامسر یکی از شاهکارهای طبیعی خلقت خداوند بزرگ مانند نگینی گرانبها در دل کوهستانهای سرافراز البرز می درخشد.جواهرده از سه جهت در محاصره کوههای زیباست و شبیه به دره ای کم عمق بوده با عرض کم و شیب ملایم که عرض آن در اوشیانسر،اندک بوده و به تدریج از غرب به شرق بر گستردگی آن افزوده می شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;در دامنه شرقی تپه های تاک سرود یک سر یعنی تنگدره،رمک محله،چاک دشت و سیقل محله به صورت جلگه و محلی رویایی،باصفا و مناسب جهت کوه پیمایی اهالی این ده جواهر خیز میباشد.در جواهرده مسجد آدینه ای وجود داشت که بیش از هشتصد سال از بنای آن می گذشت،البته اکنون بر اثر عوامل طبیعی و عواملی دیگر،از بین رفته و مسجدی نو بنا نهاده شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;جواهرده از چندین محله زیبا تشکیل شده که اکثرا در تابستان مملو از جمعیت بوده و مردم برای فرار از گرما و شرجی ساحل دریای رامسر به آنجا هجوم آورده و در پاییز بجز چند خانوار،مابقی به ساحل رامسر باز میگردند. محله های آن عبارتند از:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;1-اوشیان سر،که در پایین مسجد دارالوداع قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;2-جولاخیل که از محله های بزرگ رامسر است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;3- کربلا بنه که به سراب معروف بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;4-سید محله که در ضلع جنوبی مسجد آقا سید سعید در رامسر قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;5-بریشی محله که چشمه برشی در آن محله واقع است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;6-آموسی خیل که در حد فاصل میان اوشیان سر و مدرسه علمیه رامسر قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;7- صیقل محله&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;8- فتوک محله &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;میدان جواهرده&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;در وسط محل،میدان جواهرده واقع است که بازار،مسجد،درمانگاه،ایستگاه رامسر و مخابرات در اطراف آن قرار دارند.در وسط میدان چندین درخت تنومند وجود دارد که از قدمت این میدان در رامسر حکایت دارد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;بازار جواهرده&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;در حال حاضر بر خلاف گذشته که بازار جواهرده در رامسر رونق فراوانی داشته،بجز محدود ایامی و آنهم به دلیل فراوانی توریست در جواهرده،بازار آن دارای رونق نیست.بازار جواهرده از چندین بقالی،قصابی،نانوایی،کبابی،رستوران،یک داروخانه و چند قهوه خانه به همراه میوه فروشی و سلمانی تشکیل گردیده است که در ایام پاییز و در زمستان تعطیل است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;روستاهای جواهرده&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;1-سلمل&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;سلمل در شرق جواهرده و در شمال شرقی رامسر قرار دارد و خیابان رامسر_جواهردهاز کنار آن میگذرد.سلمل از روستاهای مهم و بزرگ جواهرده است که در تابستان جمعیت زیادی در آن ساکنند و دارای بازاری است که شامل بقالی و نانوایی و میوه فروشی و همچنین مرغداری است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;2-زوریک&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;زوریک در جنوب شرقی سلمل و بالاتر از مدکوه و در جنوب رامسر واقع است و دارای قبرستان قدیمی و بقعه ای است که دو امامزاده بنام های سید فاضل و سید فضل در آن مدفونند،میباشد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;3-کنارود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;کنارود در کمره کوه قرار گرفته و در آنجا انواع حبوبات،گندم و جو کشت می شود و دارای باغات فندق و گردو است. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;4-پایین مازو&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;پایین مازو یا ون میزی یکی از روستاهای کوچک جواهرده است که به علت قرار گرفتن در دامنه کوههای بلند رامسر و وجود تپه های سبز اطرافش و همچنین وجود درختان کوهستان بابران و مشرف بودن به دره ای عمیق از زیبایی خاصی برخوردار است.محصولاتش گردو،فندق،سیب،گلابی،سیب زمینی و لوبیا است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;5-جیرکوه(کوه پایین)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;جاده جواهرده_رامسر از وسط جیرکوه میگذرد.در گذشته مردم در تمام فصول سال در جیرکوه ساکن بودند ولی در حال حاضر بجز چند خانوار،مابقی در فصول سرد سال آنجا را ترک میکنند و در فصل گرما دوباره بدانجا کوچ میکنند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;6-جورکوه(کوه بالا)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;جورکوه هم،مانند کوه در زمستان بجز چند خانوار،خالی از سکنه است ولی در تابستان بسیار پر جمعیت میشود و در نیم کیلومتری جیرکوه واقع بوده و دارای باغات فندق و گردوست.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;7-مدکوه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;مدکوه دارای دو چشمه میباشد که در رامسر معروف است و روستا را به دو قسمت تقسیم می کند.در جنوب شرقی زرودک واقع شده است ودارای باغات فندق و گردو است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;8-چوتوک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;چوتوک در دامنه شرقی ورگ چال (گودال گرگها)واقع بوده است و در زمستان خالی از سکنه است.دارای مناطق دیدنی و جذاب است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;9-فیلیک دم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;فیلیک دم در دامنه شرقی تپه تنگدره سر راه جواهرده به رامسر واقع است و در گذشته آسیاب آبی بسیار دیدنی و زیبایی در کنار رودخانه این روستا وجود داشت.دارای مناطق زیبا و دیدنی است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;10-بازارش&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;بازارش مابین کوه و دره قرار گرفته و بسیار دیدنی است.دارای اسخر پرورش ماهی قزل آلا و استراحتگاهی زیبا میباشد.ضمنا شیر سنگی که یکی از آثار تاریخی و شاید هم طبیعی جواهرده ،رامسر باشد نیز در نزدیکی بازارش قرار دارد.در بازارش گورهای گبری فراوان به چشم می خورد و حکایت از آبادانی منطقه در زمانهای گذشته می نماید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;منبع: &lt;a href="http://www.ramsar96.blogfa.com/" target="_blank"&gt;شهر من رامسر&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;ساداتمحله و کتالم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;ساداتمحله شهری است واقع در شرق رامسر که در گذشته نه چندان دور،قریه ای بیش نبود و تا اوایل قرن چهاردهم معروف به معاف محله از توابع گرجیان به شمار می آمد و بیش و کم نیز سیدمحله یا ساداتمحله به کار می رفت اما از آن به بعد به ساداتشهر اشتهار یافت.اسناد و اوراق خطی متعلق به دو سه قرن پیش حاکی از این است که ساداتمحله وجود نداشت و سادات این محل در برشی مقیم بودند(برشی از توابع کتالم است)و به سادات برشی موسوم بودند.هیچ قباله یا سندی در دست نیست که وجود محل یادشده را در آن عصر تایید کند.برشی که در گویش محلی به بیرشی معروف است در حد فاصل بین ساداتشهر و کتالم قرار دارد و اکنون یکی از محلات ساداتشهر است.ضمنا در جواهرده رامسر نیز یک محل دیگری به این نام وجود دارد که محلی بسیار زیبا است و دارای آبهای شیرین بسیاری است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;هوای ساداتشهر مانند نقاط دیگر معتدل و مرطوب است و اراضی آن اغلب شوره زار و کمتر مستعد کشاورزی میباشد.وجود آبهای گرم معدنی(شرح آن در بخش آبهای معدنی رامسر آمده است)و رسوبی که در مسیر راه از خود بر جای می نهد،سنگهای آهکی و تلخ آبها باعث نامستعد بودن اراضی مجاور است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;پیش از تاسیس شهرداری آب آشامیدنی مردم از یک حلقه چاه آب شیرین واقع در کندسر ساداتشهر،و نیز از چشمه آب شیرینی که در همان حوالی جریان داشت،تامین می شد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;چاههایی که در بقیه نقاط این محل حفر می شد آب شور از آنها بیرون می آمد و امروزه هم اگر کسی بخواهد مبادرت به حفر چاه نماید باز هم آب آن چاه شور است و این از ویژگی های خاک ساداتشهر رامسر است.قلت آب آسامیدنی سالیان سال است که مردم این محل را رنج می داد تا اینکه با تاسیس شهرداری در این منطقه مردم با ایجاد تاسیسات مدرن لوله کشی آب از بی آبی نجات یافتند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;کتالم شهری نوبنیاد است که تا قبل از سنه 1320هیچ قریه یا آبادی در آن موضع وجود نداشت و اراضی آن اغلب بایر و علفزار احشام بود.بعد از آنکه کارخانه چای در آن دایر گردید،به صورت منطقه ای مسکونی درآمد و با شتابی روز افزون روی به آبادانی نهاد و در اسرع وقت مبدل به شهری آباد گردید.محتملا وجود آبهای راکد برکه ها سبب گردید آنجا را کتالم بنامند.در مورد محدوده معالیت شهرداری کتالم که به مساحت نوزده کیلومتر مربع میباشد.از سمت شمال تا ساحل دریا رامسر،از جنوب تا دامنه کوه رامسر،از شرق تا رودخانه نسارود و از غرب تا تلخ رود رامسر بوده و محلات زیر را که تمامی آنها جزء حومه رامسر هستند را در بر می گیرد:ساداتمحله،برشی،پیازکش،طالش محله،کوزه گر محله،کردمحله،مشاکلایه،میانحاله،نیاسته،تالارسر،مارکوبن،تجن و پوده.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;در میان محلات یادشده کوزه گرمحله از قدمت بیشتری برخوردار است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;منبع: &lt;a href="http://www.ramsar96.blogfa.com/" target="_blank"&gt;شهر من رامسر&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;غارهای دیدنی و تاریحی رامسر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;غارهای زیبا و دیدنی و تاریخی رامسر عبارتند از :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;غارگرگرلوکا:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;این غار دارای شیبی تند بوده و در منطقه صعب العبور از ارتفاعات کوه ایلمیلی با دیواره های صخره ای قرار دارد . لوکا به زبان محلی به سوراخ و شیار گفته می شود . این غار عجیب بسیار زیبا و دیدنی است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;غار یاغی لوکا :&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;غار یاغی لوکا دارای شیبی 95 درجه بوده که دهنه بالائی غار سه متر می باشد و حدود هزار متر از سطح دریا ارتفاع داشته و در شمال غربی رامسر واقع است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;غار بام بامه :&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;این غار در جنوب هتل و جنوب غربی محله رمک در میان جنگلهای پوشیده از درختان کهنسال در فاصله دویست متری دامنه کوه قلعه بند قرار گرفته است .دهانه آن بشکل مثلث بوده و حدود 40 متر عمق دارد و احتمالا در گذشته محل اختفای اشیای با ارزش و عتیقه بوده است . غار بام بامه دیدنی , ترسناک و از عجایب رامسر محسوب می شود .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;غار شب پره چال :&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;این غار به علت وجود شب پره ( خفاش ) فراوان و آویزان در داخلش به این نام معرف شده است و می گویند راه مخفی قلعه های اطراف بوده است . غار شب پره چال هم زیبا و دیدنی است به شرطی که از خفاش ها نترسید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;منابع:&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 51);"&gt;&lt;strong&gt;_&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.mazandnume.com/"&gt;مازند نومه&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;_&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.tachar.blogsky.com/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 51);"&gt;جاذبه های گردشگری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 51);"&gt;_&lt;/span&gt;&lt;a href="http://sitra.blogfa.com/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 51);"&gt;ساحل شهسوار&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:10;"  &gt;تهیه و تدوین : مهدی صمدی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-3213627949037490717?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/3213627949037490717/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=3213627949037490717' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3213627949037490717'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3213627949037490717'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_16.html' title='شهرستان رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-8341971507484104309</id><published>2007-10-15T18:56:00.000+03:30</published><updated>2007-10-15T18:58:20.491+03:30</updated><title type='text'>بقعه آقا جان گل</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; color: rgb(0, 51, 0); font-weight: bold;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;بقعه آقا جان گل &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;یکی از مقبره هایی که در تنگدره رامسر در کنار تصفیه خانه آب رامسر قرار دارد، بقعه آقاجان گل است. این بقعه زگالی است و قدمت آن کم تر از بقعه سید خرم کیا می باشد. این بقعه در ابتدای تنگدره در سراشیبی قرار دارد که به میدان اصلی تنگدره می رسد. فاصله آن از بقعه سید خرم کیا حدود صد و پنجاه تا دویست متری است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(255, 0, 0);"&gt;آقاجان گل کیست؟&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;به نظر می رسد که اگر آقاجان گل یکی از سادات محترم منطقه نبوده باشد، بی گمان یکی از سرداران و بزرگانی است که به سبب همراهی با سادات و یا رهبری قیام های مردمی در دل این مردمان جا گرفته است و بقعه و بارگاهی برای وی ساخته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;از آن جایی که در منطقه تنها سادات دارای بقعه و بارگاه هستند ، می توان این مطلب را تقویت کرد که وی از سادات محترم بوده است و از آن جایی که بر خلاف مقبره سید خرم کیا که به سبب نوعی دفن وی که پا ها به سوی قبله است و از سادات زیدی مذهب بوده است ، آقاجان گل سیدی شیعی بوده است. از سوی دیگر بنابر نقل شفاهی مردم بومی ، قبر وی نسبت به سید خرم کیا جدید تر است. بنابر این می توان گفت که وی از کسانی است که در دوران صفوی به بعد می زیسته است. از این رو محتمل است که قیام وی ارتباطی به آشوب هایی دوره اخیر به ویژه دوره نادری داشته باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;برخی وی را بر خلاف آن چه در افواه مردم است به آقا جهان قلی بیگ نام گذاری کرده و بر اساس آن حتی نوشته بر در ورودی آن نهاده اند. این گونه تصرفات پیش از آن که مساله ثابت شود خود محل اشکال است. این اشکال هنگامی تقویت می شود که به بازی با تاریخ واقعی منجر شود ، چنان که با تغییر جهت قبر سید خرم کیا آثار دوره زیدی گری مردم منطقه به دست فراموشی سپرده می شود و این هرگز با حفظ آثار فرهنگی و تاریخی هماهنگی و هم خوانی ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;به هر حال نام گذاری به آقاجان در منطقه امری عادی است و حتی سادات را به این نام می خوانند. شگفت این که گل به عنوان نام در این منطقه هنوز رواج دارد و گل آقا نمونه زنده ای است که صابر فومنی بر خود به پیروی از روش گیلانیان بر گزیده است. بنابراین نیازی نیست تا ما آقا جان گل را به آقا جوان و یا آقا جهان و یا گل را به قلی و یا قولویه تغییر دهیم تا با مزاج دیگران به ویژه تهرانی ها خوش آید. نیازی نیست تا اربه کله را به خرمالو کلایه تغییر دهیم ؛ زیرا اربه به معنای خرمالوی وحشی و جنگلی و یا کله به معنای کلایه در زبان گیلکی رامسری این گونه تلفظ می شود. به هر حال این شخص آن چنان مردمان از دیرباز می خواندند همان آقا جان گل است و بگذاریم تا همین گونه باشد تا در آینده اگر سندی و مدرکی به دست آمد بدانیم متعلق به کی و کجا بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;شگفت آن که نام پدر بزرگ نویسنده آقاجان بوده است و در علت نامگذاری وی گفته اند که وی را هفت خواهر بوده است و برای محمدتقی خان فرزند پسری نبوده است. هنگامی که وی به دنیا آمده است همه او را به آقاجان خواندند و معروف به آقاجان شل آقاخانی شد. بنابراین بعید نیست که شخصی به نام آقاجان بوده باشد. به ویژه که این نام در افواه مردم دلالت بر بزرگی مقام و منزلت می کند. از این روست که فرزندان پدران خویش را آقاجان می خوانند و این گونه به وی احترام می گذارند. در حقیقت نهایت احترام و تعظیم با خواندن وی به آقاجان انجام می شود. بنابراین دور نیست که نام وی همان آقاجان باشد یا به این نام و لقب معروف و مشهور بوده باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;وی در افسانه ها و تصویر مردم همچون کاوه آهنگر است که بر دشمنان عدالت شورید و سالیان متمادی که برخی به هفت از آن یاد کرده اند در ایلمیلی و پتک به سر برده و آن جا را &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;پناهگاه ساخته و بر حکومت وقت شوریده و متمرد و یاغی بوده تا این که در مزار خویش شهید شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);"&gt;اما آقا جان گل و یا آقاجان گله کیست ؟&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;می گویند که آقاجان گل در پوتک (پتک) به کار سلمانی مشغول بود و در آن جا روزگار می گذارند. وی به دلایلی بر ضد دولتی ها و امیران و حاکمان محلی در سده های 9 &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;یا 10 هجری قمری قیام می کند و به یاغی گری روی می آورد و متمرد می شود. حمله ها و هجوم های وی که به دفاع از مردم یا آیین ایشان انجام می شود ، حاکمان را خوش نمی آید. از این رو مورد تعقیب حاکمان و امیران زورگو قرار می گیرد. در یکی از مبارزه ها دژ خود را در ایلمیلی و پتک از دست می دهد و برای فرار از دست دولتی ها خود را به دشت می رساند. دولتی ها و حاکمان وی را تعقیب می کنند و او با یاران اندکش خود را از پتک (پوتک) از راه توبن به شل محله ( بازار آن که در کنار رود خانه و باغ کنونی محمدتقی خان شل آقاخانی ) می رساند و در نبردی نابرابر در شل محله یک دستش قطع می گردد و به سوی تنگدره می گریزد و یا می کوشید خود را به دژ دیگری در منطقه دژکول در همان چند صد متری برساند ولی با قطع دست در بازارگاه شل محله از سوی تعقیب شوندگان بسیار ناتوان تر از آن است که خود را از گروه تعقیب کنندگان رهایی بخشد و در نهایت در بالای تپه تنگدره که به سوی دژکول می رفت کشته می شود و در همان جا از سوی دوست داران و علاقه مندانش دفن می شود و بارگاهی بر سر قبرش می سازند که هنوز هم پناهگاه مبارزان و عاشقان عدالت و ایمان است.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right; line-height: normal;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;اگر بپذیریم که آقاجان و یا آقا جوان و یا آقا جهان بیگ نام درست وی بوده است و این واژه یاغی که کلمه مغولی است از سوی آنان بر او نهاده شده است می بایست بپذیریم که وی سرادری بزرگ بود که بر ضد مغولیان ایستاد و حاضر نشد تا حکومت ایشان را بپذیرد و در این راستا به علت ایمان و دین به مقابله پرداخت و شهید شد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;,&amp;quot;serif&amp;quot;;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-8341971507484104309?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/8341971507484104309/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=8341971507484104309' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8341971507484104309'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8341971507484104309'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_15.html' title='بقعه آقا جان گل'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-4663079401554388318</id><published>2007-10-14T19:52:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T19:53:38.459+03:30</updated><title type='text'>پتک (potak) رامسر</title><content type='html'>&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt;                          &lt;a href="http://somamus.blogspot.com/2007/09/blog-post_04.html"&gt;پتک، &lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;مرزبان قلمروی کیایی&lt;/b&gt;&lt;/a&gt;                      &lt;/h3&gt;                          &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0); font-weight: bold; font-style: italic;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;هنگامی که سید شاه احمد کیایی از شاه نشین کوه ( شیطان کوه و بام سبز کنونی) به دورترین نقطه شرقی قلمروی خویش می نگریست، دژ ایلمیلی را به چشم می دید که در کناره دریا نشسته است. این دژ که آخرین نقطه مرزی دولت کیایی بود، می بایست دولت کیایی را از حملات پیاپی دولت صفوی در امان می داشت. به ویژه آن که دولت صفوی کیا محله را به آخوند محله تبدیل و افزون بر پادگان بزرگ در تنکابن، حملات فرهنگی خود را به مذهب زیدی و اسماعیلی آغاز کرده بود و مدارس بسیاری را در آخوند محله به وجود آورده و ملا ها و آخوندهایش را به همه جا از گیل و دیلم و اشکور روانه داشته بود. هر چند که کیایی ها به زودی مذهب تشیع دوازده امامی را برگزیدند ولی می کوشیدند از استقلال دولت کیایی در برابر دولت صفوی مقاومت کنند. تا پیش از این شاه اسماعیل و شاه طهماسب کاری به کار کیایی های گیلان به حرمت میزبانی شاه اسماعیل و کمک های نظامی وی برای چیرگی بر آذربایجان از یاد نبرده بودند. به ویژه که شیخ زاهد شیخ بزرگ و استاد شاه اسماعیل در آن منطقه زیسته بود و به حرمت وی بارگاهی نیز در شیخ زاهد محله چابکسر در مرز شرقی دولت کیایی برای او ساخته بودند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;هر چند که شاه احمد کیایی برای دفاع از مرز و بوم خویش به دژ ایلمیلی بسنده نکرده بود و در پس آن در رانکوه دژی مستحکم بنا کرده و یکی از نزدیکان را در آن گمارده بود با این همه ایلمیلی و دژ آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود. همان گونه که از شاه نشین می توانست تا انتهای قلمروی خویش یعنی در 75 کیلومتری را ببیند و دشت و جلکه و تحرکات نظامی آن را زیر نظر داشته باشد، همان گونه دژ ایلمیلی که در کنار دریا نشسته بود از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. از این کوه هر بیننده ای می توانست دژ مارکوه و دشت های آن را تا تنکابن مرکز و پادگان نظامی دولت صفوی را بنگرد و حتی کوه های بارفروشان(بابل) نیز از آن چکاد به چشم می آمد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ایلمیلی از آن رو اهمیت ویژه می یافت که تنها راه عبور ممکن در کناره بود. کوه و دریا در آن جا به هم می پیوست و تنها راه عبور آن بود که از کنار دژ و بر بالای کوه رفته و خود را به آن سو رساند. از این رو گلوگاهی بود که هر کسی نمی توانست به سادگی از آن عبور کند. از دیر باز این کوه مرز گیلان و مازندران بوده است. جنگ های هفت ساله آن معروف است. مناطق جنگ سر و سامان رود و روستای دیگر پیرامونی آن از اهمیت فوق العاده برخوردار بود. ایلمیلی دارای راه گریزی در میان کوه بود که به ساحل ختم می شد و دژبانان می توانست در هنگام خطر خود را به دریا رسانده و با کشتی و قایق از آن جا بگریزند و یا امکانات وارد آن سازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پتک (&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;potak&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;) روستایی است که در کنار دژ قرار داشت. این روستا بخش وسیعی را شامل می شد که می توان از رنگه (لنگه ) پشته و دیسر و جنگ سر به عنوان آبادی های وابسته به آن یاد کرد. از آن جایی که دشت قابل اسکان نبود و باتلاقی بود، هیچ کسی را توان آن نبود که در آن ساکن شود. مردمان این روستا به دامداری مشغول بودند. بیش ترین ساکن در گذشته در کوه ایلمیلی و اشکونوکوه و لیماکش و گرجیان ساکن بودند و از آن فرود نمی آمدند. تنها گاه در فصل زمستان گله های گاو و گوسفند را به دشت می آوردند تا در میان انبوه درختان وحشی بچرند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;راه شاه عباسی از میان آن می گذشت و از آن جا به تنگدره و آخوندمحله می رفت. شاه عباس این راه را زمانی ایجاد کرد که گیلان را به تصرف خویش در آورد و دژهای ایلمیلی و رانکوه و سپس خود لاهیجان را فتح کرد و شاه احمد از شهر گریخت و سپس اسیر و در زندان قهقهه به بند کشیده شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;این دژ در عصرهای هرج و مرج دوره شاه محمود افغان و نادری به دست دزدان افتاد و همانند دژ دزکول مرکزی برای غارتگران و چپاول کنندگان مال و منال مردمان تبدیل شد و کم کم همانند دیگر دژها همانند دژ دزکول و مارکوی (مارکوه یا مارد و یا مردکوه ) از میان رفت و چیزی از آن نماند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پتک روستای بسیار پرجمعیت و آباد بوده است. مردمانش از گالش های کادوسی و مبارز هستند و در جنگ آوری همانندی نداشته و ندارند. البته برخی از اقوام دیگر از اشکور و گیلان در آن جا ساکن شدند. به نظر می رسد که ایلمیلی منسوب به قومی باشد که به نام میلی معروف و مشهور بوده اند و از ایلات معروف ساکن در پتک بوده اند که جز نام کوهی از آن یادگاری نمانده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پتکی ها پس از آن&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;که دشت به سرزمینی قابل سکونت در آمد به آن جا کوچ کرده و به کشاورزی و شالیکاری پرداختند. برخی در پتک مانده ولی آنان که به دشت آمدند در کنار دریا و کوه ایملیلی ساکن شده اند. این گروه که از پتک برای کشاورزی آمدند به فتوکیان یا پتکیان معروف شدند. گروهی از رانکوه و اوشیان نیز به منطقه کوچ و در آن ساکن شدند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;دو دوره در تاریخ ایران به عصر کوچاندن اقوام معروف و مشهور است، یکی دوره شاه عباسی است که اقوام بسیاری کوچ داده شدند و دیگر در عصر رضاه شاه پهلوی که او نیز سیاست های عباسی را برای تحکیم قدرت و ایجاد اختلاف میان دشمنان اتخاذ کرد. شاه عباس برای این که قدرت کیایی ها را در منطقه سرکوب کند گروهی از کردهای عمار لو را به منطقه گیلان کوچ داد. وی نیز پس از آن که گیلان را به تصرف در آورد ، گروهی از تالشی ها را که در غرب گیلان می زیستند و مخالف دولت به پیش گیلان بودند به شرق گیلان یعنی منطقه نفوذ کیایی ها کوچ می دهد. تالشی ها در مناطق مختلف به پیش ساکن می شوند که از آن جمله گروهی هستند که در منطقه مرزی دولت کیایی سابق ساکن می شوند تا دوستداران کیایی را مهار کنند. از این رو برخی از تالشی ها در دژ ایلمیلی و پتک ساکن می گردند. آنان بعدها به همراه برخی از پتکی ها به دشت می آیند و تالش محله خود را بنا می گذارند. تالش محله دیگری نیز در منطقه شرقی رامسر ایجاد می کنند و برای آن که دو تالش محله از هم بازشناخته شود، تالش محله پتک به عنوان جدا سازی مطرح می شود. این گونه است که تالش محله فتوک یعنی کوی تالشی های ساکن محله پتک ایجاد می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خواندمیر در تاریخ خویش به گالش های پتک اشاره ای کنایه ای دارد. آن گاه که هزار اسب به سوی تنکابن گریخت، امیر تنکابن به دستور تیمور در پی او آمد وی به سوی گیلان گریخت ولی در منطقه ای که از آن به جنهم دره یاد می کند به دست دو تن از گالش های می افتند و کشته می شوند. خواند میر می نویسد که علت قتل شاه هزار اسب جامه های گران بها&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و مال و اموالی بود که هزار اسب به همراه داشت. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به نظر می رسد که وی می خواست از باتلاق کناره کوه و دژ ایلمیلی بگریزد ولی به دام ایشان می افتد. اردوگاه کنونی در منطقه باتلاقی قرار داشت و زمین های آن بسیار پر آب بوده است از این رو حتی شالیکاری در حال حاضر با کمبود آب در جاهای دیگر به سختی امکان پذیر بوده است. هزار اسب در این دره کناره کوه ایلمیلی گرفتار و به دست گالشان کشته می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پتک از شمال به کوه ایلمیلی از جنوب به دیسر و رنگه پشته و از شرق به تنگدره و توبن و از غرب به جنگ سر محدود می شده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;پتک به دو بخش کهنه پتک و تازه پتک تقسیم می شود. در کهنه پتک دو بقعه آقا سید محمد و سیده فاطمه، جدای از هم و در فاصله معین در این روستا قرار دارد و مردم از دور و نزدیک به این بقعه به قصد زیارت جمع می شوند و وجوه نذری در آن می نهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در دوره خفقان پهلوی اول که انقعاد هر نوع مجالس وعظ و سوگواری ایام محرم ممنوع بود کسانی که شیفته عزای حسینی بودند بدان جا که به دور از دسترس ماموران بودند می رفتند و مجالس عزاداری برپا می کردند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;مردم تنگدره و لات محله رامسر برای این دو امامزاده احترام خاصی را قایل می شوند و هر ساله برای عزاداری به ویژه در ماه صفر به آن جا رفته و آش پخته و مجالس روضه برپا می دارند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;چند سال پیش در پی جاری شدن سیل چندین سکه طلا مربوط به عهد سامانیان ضرب نیشابور پیدا شد. آقای حاج محمد لاریجانی که یکی از آن سکه ها مشاهده کرده بود مشخصات آن را چنین بیان داشته است که در یک سوی سکه کلمه لا اله الا الله و محمد رسول الله و در سوی دیگر آن به خط کوفی کلماتی حک شده بود که مربوط به عهد امیر منصور سامانی ( چهارم هجری ) می شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;span style="" lang="FA"&gt;این ها نشان گر آن است که پتک از سابقه تاریخی برخوردار بوده و از گذشته های بسیار دور مسکونی بوده است. به نظر می رسد که دستکم از عصر نخست اسلامی مسکونی بوده است&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-4663079401554388318?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/4663079401554388318/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=4663079401554388318' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4663079401554388318'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4663079401554388318'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/potak.html' title='پتک (potak) رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-2508970354370413356</id><published>2007-10-14T19:47:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T19:48:22.133+03:30</updated><title type='text'>لپاسر جواهرده رامسر</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;p class="style16" align="right"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 102, 0); font-weight: bold;"&gt;لپاسر جواهرده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;                 آب فراوان و خاک خوب این دشت را بی اندازه زیبا کرده است. از هر سو علف و گل و گیاه است. بوته های گون در دامنه نشسته اند و در دشت علف های بلند آشیانه ساخته اند. آب آن اندازه است که خاک را نرم و گلی می کند و جز در تابستان همه جا آب و گل می شود و پا در گل می ماند. بی خود نیست که آن را لپاسر گفته اند. بی گمان پاهای بسیاری را لپ کرده است و در کام کشیده و نگذاشته است که آسانی گام بر دارد. مکانی و سرایی است که پاها را به کام می کشد و لپ لپ می خورد. در رامسر هم جاهای چندی را به خاطر همین باتلاقی بودن لپاسر می گفتند. یکی در کنار ارودگاه و یکی رو به رو شیلات و یکی کنار شهرداری رامسر. این چند جا را من می شناسم. البته در حال حاضر آب در رامسر و باراندگی آن اندازه نیست که این باتلاق های کوچک باقی باشد. حتی چند اسل و سل هم که در تالش محله &lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;فتوک&lt;/b&gt; ( پتک آهنگران ) هم بود از میان رفته است و بی آب شده است و کشاورزی و شالیکاری را با مشکل مواجه کرده است.&lt;br /&gt;جوانانی برای گردش به کوه زده تا لپاسر آمده اند، در کلبه های گلی و چوبی جا کرده اند. همهمه و شادی ایشان همه جا را فرا گرفته است. لطیفه گویی شان گرفته است. می گویند و می خندند. برخی ترانه های محلی را می خوانند. وارد که می شوم . سلام و احوال پرسی و آشنایی گرفتن انجام می شود. آن طور که باید و شاید من آن ها را نمی شناسم ولی آنان به شکل و شمایل می فهمند که چه کسی هستم و فرزند چه کسی می باشم. مردان تیز هوش و زیرک که با نگاهی جد و آباء ات را در می آورند. از ردیف چشم می گویند که فرزند کی و بردار کی هستی. این همان علم انساب است که دیر زمانی هنری بوده است و راهی برای درآمد؛ زیرا بسیار بودند که در باره بچه خود تشکیک می کردند و علم ژنیتک و این حرف ها که نبود. این جا بود که علم و هنر قیافه شناسی به کمک می آمد و معلوم می کرد که نسب فرزند به چه کسی باز می گردد. جالب این که واژه ژنیتک در زبان یونانی به معنای پیشانی است. در یونان باستان مردانی بودند که با نگاهی به پیشانی این تشخیص هویت را انجام می دادند و حالا علم هم با نگاهی به چینش و توالی اسیدهای آمینه در ساختار ژنتیکی و ترکیبات آن می فهمد که این بچه فرزند کیست؟&lt;br /&gt;جمعی دور آتش نشسته بودند و شعله های سرخ و فروزانش تا نزدیک سقف بالا می رفت. گرمای آن در این شب های تابستان تن را گرم می کرد. سوز سرمای زمانی خود را نشان می دهد که شخص بنشیند و آرام گیرد. سرمای مطبوع ای است به شرطی که در کلبه و یا در کنار آتش نشسته باشی وگرنه در این ارتفاع چهار هزار متری آدم به خودش می پیچد و می لرزد. غذایی آوردند و به عنوان مهمان ناخوانده ای از من پذیرایی کردند.&lt;br /&gt;غذا را می خورم. املت هم غذایی ناب و نایابی است. در سفرهای پیشین که تا قزوین دست خالی رفته بودم همواره مهمان ناخوانده چوپانان و روستاییان اشکور بودم. البته شده بود که چیزی هم گیرم نیافتاده بود. یادم می آید روزی به قصد سماموس از سرخ تله بالا رفتم و در خط راس آن حرکت کرده و سه ساعته خود را به چکاد رساندم. تیرماهی بود و سوز سرمایش مرا به درون امامزاده کشاند. نه آبی بود و نه غذایی. باید می رفتم از یخچال طبیعی یخ برمی داشتم و با آتش آب می کردم. این تنها راه رفع تشنگی است. هر چند وسیله در آن جا بود و می توانستم این کار را بکنم ولی به خود باورانده بودم که باید شش ساعته به چکاد بروم و برگردم. الان بیش از سه ساعته و یا چهار ساعتی بود که وقت خود را سپری کرده بودم. به سرعت از همان سرازیر تند به سوی باغ دشت سرازیر شدم . سنگ های زیر پاییم سر می خوردند و من هم گاهی چون سنگی به سوی پایین کشیده می شدم. وقتی خود را به ته دره رساندم آبی خوردم ولی گرسنگی بیشتر فشار آورد. معده ام به شدت فشار می آورد. پوست هندوانه ای دیدم. به گمانم مصرفی گردش گرانی بود که با خود همه چیز را داشتند. پوست را به ولع ای خوردم. فکر می کنم از هر خوراک و غذایی بهشتی تر می نمود. کمی که رمق گرفته بودم به سره ای رسیدم و گله های گوسفند و ماستی تعارفی نوشیدم .&lt;br /&gt;این گالش ها همواره دست و دل باز بوده و هستند. بارها مهمانشان شده ام. البته چنان که گفتم از پوست هندوانه و خربزه هم نگذشته ام. البته در موردی در مهران نزدیک بود خرچنگ مرده هم بخورم ولی حالم به هم خورد و از شدت ضعف بی هوش شدم و ساعتی بعد که هوش آمدم خود را در کلبه روستایی چوپانی از روستای پیرمحمد دیدم. آنان روزهایی از من پذیرایی کردند و مرا به پای شکسته به درمانگاه بردند. همه داستان را در یک وقت دیگر می گویم.&lt;br /&gt;با این افکار می خوابم. هنوز خورشید نزده است نمازم را می خوانم راهی می شوم. تا سماموس راهی نیست ولی تا انسانیت راهی بس دور و درازی است. سفر تنهای هم خوب است وهم سخت است و هم بد. بدی اش آن است که افتادی دستگیری نداری . خوبی اش این است که خودت هستی با خودت. همگام و همراه و همدل پیدا کردن برای سفر مشکل است. آدم در سفر با افراد عجیب و غریب آشنا می شود. آن هایی که به نظر خوبند در سفر سرشت و سیره خود را نشان می دهند . بی خود نیست که پیامبر اکرم درورد خدا بر او باد می فرماید باید همسفر و یا همسفره مردمان شوی تا آن ها را بشناسی .&lt;br /&gt;می روم تا آبی از چشمه بنوشم. آبی سرد و خنک که جان آدمی را بیدار می کند. آب سیاه لپاسر سمام معروف است. مادرم می گفت که درمان بیماری به ویژه بیماری سنگ کلیه است. این را از دیگران هم شنیده ام . سعی کردم بیش از یک لیوانی بنشوم . حتما نباید خدای ناکرده سنگ داشته باشی تا آن را بنوشی . می گویند پیشگیری بهترین درمان است. ما هم پیشگیری می کنیم . آب بسیار می نوشیم تا بیمار نشویم. به امید خدا. بسیاری از کسانی که به سوی لپاسر می آیند همراه با سفارش های چندی هستند که دست کم بطری از این آب برایشان برده شود. اثر درمانی آن مجرب است و بسیار کسانی هستند که می گویند به این آب درمان شده اند و سنگ انداخته اند. وقتی کسی می گوید به لپاسر می آید همه سفارش خود را می گویند. مانند آن است کسی به زیارت آستانه های مقدسه می رود که خواسته ها دارند و حوائج و آرزوی دعا و خیر.&lt;br /&gt;مادرم می گفت: تنها آبش درمان نمی کند. برای این که آن آب درمان کند همان آب و هوای کوهستان لپاسر لازم است. باید مدتی در آن جا ماند و آب درمانی کرد. خوب . هوای این جا گرم است و حرارت روزش تشنگی را افزایش دهد و آب خواهی را دو چندان کند. فکر می کنم بیش از سی لیوان آب مصرف می شود. با آن که خنک و سرد است ولی همان اندازه آفتابش سوزان است. بی خود نیست هر کس به لپاسر می آید برنزه می شود. این هوا و این تشنگی و این آب خوردن باید کار دست آدم بدهد که همان درمان و افتادن سنگ است.&lt;br /&gt;به نظرم آمد علت دیگری داشت که مادرم ناخواسته بدان اشاره کرده است. کسی که این راه پنج و شش ساعته سربالایی را بالا می آید و این قدر به کلیه خودش فشار می آورد و آب می خورد آهن هم در بدن داشته باشد می افتد چه برسد سنگ .&lt;br /&gt;از کوه بالا می کشم . سربالایی آن تند و تیز نیست . شبیه همان خط راس سرخ تله تا قله اصلی سماموس است. به آسانی می توان به قله رسید. راهی است که دخترها هم می آیند. در اوائل انقلاب دختر سمپات های گروه های کمونیستی و چریکی همیشه از جورده تا لپاسر را می آمدند. گروه گروه دختر و پسر بود که در لپاسر اردو می زد و با شعرهای چون این راه دور و دراز را کوتاه می کردند. هنوز آوازشان در گوشم است. در این تنهایی همه چیز به سوی آدم می آید از خاطرات دور و نزدیک.&lt;br /&gt;یادم می آید که روزی با گروهی به لپاسر آمدیم . چایی داشتم و ولی کتری و قوری همراه نداشتیم . دیکی رویی آن جا افتاده بود. خوب شستیم و در آن چایی درست کردیم و از قوطی های کنسرو لوبیا هم به عنوان لیوان استفاده کردیم. آدمی وقتی در مشکلات قرار می گیرد و یا کاری را می خواهد انجام دهد کوه را از جلوی پایش می کند چه برسد که اگر پای شکم به میان آید. این خوردن همه چیز را آسان می کند. دیک سیاه افتاده را شسته و از گون آتش ساختیم و آب را جوش آوردیم و چایی درست کردیم و برای لیوان هم از قوطی لوبیا استفاده کردیم این یعنی بهینه سازی و یا هر چیز دیگر که می خواهی نامش را بگذاری .&lt;br /&gt;قله نزدیک است. باد سردش را در خود احساس می کنم. روشنایی یخچال هم تو چشم می زند. سوی چشم آدم را می گیرد و این دو چشم من گاه بی سو می شود. آفتاب بالا آمده و تو چشم می زند.&lt;br /&gt;خلیل منصوری&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-2508970354370413356?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/2508970354370413356/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=2508970354370413356' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2508970354370413356'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/2508970354370413356'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_1171.html' title='لپاسر جواهرده رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-7322486320283360707</id><published>2007-10-14T19:45:00.001+03:30</published><updated>2007-10-14T19:45:40.819+03:30</updated><title type='text'>شل محله</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;table style="border-collapse: collapse;color:#111111;" id="AutoNumber2" border="0" border cellpadding="0" cellspacing="0" height="100%" width="780"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td rowspan="2" valign="top" width="630"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:6;color:#0099ff;"&gt;&lt;b&gt;شل محله، محله ای کهن از رامسر&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;     &lt;img src="http://samamos.com/Pic/DSC01009.jpg" align="right" border="0" height="225" width="300" /&gt;شل      محله(&lt;span lang="en-us"&gt;shel&lt;/span&gt;) در شرق ترکرود ، از قدیمی      ترین محلات رامسر است. ساکنان وی از نخستین کسانی بوده اند که در      دشت ساکن شده اند. پیش از آن که کسی بتواند در دشت رامسر ساکن شود،      دشت در میان باتلاق ها و اوسل (سل به معنای سد و او به معنای آب      یعنی سد آب ) گرفتار بوده است. بارش های شدید باران و وجود آب های      رو زمینی و زیر زمینی امکان این را نمی داد تا کسی ساکن دشت شود.      از این رو بسیاری از مردمان در مناطق پیرامون دشت ساکن و تنها برای      دامداری به دشت می آمدند و یا در تابستان ها برای کشاورزی به دشت      کوچ می کردند. خانه ها در اشکونو و یا پتک و دسر و جنگ سر و       لیماکش قرار داشت. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;مردمان شل محله که در اصل ساکن شل      محله جواهرده بودند، برای استفاده از جلگه به سوی دسر و پتک آمدند      و ساکن در دشتی شدند که در کنار ترکرود قرار داشت و به سادگی می      توانستند از ماهی گیری در رودخانه استفاده کنند و از شالیکاری بهره      برند. از این رو شالی در شل محله و دشت های اطرافش افزایش یافت.     &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;شل محله ای ها در اصل مردمانی عرب      تبار ساکن قزوین بودند که در سده سوم و چهارم هجری به اشکور و      مناطق شمالی کوچ کرده بودند. تبار ایشان نشان می داد که برای تبلیغ      دین به منطقه آمده بودند. آنان مسجد آدینه را که معبد زرتشتی و یا      متیرا و یا آناهتیا بود بنا کردند و مردمان را به اسلام      فراخواندند. سالیانی بس بلند در جواهرده زیستند و به دامداری مشغول      شدند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;     &lt;img src="http://samamos.com/Pic/DSC00888.jpg" align="left" border="0" height="333" width="250" /&gt;از      نامدارترین ایشان شل شریف است که به آموزش دینی به اصفهان رفت و در      نزد بزرگان آن جا تلمذ کرد. وی از شیوخ صاحب اجازه به علامه مجلسی      است و شیخ نیز به وی اجازه حدیث می دهد. در دوره صفوی برای دعوت      زیدیان گیلان به کیا محله رامسر کوچ می کند و به عنوان شیخ الاسلام      منطقه کبا محله را به آخوند محله تبدیل می کند.  از فرزندان      وی شخصی به نام زین العابدین است که در بقعه در سرخانی دفن است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;ساکنان شل محله جواهرده بعدها بخشی      به دستور امرای تنکابن به این منطقه برای دفاع از کیان حکومت آنان      کوچ می کنند. به نظر می رسد که وجه تسمیه ایشان به شل از آن رو      بوده است که گروهی تیرانداز و یا تیراندازان نیزه کوتاه بودند.      تبرهایی نیز داشتند که بدان به سوی جانوران پرتاب می کردند. نمونه      ای از آن هنوز در اختیار نویسنده است. گروهی که به شل محله تنکابن      کوچ کرده اند در محله به همین نام ساکن شده اند و در میان ایشان      پهلوانان به نام پا به عرصه وجود گذاشته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;رستم خان از خان های به نام ایشان      است که سلطان منطقه بوده و از سوی حکمران تنکابن به امورات منطقه      می رسیده است. وی را سنگ قبری بزرگ بوده که به غارت رفته است. از      فرزندان معروف و به نام وی می توان از سلطان محمدتقی خان یاد کرد      که خانی بزرگ و به نام بود و سپه سالار تنکابنی از عوامل حکومت رضا      شاه با او دشمنی برخاست و املاک      وی را مصادره و به گروهی که از سیاهکل کوچیده بودند واگذار کرد. با      این همه اسناد بسیاری در اداره املاک بنیاد علوی رامسر موجود است      که وی را بیش از 60هکتار از اراضی بخش مرکزی رامسر بوده است و      منطقه شیلات و حومه آن در رامسر و بخش های از جواهر چون مراتع      سماموس و جیر کوه و جور کوه و پیرامونی مسجد آدینه تا فلک دم از آن      وی بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;وی مردی بسیار مهمان نواز بوده است      و مردمانی که از نصیر محله شیلات به بیماری ناچار به کوچ شده بود      جا و مکان داد که از آن میان می توان به خاندان نصیری ها اشاره      کرد. گروهی از پاسبانان نیز از شهسوار و مناطق دیگر در شل محله      ساکن می شوند و در نزد آقاخان از ارج و منزلت بهره می برند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;     &lt;img src="http://samamos.com/Pic/Picture-107.jpg" align="right" border="0" height="200" width="250" /&gt;شل      محله نخستین و بهترین مکان برای تربیت پرتقال بوده است. از این رو      سلطان رستم و فرزندانش محمدتقی خان به این مهم می پردازند و درختان      بسیاری کهن را پرورش می دهند. محیط مناسب و آب و هوای آن به گونه      ای بوده که در محوطه خانه سلطان محمدتقی خان شل محله ای پایه      مرکبات جهان پرورش می یابد. درختی در این محوطه بوده است که در سال      1367 به دستور فرزند آقاجان یعنی محمدتقی خان شل آقاخانی بریده می      شود. قطر این درخت به گونه ای بود که دست های سه نفر می توانست به      هم رسد. این درخت هر شاخه اش دارای یک گونه از مرکبات بوده است. از      جمله می توان به نارنج و ترنگ و نارنگی و لیمو ترش و لیمو شیرین و      پرتقال و تو سرخ و مانند آن اشاره کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size: 13pt;"&gt;در این محله دو قبرستان بوده است که      قبرستان جنوبی آن که در کنار جاده کنونی توبن بوده است خود دارای      بازارچه بوده است. به این معنا که محله به این جا ختم می شد که      دارای همه انواع امکانات از مسجد و دکان و یخچال و چشمه های آب      گوارا و آسیاب، خرمن سرا و مانند آن بوده است. قبرستان شمالی آن به      نظر می رسد که در منطقه کنار رود بوده است که از میان رفته است.      این منطقه در گذشته بسیار آباد بوده است و دارای مغازه و دکان های      چندی بوده است که بعدها تخریب می شود. دکان منزل نایبی یکی از      بناهای قدیمی بوده و بوج خانه های نزدیک منازل کریم خانی از دیگر      بنا های آباد آن بوده است. در حال حاضر از نشانه های قدمت محله      تنها درخت آزادی مانده است که خود نشانه ای استوار در قدمت این      محله است؛ زیرا این درختان تنها در جاهای کاشته می شد که از آبادی      و یا گورستانی حکایت کند. در کنار این درخت بزرگ و سر به فلک کشیده      بوج خانه های چندی قرار داشت و بسیار آباد بود ه است.  اکنون      مغاره  ها محله به کناره مسجد جدید و نوساز در جنب بقعه &lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;سید      خرم کیا&lt;/b&gt; منتقل شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt; &lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-family:Tahoma;color:#008000;"&gt;     &lt;span style="font-size: 18pt; font-weight: 700;"&gt;پانویس&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;"&gt;1.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;مطالعه      نگهداري، جوانه زني و رشد لوله گرده برخي از ارقام مرکبات,      /نويسنده : نورالله احمدي، کاظم ارزاني، احمد معيني.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;با توجه به اهميت اجراي پروژه هاي به      نژادي در صنعت مرکبات کشور و لزوم توليد ارقام جديد، پژوهش حاضر به      منظور تعيين بهترين روش نگهداري دانه هاي گرده انجام شد. آزمايش به      صورت طرح فاکتوريل دو فاکتوره با طرح پايه کاملا تصادفي با 3 تکرار      اجراء شد. روش هاي نگهداري دانه هاي گرده فاکتور اول را تشکيل مي      دادند. دانه هاي گرده به مدت 60،30،15،7 و 140 روز در دماي اتاق (C      &amp;#730; 1 + 25)، يخچال (C &amp;#730;4) و فريزر (C &amp;#730; 18-) نگهداري      شدند. فاکتور دومّ چهار رقم مرکبات شامل سوينگل سيتروملو، تروير      سسيترنج، يوزو و دوررگ شل محله بود. تجزيه واريانس داده ها نشان      داد که اثر تيمار روش هاي نگهداري، رقم و اثر متقابل اين دو فاکتور      در سطح 1% معني دار هستند. شاهد (دانه هاي گرده تازه) و دانه هاي      گرده اي که به مدت 7 روز در فريزر نگهداري شده بودند به ترتيب با      77 / 38% و 93 /26% بيشترين جوانه زني را داشتند و به ترتيب در      کلاس هاي a و b قرار گرفتند. از ميان ارقام مورد مطالعه، ارقام شل      محله و يوزو به ترتيب با 94 / 18% و 49 / 15% بيشترين جوانه زني را      داشتند و در کلاس هاي a و b قرار گرفتند. همچنين اثر متقابل شاهد x      شل محله، شاهد x يوزو، 15 روز نگهداري در فريزر x يوزو و 7 روز      نگهداري در فريزر x شل محله، به ترتيب با 50% ، 46% ، 66 / 42% و      16/36% بيشترين جوانه زني را داشتند و به ترتيب در کلاس هاي a، b،      c و d قرار گرفتند. نتايج نشان داد که دانه هاي گرده رقم شل محله      حتي بعد از 140 روز نگهداري در فريزر، 2 / 22% جوانه زني داشتند.      اين ميزان جوانه زني با توجه به حساسيت دانه هاي گرده مرکبات براي      نگهداري طولاني مدت مي تواند در برنامه هاي تلاقي از اهميت ويژه اي      برخوردار باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;جوانه زني / لوله گرده / رشد لوله      گرده / مرکبات / روش نگهداري / نگهداري دانه گرده&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;Germination / Pollen tube / Pollen      tube growth / Citrus fruits / Storage method / Pollen storage&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;Serial no: 00647088      == Call No. : 72650&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     و لینک این مطلب:     &lt;a href="http://dbase.irandoc.ac.ir/00647/00647088.htm"&gt;     http://dbase.irandoc.ac.ir/00647/00647088.htm&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     2. تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر، محمد تقی سجادی&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     3. درباره پرتغال پایه شل محله:     &lt;a href="http://dbase.irandoc.ac.ir/00298/00298983.htm"&gt;     http://dbase.irandoc.ac.ir/00298/00298983.htm&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;"&gt;     &lt;span style="color:#008000;"&gt;     &lt;span style="font-size: 14pt; font-weight: 700;"&gt;خلیل منصوری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;             &lt;/tr&gt;             &lt;tr&gt;               &lt;td height="37"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-7322486320283360707?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/7322486320283360707/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=7322486320283360707' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7322486320283360707'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7322486320283360707'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_4377.html' title='شل محله'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-1280100613062877609</id><published>2007-10-14T19:44:00.001+03:30</published><updated>2007-10-14T19:45:14.819+03:30</updated><title type='text'>بقعه سید خرم کیا</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span style="color: rgb(0, 153, 255);"&gt;      &lt;span style="font-weight: 700;font-size:20;" lang="FA" &gt;      بقعه &lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;سید خرم کیا&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt;      &lt;img src="http://www.samamos.com/Pic/DSC02100.jpg" align="right" border="0" height="225" width="300" /&gt;&lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;سید خرم کیا&lt;/b&gt;، ظاهرا       از سادات کیایی ملاطی هوسمی لنگرودی از پادشاهان کیایی خطه       گیلان است که خاندان ایشان از زمان مرعشیان مازنداران بر گیلان       از لاهیجان حکومت می کردند. به نظر می رسد که وی در سده های       هفتم تا هشتم می زیسته است. سادات کیایی بر مذهب زیدی بوده اند       و شاه اسماعیل صفوی در کنف حمایت ایشان رشد کرد و به یاری       ایشان به حکومت آذربایجان دست یافت. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt;با توجه به قبر وی که       به شیوه زیدیان دفن شده است می نماید که وی بر مذهب زیدی بوده       است. بر خلاف سنت شیعی همانند محتضر پاها به سوی کعبه و مکه       مکرمه قرار گرفته است. نشانه های تاریخی این مطلب را تایید می       کند؛ زیرا تا پیش از حکومت شاه طهماسب صفوی آخوندمحله را کیا       محله و بخشی از گیلان می دانسته اند ولی پس از اشغال رویان و       مازندران تنکابن و از جمله کیا محله که درغربی ترین مناطق       تنکابن قرار داشت به عنوان آخوند محله تغییر نام داد. از این       رو حکومت کیایی ها در &lt;a href="http://www.samamos.com/Link/Ramsar/RamsarHome.htm"&gt;      رامسر&lt;/a&gt; سر آمد و سامان رود چابکسر به عنوان مرز دولت صفوی و       کیایی قرار گرفت. دولت صفوی شیخ شل شریف از شاگردان مجلسی را       برای شیخ الاسلامی و تغییر مذهب مردمان منطقه به تنکابن گسیل و       روانه داشت. وی در غربی ترین منطقه ساکن و کیا محله را به       عنوان مرکز تبلیغ دینی بر گزید. در آن مدارس علمیه چندی بر پا       داشت و نام کیا محله را به عنوان آخوند محله که بیانگر گرایش       شیعی دوازده امامی در برابر شیعیان زیدی بود برگزید. &lt;/span&gt;      &lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt;در همین دوران شهسوار       و تنکابن به عنوان مرکز نظامی صفویان از ارزش و اعتبار بسیاری       برخوردار شد که زمینه اشغال فرهنگی و نظامی گیلان و از میان       برداشتن دولت کیایی فراهم آمد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt;شیخ شریف که خود از       مردمان منطقه و دارای املاک زیاد در      &lt;a href="http://www.samamos.com/Link/Gavahedeh/GavahedehHome.htm"&gt;جواهرده&lt;/a&gt; و      &lt;a href="http://www.samamos.com/Link/Samamos/Samamos2.htm"&gt;سماموس&lt;/a&gt; و زلان دشت و       جور کوه و جیر کوه بود همانی است که مذهب تشیع را در منطقه تا       گیلان گسترش داد و مسجد آدینه را باز سازی کرد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt;به هر حال &lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;سید خرم       کیا&lt;/b&gt; مردی از تبار زیدیان بود و پیش از ورود صفویان به منطقه از       جایگاه و مقام و منزلت والا برخوردار بوده و برای او یاران با       وفایش مقبره ای ساخته اند. بنابراین بعید است که در دوره صفویه       این بنا بنیاد گذاری شده باشد؛ زیرا صفویان و به ویژه آخوندهای       ایشان را دولت کیایی و مذهب ایشان انس و الفتی نبوده است تا       برای بزرگان و شهیدان ایشان بقعه و بارگاه سازند. از این رو می       توان به یقین گفت که وی پیش از سده نهم یعنی در سده هشتم و یا       هفتم می زیسته است. آن چه از بزرگان و پیران نقل شده است آن که       قبر و بارگاه وی پیش از بقعه آقاجان قولویه تنگدره است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt; بقعه سید خرم کیای       زیدی مذهب در تنگدره قرار گرفته و پیش از تعمیرات و بازسازی       های اخیر زگالی با شیروانی حلبی بود. ایوانی  به عرض یک متر       داشت و در ورودی آن به سمت مشرق گشوده می شد، به استثنای طرف       مغرب، در سه طرف آن ایوانی به عرض یک متر بوده است که با نرده       های چوبی به شکل بدیع و زیبایی آراسته شده بود. در بازسازی       افزون بر نابود کردن بقعه زگالی تغییرات نادرستی در سنگ قبر و       جهت قبر داده شده است که تاریخ را به هم می زند. برخی از       ناآگاهان با این تصرف خود سرانه تاریخ زیدی منطقه را محو و       آثار آن را از میان برده و قبر را به شکل  و شیوه مقبره های       شیعی دگرگونه ساخته اند.  به نظر می رسد که این گونه تصرفات در       مقبره ها می تواند ریشه و آثار تاریخی را با فقدان اسناد       تاریخی متقن رو به رو سازد. در حال حاضر قبور امامزادگان شیعی       بسیاری در همین منطقه آخوند محله قدیمی موجود است که می بایست       با همان شکل و شمایل با مصالح ساختمانی جدید بازسازی شود.      &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt;در کنار این مقبره       مسجد کوچک و نیز مدرسه علمیه وجود داشته است که بعدها به مکتب       خانه و سپس به مدرسه تغییر ماهیت داد و بنای آن بالکل از میان       رفت و مدرسه جدیدی در آن جا بنا نهاده شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span lang="FA"  style="font-size:13;"&gt;مقبره &lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;سید خرم کیا&lt;/b&gt;       دارای املاک وقفی بسیار و محوطه بزرگ بود که قبرستان با درختان       میوه از جمله آن بوده است. به این معنا که اطراف بقعه به ویژه       سمت مشرق آن قبرستانی بزرگ بود اما خیابان تنگدره آن را به دو       نیم قسمت کرد که بخش اعظم آن مبدل به فضای آموزشی شد و مدرسه ی       ابتدایی در آن بنا گردید و اثری از مکتب خانه و حوزه علمیه آن       به جا نمانده است. در حال حاضر صدوقی چوبی به جا مانده از       ساختمان زگالی روی قبر قرار داده شده که به نظر می رسد ارزش       تاریخی ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;b&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 255);font-family:Tahoma;font-size:180%;"  &gt;منابع:&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;1.تاریخ و جغرافیای تاریخی       رامسر، سید محمد تقی سجادی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;2. بزرگان رامسر، سمامی حایری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;3. از آستارا تا استار آباد،       دکتر منوچهر ستوده&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;      &lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;4. تاریخ شفاهی به نقل از حاج       رضا پورمنصوری&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p class="style20" align="left"&gt;&lt;b&gt;      &lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:130%;"  &gt; خلیل منصوری&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-1280100613062877609?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/1280100613062877609/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=1280100613062877609' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1280100613062877609'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1280100613062877609'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_582.html' title='بقعه سید خرم کیا'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-7742917061499484333</id><published>2007-10-14T19:38:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T19:44:15.769+03:30</updated><title type='text'>شاه منصور محله</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;table style="border-collapse: collapse; color: rgb(17, 17, 17);" id="AutoNumber2" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" height="100%" width="780"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td rowspan="2" valign="top" width="630"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="color: rgb(0, 153, 255);font-size:6;" &gt;&lt;b&gt;شاه منصور محله، محله ای کیایی      نشین در رامسر&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;     &lt;img src="http://samamos.com/Pic/DSC02682.jpg" align="right" border="0" height="225" width="300" /&gt;شاه      منصور محله در کناره غربی ترکرود در کناره جاده آسفالته تالش محله      فتوک قرار دارد. از شرق به ترکرود و حیدر محله و از جنوب به کندسر      و توبن و شل محله و از غرب به توبن و تالش محله فتوک (&lt;b style="color: black; background-color: rgb(255, 255, 102);"&gt;پوتک&lt;/b&gt;) محدود      می شود. منطقه شمالی آن کشاورزی است و تا کنون ساخت و سازی صورت      نگرفته و تا کناره دریا محله و آبادی ای نیست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;همان طور که از نامش بر می آید      منتسب به شاه منصور کیایی ملاطی هوسمی است. شاه منصوری ها از طرف      مادری با نویسنده نسبت خویشی دارند. چنان که از بزرگان  پیران      خاندان شنیده شده ، مردمان این محله به همراهی شاه منصور کیایی      برای مرزبانی از منطقه شرقی قلمروی پادشاهی کیایی به منطقه کوچ      کرده  و در آن جا ساکن شده اند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;ساکنان نخستین آن از محله دریاسر      هوسم (رودسر کنونی ) بوده اند. بر پایه برخی از مدارک این محله      منتسب به شاه منصور کیایی می باشد که برخی از وابستگان نظامی ایشان      به همین نام در منطقه ساکن شدند و دیگر از آن جا به ولایت خویش کوچ      نکرده اند. بقاع متبرکه ای از ایشان در بخش شمالی که اکنون در میان      شالیزارها قرار دارد باقی مانده است.  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;یکی از وابستگان ایشان در نیمه دوم      سده دوازدهم هجری قمری درباره برخی از املاک با متصرفان جدید درگیر      می شود و صلح نامه ای خطی در سال 1154 هجری قمری در دوره حکومت      نادری و زندی منقعد می کنند. این صلح نامه نشان می دهد که ایشان از      تیول داران کیایی مستقر در منطقه بوده اند که پس از زوال حکومت      صفوی و پیش از قدرت گرفتن خلعت بری از سوی خاندان قاجار در عصر هرج      و مرج املاک ایشان به زور تصرف می شده است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;صلح نامه میان شاه منصور صورت می      گیرد. در این دوره ملا محمد یوسف و محمد سلیم فرزندان محمد باقر      تنگدره ای ( جد خاندان باقر سلیمی کنونی ساکن در تنگدره) در مورد      ملک دیسر رامسر مدعی می شوند و خواهان تصاحب آن می گردند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;در آغاز صلح نامه یاد شده چنین آمده      است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;نزاعی شده فیما بین صلاحت و نجابت      پناهان ملا محمد یوسف و محمد سلیم ولدان مرحوم محمد باقر تنگدره ای      و رفعت معالی پناه شاه منصور من القریه ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;شغل عمده سکنه این محل کشاورزی ،      باغداری مرکبات و پرورش چای و کرم ابریشم بوده که در دوره اخیر چای      و پرورش کرم ابریشم انجام نمی شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;بقعه سیده فاطمه شاه منصور محله&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;این بقعه که در کرانه غربی ترکرود و      در کنار جاده آسفالته تالش محله پتوک قرار دارد و شاه منصور محله      کهن در جنوب و جنوب غربی بقعه یاد شده واقع است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;بنای آن پیش از این زگالی بوده است      و در دهه 40 هجری شمسی توسط حاج رضا شل آقاخانی ( از نوادگان شل      شریف ) به شکل آبرومندی بازسازی شده است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;در سال های اخیر این بقعه و قبرستان      پیرامون آن بازسازی شده و بنای جدید و زیبایی بر آن ساخته شده است.      مسجدی به نام مسجد قدس در آغاز ده 60هجری شمسی در کنار و شمال این      بقعه ساخته شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;سیده فاطمه از سادات کیایی است که      به همراه شاه منصور به این منطقه آمده است. به نظر می رسد که این      شخص همانند دیگر شاهزادگان کیایی دارای حکومت بوده است و دارای      نفوذ بوده است. چنان که شواهد تاریخی دلالت می کند بسیاری از      امامزادگان در منطقه حاکمان با نفوذی بوده که در جنگ ها شهید شده      که بقاعی از سوی یاران بر مقبره ایشان ساخته می شده است. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;     &lt;span style="font-size:13;"&gt;شاید ارتباطی میان سیده فاطمه کیایی      با سیده فاطمه حاکم رانکوه که در جنگی اسیر و شهید می شود بتوان      یافت؛ زیرا بسیاری از این بقاع به پیش از عصر صفوی باز می گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: left;"&gt;     &lt;span style="color: rgb(0, 128, 0);"&gt;     &lt;span style="font-weight: 700;font-size:14;" &gt;خلیل منصوری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;             &lt;/tr&gt;             &lt;tr&gt;               &lt;td height="37"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-7742917061499484333?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/7742917061499484333/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=7742917061499484333' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7742917061499484333'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7742917061499484333'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_1118.html' title='شاه منصور محله'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-1683985804210416096</id><published>2007-10-14T18:57:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T18:58:42.297+03:30</updated><title type='text'>آلودگی به اشعه راديو اکتيو، رامسر، آلوده ترين نقطه کشور</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;رییس سازمان حفاظت محیط زیست آلودگی رامسر و اطراف آن به مواد رادیو اکتیو را تایید کرد ولی بدون ذکر دقيق محل آن منبع آلودگی را به خاک این منطقه مربوط دانست و سخنی درباره تحقيقات انجام شده توسط گروه مطالعات پرتوهای طبيعی بالا که توسط سازمان انرژی اتمی در منطقه ايجاد شده نگفت. تاکید فاطمه واعظ جوادی بر وجود پرتوهای رادیو اکتیو در رامسر تصور می رود به منظور تکذیب اخبار نگرانی کننده ای باشد که آلودگی رامسر را به امور غيرطبيعی مربوط می دانند.  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;چندی قبل نتایج یک پژوهش درز کرد که توسط دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده و حکايت داشت "منطقه رامسر يکي از مناطق جهان با راديواکتيويته طبيعي بالا و قابل مقايسه با کرالاي هند و برزيل است".اما همین پژوهش در بخش دیگری به این نکته اشاره دارد که:"به علت نزديک بودن به شوروي[سابق] اندازه‌گيري فروريزه‌هاي حاصله از حادثه چرنوبيل که در اکثر نقاط دنيا حتي در فواصل دور مانند ايالات متحده، استراليا و نیز صورت مي‌گيرد لزوم مطالعات روتين و پي‌گير در این منطقه را مي‌طلبد".&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران هم چنین تاکید کرده بودند که:"در مناطقي مانند رامسر که جزو چند نقطه استثنايي در جهان است بايد مطالعات بسيار گسترده راديواکولوژي، ژنتيک و اپيدميولوژيک انجام گيرد که به صورت گروهي و تحت عنوان Health survay انجام شود".&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;از سوی ديگر گفته شده بر اساس گزارش سال 2000 کمیته علمی سازمان ملل، شهر رامسر از بیشترین پرتوزایی زمینه در میان تمام مناطق مسکونی دنیا برخوردار است.در حالی که حداکثر دز پروتو های رادیو اکتیو مجاز برای انسان سالانه 20 میلی سیورت است،در مناطقی از رامسر سطح پرتوزایی 240 میلی سیورت است.با این حساب مردم در مناطقی از رامسر 240 بار بیشتر از سطح نرمال سالانه در معرض پرتوزایی قرار دارند،چرا که مقدار مجاز قرار گرفتن انسان در برابر پرتوهای رادیو اکتیو کمتر از یک میلی سیورت است.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;دانشگاه علوم پزشکی بابل هم در تحقیقی که درباره سطح سلامت ساکنان مناطقی از رامسر انجام داده،ضمن تایید اینکه "رامسر در شمال ايران، بالاترين ميزان پرتوزايي زمينه را در سطح جهان داراست". اين پرتوزايي را"عمدتاً به دليل وجود عنصر راديواکتيو راديوم و فرآورده هاي استحاله آن است که توسط چشمه هاي آب گرم به سطح زمين آورده مي شوند" مرتبط کرده است. اين پژوهش که در سال 1383 و به روش تحليلي- مقطعي روي 101 خانوار [402 نفر] از ساکنين منطقه تالش محله رامسر با پرتوزايي زمينه بالا و 98 خانوار [374 نفر] از ساکنين منطقه چپرسر رامسر که در محدوده پرتوزايي معمولي زندگي مي کردند، صورت گرفته است.این محققان اعلام کرده اند که ساکنان منطقه تالش محله تنها در میانگین عمر پنج سال کمتر از محله چپرسرا عمر داشته اند و در عوض با وجود دریافت سالانه 240 میلی سیورت تششع از نظر بیماری قلبی و بیماری های بدخیم وضع بهتری داشته اند.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;محققان دانشگاه علوم پزشکی بابل در عین حال تاکید کرده اند که نباید تا انجام تحقیقات بیشتر"اظهار نظری در رابطه با سکونت و زندگی در این منطقه منتشر شود چرا که ممکن است به ایجاد هراس در ساکنین این منطقه منجر شود". در تحقیق دیگری که دکتر قیاسی نژاد و همکارانش درباره میزات پروتوزایی در رامسر و تاثیر آن بر سلامت ساکنان این منطقه انجام داده اند نیز منبع تششعات رادیو اکتیو در رامسر چشمه های آب گرم و مقادیر قابل توجه رادیوم 266 موجود در آن ذکر شده است.این محققان گفته اند:"پرتوهاي راديو اکتيو باعث تغييراتي در دستگاه دفاعي بدن ساکنان اين منطقه مي شود اما پيامدهاي اين تغييرات هنوز بدرستي روشن نشده است".با این حال این گروه از محققان که برخی از آنها کارشناسان سازمان انرژی اتمی ایران نیز هستند ضمن تایید" ایجاد تغییرات کروموزمی محدود در ساکنان رامسر"،تاکید کرده اند که "وضعيت بهداشت عمومي در منطقه رامسر بايد مورد مطالعه و بررسي دقيق و پيوسته قرار گيرد تا از تاثير احتمالي اين مواد راديو اکتيو جلوگيري شود".&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;بیش از یک سال پیش اما خبرگزاری ایسنا به نقل از رييس اداره‌ عوامل شيميايي مركز سلامت محيط و كار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي خبر داده بود که ساکنین منطقه رامسر تا بهشهر 70 در صد بیش از ساکنان سایر شهرها در معرض ابتلا به سرطان قرار دارند. خانم فلکی اما دلیل فراوانی سرطان در این منطقه را ناشی از مصرف بی رویه سموم شیمیایی از سوی کشاورزان ذکر کرده بود نه تششعات رادیو اکتیو در این منطقه.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;اينک به نظر می رسد آلودگی رامسر ثابت شده باشد، چه این پرتوزایی طبیعی باشد و چه بر اثر تحقیقات و آزمایش ها. اما مقامات کشور از برخورد آشکار با اين خبر ابا دارند و فاطمه واعظ جوادی رییس سازمان حفاظت از محیط زیست در اظهاراتی که روز يکشنبه خبرگزاری ایسنا و روزنامه رسالت آن را منتشر کردند بدون نام بردن از رامسر گفته است که:"جنس خاک اين شهرعناصراکتيويته دارد که باعث بروزسرطان درافراد آن منطقه شده است"!او حتی از این فراتر رفته و آن طور که روزنامه رسالت نوشته از وجود ددت در خاک و آب سخن گفته و ماجرا را به پسماندهای ویژه صنعتی مربوط دانسته است.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;خبرهای نگران کننده: پیش از اين روزنامه کیهان در خبری نوشت "به منظور آشنايي با عوارض مواد راديواكتيو همايش پاسخ به مصدومان حوادث پرتوها در كاشان برگزار شد".دراین همايش يك روزه تخصصي نحوه آمادگي و پاسخ پزشكي به مصدومان حوادث پرتوي و هسته اي در دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني كاشان آموزش داده شده و سرپرست دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني كاشان"هدف از برگزاري آن را آشنايي جامعه پزشكي با عوارض مواد راديواكتيو در بدن انسان و راه هاي پيشگيري و درمان بيان كرده است". دكتر صمد نوري زاد،در سخنان خود تاکید کرده که "با توجه به اينكه دانش هسته اي در ايران بومي شده و كاشان نيز در جوار منطقه غني سازي اورانيوم قرار دارد،برگزاري اين همايش جهت آموزش كاركنان جامعه پزشكي دانشگاه، ضروري به نظر مي رسيد". این همایش دو بخش داشته که در بخش اول"مباحثي شامل فيزيك پرتوها، آشكارسازي و حفاظت در برابر پرتو، آثار بيولوژيكي پرتوها، پرتوگيري موضعي، تشخيص و درمان، سندرم هاي حاد پرتوي، تشخيص و درمان آلودگي داخلي با مواد راديواكتيو توسط استادان انيستيتو پرتو پزشكي نوين"توضیح داده شده است.و در بخش دوم"نحوه آمادگي و پاسخ پزشكي به مصدومان حوادث پرتوي و هسته اي در دانشگاه علوم پزشكي كاشان، توسط رئيس انستيتو پرتوپزشكي نوين، بيان شده و به سؤالات شركت كنندگان پاسخ داده شده است".&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;اخبار دیگری نیز چند ماه پیش در اصفهان منتشر شد که به دلیل حساسیت های خاص کسی آنها را پیگیری نکرد. بر اساس این اخبار گفته می شد که برخی از کارکنان تاسیسات هسته ای اصفهان دچار بیماری های خاصی شده اند و لذا:"کارکنان اورژانس بیمارستان های اصفهان یکسری دوره های خاص را برای مراجعه کنندگان به اورژانش بیمارستان ها که از کارکنان سازمان انرژی اتمی هستند گذاشته اند" و "بیمارستان فارابی اصفهان نیز بخش خاصی را برای کارمندان سازمان انرژی اتمی اختصاص داده" است.اگر چه هیچ رسانه ای این اخبار را پیگیری نکرد و مقامات مسئول هم درباره آن اظهار نظری نکردند اما گفته می شود کارکنان تاسیسات هسته ای کشور حقوق خاصی با نام "حق پرتو" را نیز در فیش های حقوقی خود دریافت می کنند که به ظاهر نوعی پرداخت خسارت از پیش به حساب می آید. سازمان انرژی اتمی البته درباره این اخبار راه سکوت را برگزیده است.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;منبع: سایت صلح&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-1683985804210416096?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/1683985804210416096/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=1683985804210416096' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1683985804210416096'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/1683985804210416096'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_235.html' title='آلودگی به اشعه راديو اکتيو، رامسر، آلوده ترين نقطه کشور'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-4934411932493874610</id><published>2007-10-14T18:49:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T18:57:48.646+03:30</updated><title type='text'>رامسر در شعر شاعران</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;!--webbot bot="Include" i-checksum="56542" endspan --&gt;              &lt;/div&gt;&lt;h1 style="text-align: right;"&gt;رامسر     &lt;/h1&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="txt"&gt;رامسر عجب زیباست در شبان مهتابی&lt;br /&gt; بیشه چون زمرد سبز رنگ آسمان آبی&lt;br /&gt; در بهار مهتابی یاس از آسمان ریزد&lt;br /&gt; آدمی کجا یابد نقره یی بدین نابی&lt;br /&gt; تا دیار اندیشه می برد خیالم را&lt;br /&gt; سایه ی هزاران سرودر شبان مهتابی&lt;br /&gt; رسته از دل جنگل غنچه زرد و لیمویی&lt;br /&gt; خفته در بر سبزه لاله سرخ و عنابی&lt;br /&gt; شهر نقره اش خوانم رانکه دیده ام شبها&lt;br /&gt; باغ و جلگه مهتابی دشت و بسیشه سیمابی&lt;br /&gt; وه که می چکد از ابر دانه دانه مروارید&lt;br /&gt; نه می کشد بر موج دسته دسته مرغابی&lt;br /&gt; روی ماسه ها ساحل از صدف گهر ریز است&lt;br /&gt; دختر و پسر آنجا در پی گهر یابی&lt;br /&gt; بر بنفشه پروانه می چمد به خوشحالی&lt;br /&gt; ژاله از لب غنچه می چکد ز شادابی&lt;br /&gt; بید عشوه گر بنگر گیسوان رها کرده&lt;br /&gt;  با نسیم می رقصد در کمال بی تابی&lt;br /&gt; بسکه عطر لیمو ها می وزد به بستر ها&lt;br /&gt; کار عاشقان هر ب می کشد به بی خوابی&lt;br /&gt; من در این چمن خواهم همزبان دلخواهی&lt;br /&gt; با نگاه جادویی با لبان سرخابی&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;h3 style="text-align: right;"&gt;مهدی سهیلی&lt;/h3&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="txt"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-4934411932493874610?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/4934411932493874610/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=4934411932493874610' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4934411932493874610'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/4934411932493874610'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_948.html' title='رامسر در شعر شاعران'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-5204453224410179721</id><published>2007-10-14T17:58:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T17:59:20.114+03:30</updated><title type='text'>غارهای دیدنی و تاریخی رامسر</title><content type='html'>&lt;table class="Post" border="0" cellspacing="5" width="99%"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td class="Text" colspan="2"&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;غارهای زیبا و دیدنی و تاریخی رامسر عبارتند از :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: rgb(153, 0, 204); line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;غارگرگرلوکا: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;این غار دارای شیبی تند بوده و در منطقه صعب العبور از ارتفاعات کوه ایلمیلی با دیواره های صخره ای قرار دارد . لوکا به زبان محلی به سوراخ و شیار گفته می شود . این غار عجیب بسیار زیبا و دیدنی است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: rgb(153, 0, 204); line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;غار یاغی لوکا :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;غار یاغی لوکا دارای شیبی 95 درجه بوده که دهنه بالائی غار سه متر می باشد و حدود هزار متر از سطح دریا ارتفاع داشته و در شمال غربی رامسر واقع است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: rgb(153, 0, 204); line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;غار بام بامه :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;این غار در جنوب هتل و جنوب غربی محله رمک در میان جنگلهای پوشیده از درختان کهنسال در فاصله دویست متری دامنه کوه قلعه بند قرار گرفته است .دهانه آن بشکل مثلث بوده و حدود 40 متر عمق دارد و احتمالا در گذشته محل اختفای اشیای با ارزش و عتیقه بوده است . غار بام بامه دیدنی &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;,&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt; ترسناک و از عجایب رامسر محسوب می شود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: rgb(153, 0, 204); line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;غار شب پره چال :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;این غار به علت وجود شب پره ( خفاش ) فراوان و آویزان در داخلش به این نام معرف شده است و می گویند راه مخفی قلعه های اطراف بوده است . غار شب پره چال هم زیبا و دیدنی است به شرطی که از خفاش ها نترسید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-5204453224410179721?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/5204453224410179721/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=5204453224410179721' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/5204453224410179721'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/5204453224410179721'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_2783.html' title='غارهای دیدنی و تاریخی رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-7932322304890023135</id><published>2007-10-14T17:39:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T17:42:12.873+03:30</updated><title type='text'>غار ایلمیلی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;&lt;span style="color: rgb(153, 0, 0); font-weight: bold;"&gt;غار ایلمیلی(یاغی لوکا )&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;روی این کوه چاهی است که دیواره داخل آن را سنگ چیده اند. دهانه این چاه که در محل به " یاغی لوکا" ( سوراخ راهزنان) معروف است حدود سه متر می باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;آقای اسکندر لاریجانی توبنی می گوید که به همراه دو تن از بستگا با ریسمانی که به کمر بسته بودم تا عمق سی متری آن پایین رفتم و به جهت فشار و سنگینی هوا نتوانسته پایین تر رفته ناچار به بیرون آمدن از آن شدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;وی می گوید: چیزی که بیش از همه توجه مرا بدان جلب کرده است وجود فضای به نسبت وسیع آن جا بوده است که وسعتی بیش از دهانه غار داشته است. انتهای آن ناپیدا بوده است . برای این از عمق این غار که همانند چاهی به سوی پایین بوده آگاه شوم کنده چوبی را به درون آن افکندم اما به جهاتی متوجه نشدم که این چوب تا کجا رفته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;بر اساس باورهای محلی این چاه و راه فرار و گریز اهالی دژ ایلمیلی تا ساحل دریا که آن زمان چسبیده به دیوار کوه بوده است ادامه داشته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;در زمانی این کوه پناهگاه راهزنان و دزدان شد. کاربرد واژه دژ و دز در زبان گیلکی نشان می دهد که دژها و قلعه های زمانی که از سوی امیران محلی به حال خود وانهاده می شد به پناهگاهی برای دزدان تبدیل می شده است. از این روست که میان آن دو پیوند خورده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;در داستان های بومی همین مکان که زمانی دژ بوده است به پناهگاه دزدان و یاغیان و سرکشان ضد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دولت ها و امیران محلی تبدیل می شود. یاغی لوکا به معنای سوراخ و پناهگاه متمردان و طغیانگران ضد امیران و حاکمان است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;به نظر می رسد که اگر پیوندی میان داستان رشادت های آقاجان گل و یا آقاجان قولویه و به تعبیر برخی آقا جهان قلی بیگ برقرار کنیم به خوبی می توان درک درستی از مساله یاغی بودن ایشان ضد امیران به دست داد. باید به خاطر داشت که آقاجان گل&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;با رشادت هایش خویش در دفاع از مردم مظلوم گاه و بی گاه به دولتی ها حمله می کرد و برای در امان ماندن از هجوم آنان خود را به کوه ایلمیلی می رساند. در آن جا چون مردم بومی می زیست و به کار سلمانی مشغول بود و در پتک روزگار می گذارند. وی به دلایلی بر ضد دولتی ها و امیران و حاکمان محلی در سده ها پیش از 9 هجری قمری قیام می کند و به یاغی گری روی می آورد و متمرد می شود. حمله ها و هجوم های وی که به دفاع از مردم یا آیین ایشان انجام می شود ، حاکمان را خوش نمی آید. از این رو &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;مورد تعقیب حاکمان و امیران زورگو قرار می گیرد . در یکی از مبارزه ها دژ خود را در ایلمیلی و پتک از دست می دهد و برای فرار از دست دولتی ها خود را به دشت می رساند. دولتی ها و حاکمان وی را &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;تعقیب می کنند و او با یاران اندکش خود را از پتک (پوتک) از راه توبن به شل محله ( بازار آن که در کنار رود خانه و باغ کنونی محمدتقی خان شل آقاخانی ) می رساند و در نبردی نابرابر در شل محله یک دستش قطع می گردد و به سوی تنگدره می گریزد و یا می کوشید خود را به دژ دیگری در منطقه دژکول در همان چند صد متری برساند ولی با قطع دست در بازارگاه شل محله از سوی تعقیب شوندگان بسیار ناتوان تر از آن است که خود را از گروه تعقیب کنندگان رهایی بخشد و در نهایت در بالای تپه تنگدره که به سوی دژکول می رفت کشته می شود و در همان جا از سوی دوست داران و علاقه مندانش دفن می شود و بارگاهی بر سر قبرش می سازند که هنوز هم پناهگاه مبارزان و عاشقان عدالت و ایمان است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;اگر بپذیریم که آقاجهان بیگ نام درست وی بوده است و این واژه یاغی که کلمه مغولی است از سوی آنان بر او نهاده شده است می بایست بپذیریم که وی سرادری بزرگ بود که بر ضد مغولیان ایستاد و حاضر نشد تا حکومت ایشان را بپذیرد و در این راستا به علت ایمان و دین به مقابله پرداخت و شهید شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;بنابراین با توجه به افسانه های بومی و بارگاه آقاجان گل باید بپذیریم که ایلمیلی و غار آن روزگاری دژی محکم و استوار بوده است و چنان که داستان ها و افسانه های دیگر از جنگ هفت ساله آن حکایت می کند می بایست بپذیریم که این دژ مکانی برای کسانی بود که با در اختیار گرفتن آن بر ضد دولت ها و حکومت های وقت قیام کرده و از سوی آنان به عنوان یاغی تلقی شده و جنگ های بسیاری برای تصاحب آن صورت گرفته است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;این غار می تواند راه گریزی از دژ برای کسانی بوده باشد که می خواستند به طریقی آب و نانی فراهم آورند و یا هنگام فروپاشی و تسخیر قلعه از آن بگریزند. بنابراین می بایست پایان آن را در نزدیک های دامنه و به سوی دشت جست وجو کرد که به علل مختلف روی آن را پوشانده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;در داستانی آقا جوان بیک یا آقا جهان بیگ و یا همان آقاجان گل مردم بومی ، وی مردمی سلمانی بوده است که در پتک به سلمانی اشتغال داشته است . وی روزی رییس دزدان و یا رییس دسته دولتی و امیران را به جرم اذیت و آزار مردم هنگام سلمانی می کشد و برای رهایی از کشته شدن به دشت می گریزد و خود را سواره به ترک رود می رساند و در آنان جا پس از عبور از رودخانه تعقیب کنندگان دستش را قطع می کنند ولی او توانسته خود را به مکانی برساند که نزدیک دژکول و در محله دژکول بن است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;مکانی که دست وی قطع شده است چنان که از زبان رضاخان شل آقاخانی و محمدتقی خان شل آقاخانی بارها شنیده ام اکنون به نام باغ مرکبات درجانی معروف است که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;سه راهی خیابان توبن و شل محله و تنگدره در کناره رودخانه و رو به روی چوب بری احمد باقر سلیمی قرار دارد. آنان بر این نکته پافشاری داشتند که این مکان زمانی بازارچه بوده است و افزون بر دکان ها و مغازه ها و چاهی برای یخچال دارای میدانگاهی معروف بوده است و سکه هایی نیز همراه با کوزه و خزف بسیار در آن جا کشف شده است. به نظر می رسد که این محل از نظر تاریخی مکانی زیبا و جذاب برای کاوشگران است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="FA"&gt;برای ایلمیلی و دژ و نیز غار یاغی لوکا اشعار و چکامه های چندی سروده اند که معروف ترین آن چکامه شادروان مهندس سید مرتضی روحانی از وابستگان و خویشان مرحوم فلسفی است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-7932322304890023135?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/7932322304890023135/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=7932322304890023135' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7932322304890023135'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/7932322304890023135'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post_14.html' title='غار ایلمیلی'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-266587865776270101</id><published>2007-10-14T13:49:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T13:51:11.005+03:30</updated><title type='text'>ايلميلي و تله کابين رامسر</title><content type='html'>&lt;span id="lblText" class="ShowNewsText" style="width: 460px;"&gt;«حسينعلي مهجوري» از فعالان محيط‌زيستي مازندران، در مورد تله‌كابين در دست ساخت رامسر مي‌نويسد: «اين تله‌كابين در سه كيلومتري رامسر (در مسير چابكسر) با احداث جاده‌اي به عرض 8 متر و طول 3 كيلومتر از اردوگاه كردستان (كنار ساحل) شروع و با قطع درختاني كهنسالي از نوع رانش، بلوط، خرمالوي جنگلي و ... به بالاترين ارتفاع كوه جنگلي ايلميلي مي‌رسد.»&lt;br /&gt;كوه ايلميلي حدود 400 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و محدوده آن تقريبا يكصد هكتار است. از ويژگي‌هاي بارز اين كوه كه در سراسر كرانه خزر كم مانند است، اينكه فاصله بسيار كمي با دريا دارد. اين كوه در اسناد تاريخي، «انملي» خوانده شده و در گويش محلي به آن گرگرلوكا و يا غي‌لوكا هم مي‌گويند. ايلميلي، موقعيت سوق‌الجيشي داشته و از فراز آن مي‌توان رامسر، چابكسر، رودسر، قاسم‌آباد، كتالم، سادات محله،‌ كلاچاي و ... را ديد. در نوك كوه،‌ چاه عميقي هست كه عمق آن هنوز شناسايي نشده و معروف است كه از آن راهي به دريا بوده است. از حدود يكصد هكتار جنگل كوه ايلميلي، 35 هكتار آن در اختيار بخش خصوصي قرار داده شده تا در آن تله‌كابين احداث كنند.&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-266587865776270101?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/266587865776270101/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=266587865776270101' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/266587865776270101'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/266587865776270101'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/blog-post.html' title='ايلميلي و تله کابين رامسر'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-921076800532373382</id><published>2007-10-13T19:59:00.000+03:30</published><updated>2007-10-15T20:20:45.128+03:30</updated><title type='text'>ILMILI   ایلمیلی</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ایلمیلی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;نام کوهی معروف است که در غرب شهر رامسر قرار دارد و در سراسر کرانه جنوبی دریای خزر یگانه کوهی است که فاصله آن با دریا از هر جای دیگر کم تر است و دماغه رشته کوه های البرز در این جا به دریا خیلی نزدیک است که پیش از این به پانصد متر و اکنون در حدود یک کیلومتری دریا قرار دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;این کوه از لنگرود قابل رویت است ؛ زیرا به سوی دریا کشیده شده است و کناره دریا دیده می شود. از این رو نامی آشنا برای مردم شرق گیلان و غرب مازندران است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;شیب این کوه به نسبت زیاد است و شاهراه ساحلی از کنار آن می گذرد و این کوه مانند مارکوه چشم انداز زیبا و خیره کننده ای دارد و از بالای آن می توان نقاط دور دست را تماشا کرد. از این رو در همه دوران تاریخی از اهمیت سوق الجیشی برخوردار بوده است و ظاهرا برای دیدبانی و کنترل عبور و مرور کشتی ها و آمد و رفت های تجاری و جنگی مورد استفاده قرار می گرفت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;در گذشته این کوه مناسب ترین کمین گاه برای شیبخون زدن به قوای دشمن و متجاوزان به شمار می آمد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;و هم چون دژهای دزکول DIZVKOL، شاه نشین کوه ، مارکوه و شاه سیروس چابکسر که در فواصلی معین و محاذی هم قرار گرفته اند برای تبادل اطلاعات نظامی بهترین موقعیت را داشت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;وضع جغرافیایی این کوه ها و دژها یاد شده طوری است که دیده بانان در مواقع اضطراری به سبب مسلط بودن بر خشکی و دریا می توانستند با دادن علامت ، هر نوع حرکت مشکوک دشمن را در کوتاه ترین مدت به اطلاع یک دیگر برسانند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-921076800532373382?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/921076800532373382/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=921076800532373382' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/921076800532373382'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/921076800532373382'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/10/elmili.html' title='ILMILI   ایلمیلی'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-3913715797322230009</id><published>2007-09-11T21:41:00.000+03:30</published><updated>2008-12-09T16:34:26.502+03:30</updated><title type='text'>سماموس از نگاه تاریخ نگاران</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAmMgfNJtI/AAAAAAAAACw/hniNgGwHpO8/s1600-h/Arus-zume6.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5129641971896100562" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAmMgfNJtI/AAAAAAAAACw/hniNgGwHpO8/s320/Arus-zume6.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,0,102); FONT-STYLE: italic"&gt;سماموس از نگاه تاریخ نگاران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کوه سماموس(&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;somamus&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;) با ارتفاعی بیش از 3675 متر از سطح دریا ، مرتفع ترین کوه ناحیه غرب مازندران و شرق گیلان است. در گذشته در محدوده ولایت گرجیان تنکابن قرار داشت. اکنون اگر جواهرده را جزو جغرافیای مازندران بدانیم چنان که در طول تاریخ این گونه بوده است، سماموس شرقی در این ناحیه بزرگ ترین چکاد غربی مازندران خواهد بود که پس از علم کوه از بلندای بسیاری برخوردار می باشد. &lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;روی این کوه بقعه امام زاده ای هست که دکتر منوچهر ستوده به پیروی از تاریخ نگاران پیشین و سفرنامه نویسان غربی که از این ناحیه دیدار داشته اند، آن را مدفن شاه یحیی ( کارکیا یحیی جان) از سادات کیایی ملاطی می داند و می نویسد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ظاهرا این سیه سر همان سیه سر خرمه دشت است که روی کوه سماموس است. در این جا آستانه ای قدیمی است که باید گور کار کیا یحیی جان باشد.(از آستارا تا استارآباد ج 2 ص 414 و 415)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اما سید ظهرالدین اشاره ای به کوه سماموس نکرده و در این باره چنین می نویسد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در این اوقات چنان رسانیدند که روز سه شنبه 29 صفر موافق با هفتم مهرماه قدیم ( سنه 884) از تقدیر سبحانی طایر روح پاک حضرت شاه یحیی از قفس جسمانی طیران نموده و بر کنگره " ارجعی الی ربک " بنشست . انا لله و انا الیه راجعون و مغفور مرحوم را بنا بر وصیت که کرده بود همان جا به گرجیان به موضعی مشهور و ملقب است به سیه سر دفن کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آن گاه سید ظهرالدین بیتی به مناسبت حال آورده است:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;عروس سپر از دل تابناک &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ز طارم در افتاده بر روی خاک&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;(تاریخ گیلان و دیلمستان ؛ صص 4423 و 424)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;رابینو نیز به همی کتاب استناد جسته و در سفر نامه خویش به مازندران و استر آباد می نویسد: شاه یحیی ، حاکم تنکابن و بردار سلطان محمد لاهیجانی که در سال 883 هجری وفات یافته است در گرجیان در محلی به نام سیا سر مدفون گردید.( سفرنامه مازندران و استرآباد ص 143)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;رابینو ضمن مشاهده زیبایی کوه سماموس از فاصله دور در این باره می نویسد: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;من راجع به کوهی به این نام (سماموس) تحقیقاتی کرده ام ولی اطلاعاتی به دست نیامد تا روزی که از کنار دریا در رانکو سفر می کردیم ، قله کوهی پوشیده از برف در پشت جنگل در سمت شمالی جاده نمودار شد، از راهنمای خودمان اسم آن کوه را پرسیدم گفت: سومام موز.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;گفتم : یعنی کوه سمام؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;جواب داد: البته .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:0;"&gt;&lt;/span&gt;ما در ولایت خودمان کوه را موز می گوییم .( همان ص 226)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کوه سماموس به لحاظ ارفتاع زیاد و دیگر جاذبه طبیعی خاص خود هر سال مورد توجه بسیاری از کوهنوردان کشور قرار می گیرد. مردم رامسر که ساکن در جواهرده می شوند به بخش شرقی آن که لپاسر نام دارد و از زیبایی و طبیعتی بکر و آب و هوایی مطلوب برخوردار است ، سفر می کنند و مدتی را در کلبه های مسافرتی و مهمان پذیرهای کهن به سر می برند. آب سیاه آن به جهت کاربرد داوری مورد توجه است. دشت وسیع و آب فراوان به همه این امکان را می دهد که چند روزی نیز در زیر چادرهای مسافرتی از طبیعت آن جا به خوبی بهره گیرند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;از آن جایی که سرمای آن جا حتی در گرم ترین ماه های تابستان نیز زیاد است کوهنوردان می بایست همراه خود لباس های زمستانی به همراه داشته باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;برای دست یابی به این قله می توان از راه های چندی استفاده کرد. بهترین و کوتاه ترین راه همانی است که به تازگی ساخته شده و در حقیقت یک راه ماشین رو به شمار می آید. این راه از کهنه تنگدره جواهرده تا سماموس شرقی کشیده شده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;راه های دیگر عبارت است جواهرده ، لپاسر و سماموس و یا رامسر ، جنت رودبار ، لپاسر و سماموس . این راه ها همگی از مشرق امکان دسترسی به بخش شرقی قله را به کوهنوردان می دهد . تنها راه شمالی قله راه رحیم آباد ، گرمابدشت، جوردشت و سماموس&lt;span style="font-size:0;"&gt; &lt;/span&gt;است که دسترسی به قله را از گیلان امکان پذیر می سازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کوه سماموس دارای رسوبات دریایی مانند صدف ها و گوش ماهی هاست . سنگواره های یافت شده از کوه نشان می دهد که در گذشته دریای تتیس آن را در بر می گرفت و یا ساحل آن بوده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در اشعار کهن محلی به این مطلب این گونه اشاره شده است:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(51,51,153); FONT-STYLE: italic"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;سوماموسا سوماموسا سوماموس &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(51,51,153); FONT-STYLE: italic"&gt;آب دریا بمه اوجه بومانوس&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;یعنی :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size:0;"&gt;&lt;/span&gt;ای سماموس که این اندازه بلندی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آب دریا تا آن جا آمد ولی از آن جا فراتر نرفته و در آن جا ماند و پیش روی نکرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-3913715797322230009?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/3913715797322230009/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=3913715797322230009' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3913715797322230009'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/3913715797322230009'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/09/blog-post_11.html' title='سماموس از نگاه تاریخ نگاران'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_U6H2T0vkw6U/RzAmMgfNJtI/AAAAAAAAACw/hniNgGwHpO8/s72-c/Arus-zume6.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-6941972686943068602</id><published>2007-09-07T14:58:00.000+03:30</published><updated>2007-09-07T14:59:57.203+03:30</updated><title type='text'>لحظه ی دیدار</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;لحظه ی دیدار نزدیک ست&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باز من دیوانه ام،مستم ؛&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باز می لرزد دلم ، دستم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باز گویی در جهان دیگری هستم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;های! نخراشی به غفلت گونه ام را،تیغ!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;های! نپریشی صفای زلفکم را، دست !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;و آبرویم را نریزی دل&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- لحظه ی دیدار نزدیک ست –&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                                                   &lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;مهدی اخوان ثالث ( م. امید )&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  نوشته &lt;span style="font-style: italic; font-weight: bold; color: rgb(51, 51, 255);"&gt;فاطمه پورمنصوری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-6941972686943068602?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/6941972686943068602/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=6941972686943068602' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6941972686943068602'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/6941972686943068602'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/09/blog-post_4176.html' title='لحظه ی دیدار'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-8641516422491767245</id><published>2007-09-07T14:57:00.000+03:30</published><updated>2007-09-07T14:58:26.696+03:30</updated><title type='text'>خیال انگیز</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;    &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خیال انگیز و جان پرور، چو بوی گل سرا پایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نداری غیر از این عیبی، که می دانی که زیبایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                                &lt;/span&gt;من&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از دل &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;بستگی های&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تو با&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آیینه &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;، &lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;دانستم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                              &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;                  &lt;/span&gt;که بر دیدار طاقت سوز خود،عاشق تر از مایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به شمع و ماه ، حاجت نیست بزم عاشقانت را&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;تو شمع مجلس افروزی ، تو ماه مجلس آرایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                               &lt;/span&gt;منم ابرو تویی گلبن، گه می خندی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;چو می گریم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;          &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;                                                     &lt;/span&gt;تویی مهر و منم اختر، که می میرم &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;چو می آیی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;مراد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ما&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نجویی ،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ورنه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;رندان هوس جو را&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بهار&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شادی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;انگیزی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;حریف&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;باده&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پیما یی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                               &lt;/span&gt;مه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;روشن &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;،&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;میان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اختران&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;پنهان&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;نمی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ماند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                               &lt;/span&gt;میان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شاخه&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;های &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;گل &lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مشو&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پنهان&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پیدایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کسی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;از داغ و درد &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;من &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;نپرسد &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;تا &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;نپرسی تو&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;دلی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;بر &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;حال&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;زار &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;من&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;نبخشد&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;تا &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;نبخشایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                   &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;              &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;                             &lt;/span&gt;مر&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;گفتی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;که &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;از &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;پیر &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;خرد &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;پرسم &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;علاج&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;خود &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                              &lt;/span&gt;خرد &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;منع &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;من&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ا &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;عشق &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;تو فرماید ،چه &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;فرمایی؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;من &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;آزرده &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;دل &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;را ، &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;کس&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;گره&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;از کار نگشاید&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;مگرای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                              &lt;/span&gt;رهی، تا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;وارهی از رنج هستی ترک هستی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;کن&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                               &lt;/span&gt;که &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;با &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;این &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;نا توانی ها ، &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;به &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;ترک جان توانایی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                &lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;                                                            &lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;محمد حسن معیری (رهی )&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;نوشته &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"&gt;فاطمه پورمنصوری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-8641516422491767245?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/8641516422491767245/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=8641516422491767245' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8641516422491767245'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8641516422491767245'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/09/blog-post_5623.html' title='خیال انگیز'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-8352615659745852631</id><published>2007-09-07T14:54:00.000+03:30</published><updated>2007-09-07T14:56:52.211+03:30</updated><title type='text'>مدار صفر درجه</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;سرشب،آسمان ابری شد هوا بوی تند باران می داد.خیابان ها همه خلوت و خالی بودند- پربودند خش خش باد وبرگ کاغذ. رجب بقال نشسته بود پای علائدین- روچهار پایه. هبت شعر نمی خواند- دم دکان قوزکرده بود و خرما می خورد. چراغ پنجره وسردر خانه ی گمرکچی خاموش بود. باران رفت تو خانه. صدای خاور از اتاق آمد-( کی بود؟) باران چراغ حیاط را روشن کرد وگفت:«مونم ننه» و رفت سر حوض دستها را بشوید. شیرآب را بازکرد. ماهی قرمز رادید-جاندارو پر حرکت بود-چرخ زد و رفت زیر آب. بعد دید که ماهی سیاهی- درشت تر از ماهی قرمز و جان دارتر-آمد روی آب. پای دیواره ی حوض گشت، به خزه ی دیواری نک زد و بعد،تند و فرز قوس زد و رفت.باران از پای حوض بر خاست وگفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ئی بوش لَمبو از کجا اومده تو حوض؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ورفت تو ایوان. صدای عمو نوذر را شنید-«بوش لمبو نیس باران خان.»در اتاق عمو نوذر را باز کرد. نوذر پای سفره نشسته بود. سیگارش تو زیر سیگاری دود می کرد و رادیو دستش بود-«بیا تو درببند هوا سرده!» باران دررابست- «از کجا ئووردیش عمو نوذر؟» بلقیس سیگار نوذر را برداشت وپک زد. نوذر گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;-خریدمش.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;و نگاه بلقیس کرد-« دیگه تره سی مو خورد نمی کنی ها!؟» باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;-صد هزار تاش زیر پل سفید تو هم لول می خوره-خریدیش؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بلقیس گفت:«ووی بسم الله- یه پوک که بیشتر نزدم!» نوذر گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- گفتم بوش لمبونیس – لجن خوره!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;وبرگشت به بلقیس- «چه یه پک چه صد پک-» باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- لجن خورکه- چه کار می کنه؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر به ساعت نگاه کرد و گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- حوض تمیز می کنه- سی تخم ریزی ماهی-&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- یا سی تخم ریزی خودش؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;-بلقیس گفت- «باز حرف از خودش در ئوورد!» نوذر تند برگشت به بلقیس- « وقتی میگم زن عقل درست و حسابی نداره همینه!» و نگاه باران کرد و گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- مردم صف بسته بودن- دهتا دهتا می خریدن!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;و دستش رفت به پیچ رادیو. باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- سیبیل داره عمو نوذر- مثل بوش لمبو! مو میندازمش بیرون.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر یک هو گردن راست کرد- «مو ئیقد حق ندارم که توئی خونه یه ماهی تو حوض بندازم؟»باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;ماهی،ها،اما بوش لمبو-&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;صدای نوذر بلند شد-« صد دفعه گفتم لجن خوره،بوش لمبو نیس!» و تند برگشت به رادیو. باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- ها، هم لجن می خوره، هم تخم ماهیانه!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- اگه گذاشتین ئی بی بی سی میراث مانده را بگیرم!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;صدای رادیو در آمد- خرخر کرد،سوت کشید- چشم باران به نوذر بود. بلقیس گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- سی چه نمی شینی باران؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در اتاق باز شد- خاور بود-« شام بکشم باران؟» نوذر سر برداشت وگفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خو یا بشین یا برو!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بلقیس گفت:- « ووی بسم الله،برارم بیرون کنه!» باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- شام بکش ننه- ئومدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خاور رفت. باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- اگه ماهیان خورد باید تاوانش بدی!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;و رفت طرف در. صدای رادیو در آمد:«- ما گزارش می دهد که در تظاهرات امروز قم بیش از هفتاد نفر بازداشت شده-»&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نوذر گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- هه هه! بازداشت- دو هزار تا کشته شده!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باران برگشت. رادیو گفت:« اغلب پیشوایان مذهبی نماز جماعت و حوزه های درس خودرا تعطیل کرده اند-»&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر گفت-« هی جانمی!» بلقیس گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;یعنی ترسیدن؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- حرف نزن بینم دده-&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- خو بشین باران.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;رادیو گفت:« در شهرهای دیگر تظاهرات پراکنده-» نوذر گفت-« پراکنده؟ امروز تو همین باغ شیخ-» صدای رادیو رفت. نوذر گفت-«ای بر پدرت-» و برگشت به بلقیس- «بس که تو حرف مفت می زنی-» وموج یاب را جا به جا کرد. بلقیس گفت-« ووی بسم الله!-» نوذر گفت:« هی بگو ووی بسم الله- از کی ترسیدن؟» صداها در هم شد- عربی،انگلیسی،صدای زیر زنی برخاست. هندی می خواند. بلقیس گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- همی خوبه نوذر!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر توپید- «چک چک دانا سی قبر بابام خوبه؟مردم کشتن زن؟» بلقیس گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;«ووی بسم الله!» باران نشست و گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- بده مو عمو نوذر،شاید پیداش کنم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر استکان را پر کرد-« حالا دیگه م پیداش کنی فایده نداره-تمام شد!» سیگار تو زیر سیگاری، تمام سوخته بود. نوذر سیگار گیراند،استکان را تو گلو خالی کرد و سیبیل را با پشت دست پاک کرد- دید که بلقیس با پر چارقد چشم ها را پاک می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نمی گیره عمو نوذر.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;نوذر گفت:«به درک!» و برگشت به بلقیس-«مگه چی گفتم که باز مشک اشکت وا&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;شد؟» بلقیس هیچ نگفت. باران رادیو را بست. نوذر گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- بیا بگیر یه پک بزن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بلقیس سیگاررا از نوذر گرفت. باران گفت:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- مگه امروز تو باغ شیخ بودی؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;-هه هه – می گه بودی؟ کی ئو شعار پارچه ای رو گرفته بود؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- شعار پارچه ای نبود عمو نوذر1&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- نبود؟ آقا را- مگه بچه مدرسی ها نبودن؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- چرا اوناهم بودن!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- مگه تو باغ شیخ نبود؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;- چرا،بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;خو شعار پارچه ئی هم بود! دفعه ی بعد یادت باشه باران- تو تظاهرات صف اول نگاه کن!&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style=""&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;                                                                                                                  &lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;احمد محمود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  نوشته شده توسط : فاطمه پورمنصوری&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5791562070730276061-8352615659745852631?l=somomus.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://somomus.blogspot.com/feeds/8352615659745852631/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5791562070730276061&amp;postID=8352615659745852631' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8352615659745852631'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5791562070730276061/posts/default/8352615659745852631'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://somomus.blogspot.com/2007/09/blog-post_07.html' title='مدار صفر درجه'/><author><name>samamos</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11950566608458795096</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5791562070730276061.post-1872215477813268568</id><published>2007-09-04T19:24:00.000+03:30</published><updated>2007-09-04T19:25:03.173+03:30</updated><title type='text'>قله سماموس</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span class="style32"&gt;سماموس &lt;/span&gt;نام چکادی در مرز مازندران و گیلان است. درباره معنای آن اختلاف است، اما در این که واژه‌ای ترکیبی است به ظاهر هیچ اختلافی نیست . برخی آن را ترکیبی از دو واژه &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85"&gt;سمام &lt;/a&gt; ( با زبر و فتحه سین) و موس می‌دانند . &lt;/p&gt;                 &lt;p class="style27" dir="rtl" align="justify"&gt;مكان جغرافيايي قله سماموس &lt;/p&gt;                 &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;سمام نام عمومی‌ منطقه‌ای در سمت شمال غربی چکاد است که چند پارچه                     &lt;!--  D(["mb","\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\n\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;آبادی در آن\nقرار دارد و در صورت نسبت سمامی‌ خوانده می‌شوند. از جمله\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\n\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;افراد سرشناس\nآن، یکی از بنیانگذاران مکتب تفکیک\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003csup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-size:10pt;font-family:Tahoma\"\&gt;\n\u003ca href\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" title\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\&gt;\u003cspan\&gt;[1]\u003c/span\&gt;\u003c/a\&gt;\u003c/span\&gt;\u003c/sup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\n\u003ca href\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C\" title\u003d\"شیخ علی اکبر الهیان سمامی\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"rtl\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nشیخ علی اکبر الهیان\nسمامی\u003c/span\&gt;\u003c/a\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003csup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-size:10pt;font-family:Tahoma\"\&gt;\u003ca href\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" title\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\&gt;\n\u003cspan\&gt;[2]\u003c/span\&gt;\u003c/a\&gt;\u003c/span\&gt;\u003c/sup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;‌رامسری است. منطقه سمام\nجزو پایین\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;",1]  );    //--&gt;   آبادی در آن قرار دارد و در صورت نسبت سمامی‌ خوانده می‌شوند. از جمله افراد سرشناس آن، یکی از بنیانگذاران مکتب تفکیک &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas"&gt;[1] &lt;/a&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C"&gt;شیخ علی اکبر الهیان سمامی &lt;/a&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas"&gt;[2] &lt;/a&gt;‌رامسری است. منطقه سمام جزو پایین   &lt;!--  D(["mb","\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\u003ca href\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D9%88%D8%B1\" title\u003d\"اشکور\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\&gt;\n\u003cspan dir\u003d\"rtl\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;اشکور\u003c/span\&gt;\u003c/a\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;و به اصطلاح محلی آن از آبادی های (جیر اشکور) است\n\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;.\u003c/span\&gt;\u003c/p\&gt;\n\n\u003cul type\u003d\"disc\"\&gt;\u003cli dir\u003d\"rtl\"\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;معاني واژه سماموس يا\n     سوماموس\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;.\u003c/span\&gt;\u003c/li\&gt;\u003c/ul\&gt;\n\n\u003cp dir\u003d\"rtl\"\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;در\nخود معنای واژه سمام نیز میان مردم اختلاف است که این اختلاف به سبک خواندن و تلفظ\nاین واژه بر می‌گردد\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;.\u003c/span\&gt;\u003c/p\&gt;\n\n\u003cul type\u003d\"disc\"\&gt;\u003cli dir\u003d\"rtl\"\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;معناي نخست: برخي\n     سماموس را تركيبي از دو واژه سمام و موس دانسته اند\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\n. \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;در نظر\n     ايشان موس به معنای هر چيز تپه مانندي است كه از اين رو به كون،\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\n \u003c/span\&gt;\u003csup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-size:10pt;font-family:Tahoma\"\&gt;\u003ca href\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" title\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\&gt;",1]  );    //--&gt;   &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D9%88%D8%B1"&gt;اشکور &lt;/a&gt;و به اصطلاح محلی آن از آبادی های (جیر اشکور) است . &lt;/p&gt;                 &lt;p class="style27" dir="rtl" align="justify"&gt;معاني واژه سماموس يا سوماموس &lt;/p&gt;                 &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;در خود معنای واژه سمام نیز میان مردم اختلاف است که این اختلاف به سبک خواندن و تلفظ این واژه بر می‌گردد . &lt;/p&gt;                 &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;معناي نخست: برخي سماموس را تركيبي از دو واژه سمام و موس دانسته اند . در نظر ايشان موس به معنای هر چيز تپه مانندي است كه از اين رو به كون، &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas"&gt;                   &lt;!--  D(["mb","\n\u003cspan\&gt;[3]\u003c/span\&gt;\u003c/a\&gt;\u003c/span\&gt;\u003c/sup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;قله ، تپه\n     و بلندی موس و يا موز مي گويند. در اين منطقه واژه موس به معناي\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\n \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;باسن به كار رفته است و به آن &amp;quot;موس &amp;quot; و در\n     صورت نسبت و دشنام و ناسزا\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\n&amp;quot;\u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;موسی&amp;quot;\n     گفته می‌شود. بنابر اين تفسير ، معنای سماموس، قله و چکاد سمام\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\n \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;يعني آبادي هاي پايين اشكور است\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\n\u003c/span\&gt;.\u003c/span\&gt;\u003c/li\&gt;\u003cli dir\u003d\"rtl\"\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;معناي دوم:برخی سوما\n     را به معنای ماده‌ای دانسته‌اند که از آن شربتی مقدس ساخته و در آیین‌های\n     مذهبی زرتشتی و آیین های هندی\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003csup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-size:10pt;font-family:Tahoma\"\&gt;\n\u003ca href\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" title\u003d\"http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas\" target\u003d\"_blank\" onclick\u003d\"return top.js.OpenExtLink(window,event,this)\"\&gt;\u003cspan\&gt;[4]\u003c/span\&gt;\u003c/a\&gt;\u003c/span\&gt;\u003c/sup\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\n \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;مصرف می‌شده\n     است. بر پایه این تفسیر و معنا از واژه سوما (که مردم با پیش",1]  );    //--&gt;   [3] &lt;/a&gt;قله ، تپه و بلندی موس و يا موز مي گويند. در اين منطقه واژه موس به معناي باسن به كار رفته است و به آن "موس " و در صورت نسبت و دشنام و ناسزا " موسی" گفته می‌شود. بنابر اين تفسير ، معنای سماموس، قله و چکاد سمام يعني آبادي هاي پايين اشكور است . &lt;/p&gt;                 &lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;معناي دوم:برخی سوما را به معنای ماده‌ای دانسته‌اند که از آن شربتی مقدس ساخته و در آیین‌های مذهبی زرتشتی و آیین های هندی &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3#endnote_khas"&gt;[4] &lt;/a&gt;مصرف می‌شده است. بر پایه این تفسیر و معنا از واژه سوما (که مردم با پیش                     &lt;!--  D(["mb","\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\n \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;و ضمه سین این واژه را نیز تلفظ می‌کنند) سوماموس به\n     معنای چکادی است که\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nدر منطقه پرورش سوما\n     قرار دارد. این نوع نامگذاری در منطقه بسیار دیده\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nمی‌شود،\n     مانند توبن به معنای منطقه‌ای که در آن درخت تو (با زبر تاء و\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\n \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;اشباع واو ) می‌روید و بن به معنای زیر و بنه است؛ یعنی\n     در زیر و بنه\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nمنطقه رویش درخت تو. در\n     مناطق ديگر از استان هاي شمالي نام هاي ديگري مي\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nتوان از\n     همين ريشه يافت که سوماسرا\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; (sumäsarä) \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nدر غرب گيلان يکي از\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;",1]  );    //--&gt; و ضمه سین این واژه را نیز تلفظ می‌کنند) سوماموس به معنای چکادی است که در منطقه پرورش سوما قرار دارد. این نوع نامگذاری در منطقه بسیار دیده می‌شود، مانند توبن به معنای منطقه‌ای که در آن درخت تو (با زبر تاء و اشباع واو ) می‌روید و بن به معنای زیر و بنه است؛ یعنی در زیر و بنه منطقه رویش درخت تو. در مناطق ديگر از استان هاي شمالي نام هاي ديگري مي توان از همين ريشه يافت که سوماسرا (sumäsarä) در غرب گيلان يکي از&lt;!--  D(["mb","\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nشهرهايي است که از اين نام اشتقاق يافته است و به معناي\n     سرزمين و محدوده\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\nآزاد و بدون ديواري\n     است که گياه سوما در آن مي رويد. البته به اشتباه اين\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt; \u003c/span\&gt;\n\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;نام تصحيف\n     شده و در حال حاضر به نام صومعه سرا خوانده مي شود که نادرست و\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\n \u003c/span\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;برخلاف لهجهات گيلکي است\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\" style\u003d\"font-family:Tahoma\"\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\u003cspan dir\u003d\"ltr\"\&gt;\u003c/span\&gt;\n.\u003c/span\&gt;\u003c/li\&gt;\u003cli dir\u003d\"rtl\"\&gt;\u003cspan style\u003d\"font-family:Tahoma\" lang\u003d\"AR-SA\"\&gt;معناي سوم:برخی سماموس\n     را ت
