اصول گرایی و نقش ارزش ها

اصول گرایی به معنای گرایش به ریشه ها و خاستگاه هاست. برای هر چیزی در دنیا اصل و فرع و یا ریشه و شاخه ای است. اصول گرایی به معنای بازگرداندن فروعات و شاخه های به اصل و حفظ اصول و ریشه هاست. اصول و ریشه ها می تواند هنجاری و یا ضد هنجاری ، ارزشی و یا ضد ارزشی باشد؛ از این روست که اصول گرایی به خودی خود ارزش به شمار نمی آید؛ زیرا هر اصلی که ثابت و پایدار است می تواند اصلی ضد هنجاری و ضد ارزشی باشد. بنابراین نمی توان زمانی که اصول گرایی سخن گفته می شود، از نقش ارزش ها و هنجارها در اصول گرایی سخن نگفت.
در آیات قرآن از اصولی سخن به میان می آید که ارزشی است و تنها سنت هایی مورد تایید قرار می گیرد که دارای بار ارزشی و هنجاری باشد. بسیاری از عادات و آداب و رسوم و سنت های اجتماعی است که ریشه و خاستگاه ضد ارزشی و عقلانی و عقلایی دارد و تنها به سبب اصل گذشته گرایی و ریشه دار بودن و ثابت ماندن در درازنای تاریخ مورد تایید و امضا قرار می گیرند از این روست که قرآن در تایید اصول به معیار عقلانی و عقلایی و ارزشی و هنجاری بودن آن توجه می دهد و تنها اصول و قوانین و سنت هایی را مورد امضا و تایید قرار می دهد که از این ملاکات و معیارها بهره مند باشند.
خداوند درآیه 26 سوره نساء با اشاره به سنت ها واصولی که در جامعه و اجتماع جاگیر شده است می فرماید: یرید الله لیبین لکم و یهدیکم سنن الذین من قبلکم ؛ خداوند اراده می کند تا برای شما مسایل را تبیین و روشن کند و به سوی سنت های کسانی که پیش از شما بودند هدایت نماید.
این سنت هایی که خداوند می کوشد تا با تبیین و روشن کردن آن ها مردمان را به سوی آن هدایت کند، اصول و سنت هایی است که دارای ارزش است و ایشان را به سوی کمال می برد. از این رو را با بازخوانی سنت ها و اصول موجود در میان مردمان تنها سنت ها واصولی را تایید و امضا می کند که برای جامعه مفید و سازنده و هنجاری است. آیات نخست این سوره تا این آیه مورد نظر به بیان احکام و سنت ها و قوانینی پرداخته است که جامعه را در امور مختلف حفظ و به سلامت نگه می دارد. از این روست که تنها از میان سنت ها و اصولی که در میان گذشتگان و پیشینیان وجود داشت به شکل گزینشی و انتخاب برخی را تایید و بسیاری را به عنوان امور غیر ضروری و یا ضد هنجاری و ارزشی به کنار می نهد.
به سخن دیگر حتی ممکن است که اموری در عصر و زمانی هنجاری و ارزشی باشد ولی این گونه نیست که در همه عصرها هنجاری و مفید باشد. از این روست که بخشی از قوانین و آموزه ها حتی وحیانی دست خوش تغییر می شود و بقای آن نه تنها ارزشی به شمار نمی آید بلکه ضد ارزشی و هنجاری است. از این روست که در هر عصر از عصور تاریخ بشری قانون و شریعتی وضع می شود و شرایع مختلف چون شریعت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی (ع) از سوی خداوند به عنوان کتاب و قانون فرو فرستاده می شود و در زمانی دیگر این شرایع تغییر کلی و یا جزیی می یابد و تنها دین به عنوان پایه و اصول اساسی باقی و برقرار است. این مساله تا زمانی ادامه داشت که انسان به کمالی دست یابد که بتواند همه قوانین و اصول اساسی که دایمی و همشیگی است دریافت دارد و بر اساس اصول و محکمات در شرایط متغیر احکام و قوانین روزمره و متغیر را اصول و کلیات استنباط کند. این گونه است که دو دسته از احکام و قوانین و سنت ها پدیدار شد و قوانین به دو دسته ثابت و متغیر و نیز اصول و محکمات و فروع و جزئیات دسته بندی شد .
اصول در این صورت تنها محکمات وکلیات ثابت و غیر متغیر هنجاری و ارزشی و محکم عقلی و عقلایی و شرعی می باشند که از طرق مختلف به بشر ارزانی شده است. این همان اصول و محکماتی است که در آیه 7 سوره بقره از آن به محکمات در برابر متشابهات از آن یاد شده و در جایی دیگر به اصل ثابت که فرعها فی السماء است از آن تعبیر شده است.
بنابراین اصول و اصول گرایی زمانی معنای درست و راستی می یابد که اصول از دسته اصولی ثابت و محکم و استواری باشد که ارزشی و عقلانی و عقلایی و هنجاری بوده و از اصول نابهنجار و ضد ارزشی بیرون باشد.
قرآن در آیات بسیاری به اصول اساسی و کلیدی هنجاری و ارزشی اشاره می کند. بی گمان توحید و معاد و هدفمندی آفرینش و حسابرسی در دنیا و آخرت از اصول اعتقادی اصیل و ارزشی و محکمات استوار اسلام و قرآن است. در حوزه روشی و ارزشی عدالت و احسان و قانون گرایی و بشر دوستی و اهتمام به طبیعت و محیط زیست و عدم فساد و تباهی محیط خشکی و دریا و از دیگر اصولی است که مورد تاکید و تایید اسلام و قرآن است.
مجموعه اصول ارزشی و هنجاری اسلام در حوزه های مختلف بینشی و نگرشی و رفتار فردی و اجتماعی را می توان در آیات قرآن جست و به دست آورد. از این روست که تنها زمانی اصول گرایی معنا درست می یابد که شناخت کاملی از مجموعه اصول و قوانین ارزشی و هنجاری اسلام و اصول ضد ارزشی و نابهنجاری آن داشته باشیم و در راستای عمل به آن اقدام و حرکت کنیم . بر همین اساس و پایه است که قرآن در سوره عصر و در آیات بسیار دیگری به مساله ایمان به مجموعه اعتقادات ارزشی در شخص و دعوت دیگری بدان و نیز عمل به مجموعه هنجارهای اخلاقی و رفتاری به عنوان عمل صالح و نیک و دعوت دیگران به آن به عنوان اصول اساسی اسلام و قرآن اشاره می کند. بنابراین اصول گرایی مطلوب از نظر قرآن و اسلام تنها ایمان به آموزه ها و گزاره های وحیانی قرآن و دستورهای معصومان (ع) و عمل به آن ها و نیز دعوت دیگران در دو حوزه بینشی و نگرشی است.
اصول گرایان از دیدگاه قرآن تنها زمانی اصول گرایان واقعی هستند که اصول ارزشی و هنجاری را شناخته و خود بدان باور کرده و عمل نمایند و دیگران را نیز به باور و عمل آن دعوت کنند.
معاشرت به معروف (نساء ایه 19) و امر به معروف و نهی از منکر و تفکر ارزشی و روشی عدالت محوری و عدالت گرایی و عدالت خواهی (اعدلوا هو اقرب للتقوی و نیز امر بالعرف و مانند آن ها) بخشی از اصول گرایی است.
از این جا دانسته شد که اصول گرایی ارتباط تنگاتنگی با دو حوزه ارزش ها و نیکی ها دارد. بنابراین زمانی از اصول گرایی می بایست سخن گفت که این دو همواره مد نظر باشد.
در انتخاب و گزینش هر شخصی برای اعمال جزیی و کلی و مناصب خرد و کلان می بایست این اصول مد نظر قرار گیرد و تنها کسانی انتخاب شوند که بر اصول ارزشی پای بند و بدان در مقام عمل وفادار باشند. التزام عملی به اصول ارزشی و هنجاری اسلام را می توان از تقوای عمل مردمان به دست آورد. بهترین را تشخیص و سنجش و ارزیابی اشخاص تقوای عمل آنان است که به شکل اعمال صالح خود نمایی می کند. از این روست که دختران شعیب در داوری خویش از صلاح و درستی حضرت موسی (ع) به رفتار و کردارهای نیک او بسنده کرده و بر پایه آن داوری و قضاوت و ارزیابی خویش را اعلام می کند و می گویند: انه قوی امین ؛ زیرا این قوت را از راه کار کردن با ابزارهای کشیدن آب از چاه و آب دهی به گوسفندان به دست آورند و امانت وی را از گفتار و شیوه بیان و احترام و عزتی که به زنان روا داشت شناختند. از این روست که عمل اشخاص بهترین راه شناخت التزام عملی به باوری است.
قرآن در جایی دیگر توضیح می دهد که ایمان امری در درون قلب ها و باطن هاست و نمی توان به سادگی شناخت ولی از راه عمل می توان باطن و باور اشخاص را به دست آورد از این روست که عمل صالح را بالابر افکار و اندیشه ها می داند و می فرماید: والعمل الصالح یرفعه ؛ آن کلمه طیب و پاک ایمان را عمل صالح است که بالا می برد و یا این که خداوند عمل صالح را ملاک قرار می دهد ؛ زیرا شخص افکار و اندیشه های خویش را به شکل عمل ظاهر می کند و این ملاک انسان است و اگر کسی می خواهد ایمان و باور و اعتقاد کسی را بشناسد می بایست به عمل او نگاه کند. از این روست که شخصیت انسان را عمل او که متاثر از اندیشه و بینش اوست می سازد و این بینش و اندیشه است که به شکل عمل خود را نشان می دهد و چون خدا شخصیت وجودی و آن شاکله هستی او را بالا می برد آن چه بالا می رود نیز عمل اوست و آن عمل یعنی وجود شخصیت اوست که در ترازوی قرار داده می شود و ارزش و اعتبار او شناخته و معلوم می گردد. از این روست که خداوند می فرماید که عمل صالح اشخاص را خداوند بالا می برد که بیانگر ایمان و کلمات طیب وجودی اوست.
به هر حال عمل صالح و رفتارها و هنجارهای هر شخصی بیانگر اعتقادات و باورها و التزامات وی است. از این روست که دختران شعیب به این اصول توجه داشته و آن را ملاک داوری و سنجش خویش قرار داد ند و حکم کردند که این مردی قوی وامینی است.
در مساله انتخاب طالوت نیز به عملکرد و دانش وی و توانایی جسمی برای مدیریت نظامی و سیاسی کشور اشاره می شود تا اصول اساسی و ارزشی از اصول نادرست و ضد ارزشی بازشناخته شود. از این روست که خداوند تاکید می کند که تنها اصولی می بایست معیار داوری باشد که در راستای تکامل فردی و اجتماعی باشد و هم چنین با توجه به نیازها و توانایی های مورد نیاز می بایست انتخاب انجام شود.
این بدان معناست که ممکن است شخصی مجتهد خوبی باشد ولی در حوزه مرجعیت در جا زند و یا می تواند در حوزه مدیریت خوب باشد ولی در تدریس و تالیف ضعیف باشد. اثبات خوبی شخصی بدان معنا نیست که وی در همه حوزه ها می تواند مسئولیت بپذیرد؛ زیرا ممکن است که وی در عمل ناتوان از اجرا امور باشد. از این روست که امیر مومنان(ع) بسیاری از دوستان توانمند و خوب خویش را به اموری چون استانداری و نظامی گری نمی گمارد. این بدان معنا نیست که وی فردی خوبی نبود بلکه توانایی برای این مسئولیت را نداشت.
بنابراین اصول گرایی به معنا توجه به ارزش ها و نقش هاست و نمی توان به صرف اصول گرایی بودن وی را تایید و یا برای نقشی او را به کار گمارد.
در آیات و روایات بسیاری می توان به مساله التزام عملی به عنوان راه شناخت انسان های باورمند و مومن از دروغیان و منافقان دست یافت. اگر نگاهی گذرا به روش ها و شیوه های شناخت اهل عدالت و تقوا که از شروط شهادت و قضاوت در آیات و روایات دانسته شده شود، به آسانی می توان دریافت که ملاک و معیار داوری و سنجش آن تنها عملکرد و رفتارهای هنجاری او در میان خویشان و اجتماع است.
بنابراین حوزه عمل اجتماعی به شکل هنجاری و رفتارهای نیک و پسندیده است که اصول گرای واقعی را نشان می دهد. اصول گرای واقعی کسی است که ایمان خویش به ارزش ها و هنجارها را به شکل عمل نشان می دهد. چنان که در داوری دختران شعیب این قضاوت و داوری را دیده و مورد تایید خداوند و قرآن قرار گرفته و به عنوان روشی درست و کامل معرفی شده است.
آن چه گفته شد گوشه ای از اصول گرایی و نقش ارزش ها در آن است که در حوصله این نوشتار کوتاه بوده است.

زنان در بهشت در آموزه های قرآنی


یکی از پرسش هایی که همواره از سوی بسیاری از مردان و زنان مطرح می شود مساله حضور، جایگاه و مقام زنان در بهشت است. قرآن به این مساله به صورتی که درباره مردان پرداخته است توجه نداده است. به نظر می رسد که زنان مومنان در بهشت می بایست در کنار شوهران مومن خویش باشند. آن چه تصور عمومی از وضعیت زنان و مقام ایشان در اذهان مردم وجود دارد برگرفته از مجموعه ای روایات معتبر و غیر معتبر و اسلامی و اسرائیلی است.
زن در قرآن موجودی است که از نفسی و روانی آفریده شده است که ما آن را به نام آدم می شناسیم. در گزارش قرآن از آفرینش انسان نخستین که آدم نام دارد پس از مساله تعلیم اسما و خلافت الهی آدم بر موجودات و استنکار و استکبار ابلیس از بهشتی سخن به میان می آید که آدم (ع) در آن قرار گرفته است. در این جاست که در گزارش قرآن سخن از همسر و جفت آدم به میان می آید ولی قرآن توضیح نمی دهد که این همسر و جفت چگونه آفریده شده است و تزویج و ازدواج ایشان چگونه و به چه شکلی اتفاق افتاده است.( بقره آیه 30 تا 35)
اما در آغاز سوره نساء یعنی آیه نخست آن گزارشی از چگونگی آفرینش این جفت که ما آن را حوا می شناسیم و قرآن هرگز به نام او اشاره نمی کند ، به دست می دهد. در این گزارش آمده است که جفت آدم و زوج وی ، از نفس آدم آفریده شده است و در حقیقت جفت آدم بخشی از وجود اوست. بنابراین جفت آدم به عنوان بخشی از وی بوده از او جدا شده است. آن گاه از این جفت همه انسان خلق شده اند.
بنابراین زن به معنای جفت و همسر و زوج در گزارش قرآنی مطرح می شود و از استقلالی خاص برخوردار نمی باشد. در حقیقت حوا بخشی از وجود و نفس آدم است که از وی جدا شده است و در کنار وی قرار گرفته است.
پس از هبوط آدم و حوا به زمین و تولید نسل از راه نطفه است که نسل بشر افزایش می یابد و مساله انتخاب همسر و جفت از میان دختران و پسران مطرح می شود.
در آیات قرآنی جن و انس به عنوان تنها مکلفان و دارندگان اختیار و انتخاب مطرح می شوند که خود می توانند راه خویش را برگزیند و به هدایت و یا ضلالت گرایش یابند. جن و انس شامل مردان و زنان از هر دو نوع را شامل می شود. بنابراین زنان و مردان همانند هم مکلف هستند.
از آن جایی که مساله زوجیت در دنیا امری عمومی است و همه موجودات در دنیا دارای زوج می باشند این مساله اختصاص به انسان ها و یا جنیان نداشته و ندارد و تنها تفاوت ایشان با دیگران مساله تکلیف و اختیار و انتخاب و به تبع آن پاداش و کیفر است.
زنان در دنیا به جهت ویژگی ها دنیا نوعی وابستگی و تبعیت به مردان دارند که قرآن از آن به قوامیت یاد می کند. زنان به مردان برای قوامیت نیاز دارند و مردان به زنان برای آرامش خویش نیازمند هستند.
هر مرد و زنی در رستاخیز پاداش کار خویش را خواهد گرفت و گناه و بار سنگین آن را دیگری بر دوش نخواهد گرفت. از این روست که قرآن به صراحت و شفافیت سخن از این می گوید که مردان پاداش عمل خویش را خواهند گرفت و زنان نیز دستاورد خویش را خواهند یافت.
اما در بهشت وضعیت زنان چگونه خواهد بود؟ به نظر می رسد که زنان مومن با شوهران مومن خود خواهند بود؛ ولی این معنا به چند جهت نادرست است. در قرآن همواره از حوریان و زنان بهشتی خاصی سخن می گوید که برای مردان آفریده می شوند که پیش از این از سوی جن و انسی تصرف نشده اند. این زنان بهشتی هستند که برای مردان آفریده می شوند و دارای اشکال و تنوع بسیاری هستند. اما هر گز از همسران زنان سخنی به میان نیامده است. به نظر می رسد که برای زنان آفریده های دیگری است که ما از آنان به غلمان و یا پسران چهارده ساله برنا و زیبا یاد می کنیم. اما چرا قرآن به صراحت و روشنی به این مساله نپرداخته است؟
به نظر می رسد که علت آن را در دو چیز می بایست جست: نخست آن که حیا و عفت را در این حوزه همانند مسایل زناشویی رعایت کرده است و دیگر آن که خواسته است تا غیرت مردان را بر نیانگیزد.
دلیل و شاهدی که بر وجود پسرانی برای زنان بهشتی همانند حوریان برای مردان بهشتی می توان آورد دو چیز است: نخست آن که قرآن بیان می دارد که در بهشت هر کسی هر چیزی را خواست و از روی شهوت بدان گرایش یافت و نفس و هواهای آن خواست به دست می آورد: ما تشتیهه الانفس . زمانی که مرد چیزی را به شهوت بخواهد چه از خوردنی و یا پوشیدنی و یا هر خواسته و شهوت دیگری همانند جنسی در همان زمان زن مومن ممکن است شهوت وخواسته دیگری داشته باشد. دوم این که دو مرد و زنی هر گز از نظر درجه و رتبه در یک درجه و رتبه نیستند تا در این نقطه و منطقه باشند و از درجه یگانه ای در بهشت برخوردار باشند. اگر افزون بر جزای وفاق و پاداش برابر به فضل الهی رتبه ای افزایش یابد و زن به همان مقام شوهر زمینی و یا شوهر به همان مقام همسر زمینی خویش بالا آید باز این اختلاف وجود خواهد داشت که اراده آنان و شهوت آنان نیز مختلف باشد و مرد یا زن می بایست در همان خواسته تن دهد در حالی که انسان ها بهشتی از هر لحاظ آزاد هستند و می توانند خواسته دیگری داشته باشند و تن به خواسته دیگری ندهند. اما با وجود حوری و غلمان این امکان وجود دارد که هر گونه که بخواهند و اراده کنند عمل کنند که مصداق کامل بما تشتهیه الانفس است.
البته هر همسری می تواند با شوهر خویش دمی یا زمانی باشد ولی این بدان معنا نیست که زن مجبور باشد بلکه هر گاه خواست هر عمل دیگری می کند که مصداق بما تشتهیه الانفس باشد. بنابراین می بایست گفت که زن و شوهر در بهشت از آزادی عمل بسیاری برخوردارند و زنان دارای شوهری بهشتی همانند حوریان هستند که غلمان هستند. این غلمان همانند حوریان زیبا و مطیع محض هستند و تحت اراده و خواسته زن و مرد عمل می کنند. این گونه است که نهایت آزادی در اجرای خواسته در بهشت فراهم می آید.
البته این بدان معنا نیست که زن و شوهر زمینی در بهشت نمی توانند در کنار هم باشند و از یک دیگر بهره نبرد ولی این آزادی همواره در آن جا برای هر یک وجود دارد که غلمان و یا حوری را در آغوش کشد به ویژه آن که در آن جا تکلیف و گناه معنا و مفهومی ندارد.
به هر حال نیازی نیست که به سختی برای زنان را هم چنان اسیر شوهران دانسته و احکام دنیا همانند قوامیت را در بهشت نیز تعمیم و گسترش دهیم.

مراسم كلنگ زني مجموعه ورزشي رامسر


به گزارش خبرگزاري فارس از رامسر، امير پريچهره امروز در مراسم كلنگ زني مجموعه ورزشي رامسر اعتبار عمراني در بخش ورزش مازندران را بيش از 5 ميليارد تومان اعلام كرد و افزود: :ما به اندازه مسجد و مدرسه نيازمند مكانهاي ورزشي هستيم و باتوجه به استقبال فراواني كه از سوي جوانان به رشته هاي ورزشي مي شود بايد نگاه ويژه اي به اين بخش داشت.

وي اظهار داشت:در سفر رياست محترم جمهوري 67 طرح مربوط به تربيت بدني است كه مصوب شده و از اين طرحها 16 سالن براي خانم ها و 17 سالن براي آقايان است كه هر كدام از سالنها نيازمند 250 تا 300ميليون تومان اعتبار است كه با بهره‌برداري از اين طرحها 2100 مترمربع فضاي ورزشي به فضاهاي ورزشي موجود استان اضافه خواهد شد.

مدير كل تربيت بدني مازندران ادامه داد: ساخت مجموعه چهار اسكله قايقراني، دو پناهگاه كوهنوردي و مطالعه طرح المپيك جهت انجام بازيهاي آسيايي در مصوبات دولت پيش بيني شده است كه هر اسكله نيازمند 450 ميليون تومان اعتبار است.

پريچهره گفت:اميدواريم با بهره‌برداري اين پروژه در رامسر مشكلات ورزشي براي جوانان اين شهرستان به حداقل برسد.

نماينده مردم رامسر و تنكابن در مجلس شوراي اسلامي نيز گفت:از اهدا كننده زمين جناب آقاي عبدالكريمي و مسئولان مربوطه تشكر و قدرداني مي كنم و اميدوارم جوانان رامسر با افتتاح اين مجموعه استفاده كافي از آن ببرند.

جعفر قلي راهب ادامه داد:يكي از روشهاي تربيت انسان پرورش جسم و روح است كه با ورزش تحقق مي يابد و ايجاد چنين مجموعه هايي در شهرستانها مي تواند باعث نشاط و شادابي در بين جوانان باشد.

اين مجموعه ورزشي يكي از طرحهاي مصوب سفر رياست محترم جمهوري به رامسر است كه در زميني به مساحت2000متر مربع اهدايي علي اكبر عبدالكريمي و به نام پدر وي مرحوم محمد حسين عبدالكريمي احدث مي شود.

پرتوهای طبیعی رامسر و فیلم من انرژی هسته نیستم




به نفع یا به ضرر رامسر؟

«من انرژي هسته‌اي نيستم!»به آمستردام رفت


فيلم مستند «من انرژي هسته اي نيستم!»،ساخته مهدی قربان پور از 23 نوامبر تا اول دسامبر (دوم تا دهم آذر 86) در بازار جهاني معتبرترين جشنواره جهاني سينماي مستند ايدفا (idfa) در آمستردام هلند حضور خواهد داشت.
«من انرژی هسته ای نیستم!» به کارگردانی مهدی قربان پور-کارگردان مازندراني- و تهیه کنندگي محمد شکیبانیا در موسسه فرهنگي و هنري فها (فرهنگ، هنر، ادبيات) به توليد رسيده است.
ایدفا مهم‌ترین و بزرگ‌ترین جشنواره مستند جهان محسوب می‌شود و امسال بیستمین دوره آن از 22 نوامبر تا سوم دسامبر برپا می‌شود.
اين فيلم پيش از اين در نخستين جشنواره بين‌المللي سينماي حقيقت به نمايش درآمد كه مورد استقبال تماشاگران ونيز مديران جشنواره‌هاي مستند مارسي فرانسه، هات داكز كانادا و هلسينكي فنلاند نيز قرار گرفت .
دومين نمايش مستند" من انرژي هسته اي نيستم"، پنج شنبه اين هفته ساعت 17:15 درخانه سينما برگزار مي شود. خانه سينما در خيابان بهار جنوبي،کوچه سمنان،شماره 23 واقع است.
عوامل مستند «من انرژی هسته‌ای نیستم!» عبارتند از:
طراح و کارگردان: مهدی قربان‌پور
تصویربردار: هومن بهمنش
صدابردار: امیر عباس کیاپور
پخش کننده فیلم: موسسه فرهنگي هنري فها FAHA
مستند، رنگی، 36دقیقه، اِچ.دی.وی، 1386
خلاصه داستان: پرتوهای رادیواکتیو در شهری کوچک در شمال ایران باعث رونق فضای انتخابات شورای شهر برای کاندیداهاست... قربان پور

2 ستاره ی سهیل


نوشته ی: " فاطمه پورمنصوری"

".... نگاه سهیل به پارگی لب ستاره افتاد. اطمینان داشت در دیدار قبلی این بریدگی وجود نداشت. با اشاره به لب خود، با تردید پرسید: " لبتون... چند دیقه قبل نبود."
"اوه ، بله. تو راه پله افتادم... مهم نیست."
اما برای سهیل بسیار مهم بود. معذرت خواهی کردو از اتاق خارج شد. در دل حس بدی نسبت به این موضوع پیدا کرده بود. در چشمان ستاره می دید که دروغ می گوید. اما چرا؟
"عصرونه ی خوبی بود. بازم بخاطر مزاحمتمون معذرت میخوام. در اصل ما باید شما رو دعوت می کردیم، نه شما مارو."
"این چه حرفیه سهیل جان؟ بالاخره نوبت ما هم میشه."
"راستی ما هفته ی آینده یه مهمونی در پیش داریم. خوشحال میشیم شما و دختر خانومتونم تشریف بیارین."
"پس همسرم چی؟"
"اوه، واقعاً متاسفم.والبته همسرتون. مادرم برای دعوت رسمی با شما تماس می گیرن."
"میدونید، ستاره خیلی خجالتیه فکر نکنم که بیاد..."
چهره ی سهیل در هم رفته بود که آقای محمدی ادامه داد:" من تمام تلاشمو میکنم که با خودمون بیارمش." ودستی بر شانه ی سهیل زدو لبخندی به چهره ی شرمگین او زد.
*******************************
سهیل بدون این که جواب سوالات پی در پی مادرش را بدهد وارد اتاقش شد وخود را روی تخت انداخت.بی نهایت شاد بود. همان طور که ویکتور هوگو می گوید:((آن روز نگاه کوزت ماریوس را دیوانه کرد و نگاه ماریوس کزت را به لرزه در آورد. ماریوس با اطمینان رفت و کوزت با اضطراب. آن روز یکدیگر را پرستیدند.)) یا در جای دیگری که گفت:((هر زن در زندگی خود یک بار این گونه نگاه می کند که تن هر رهگذری را می لرزاند. وای به روز مردی که آن لحظه آن جا باشد و اسیر آن نگاه شود.))
و سهیل آنجا بود. گفتار آن نگاه شد.
وستاره . ستاره ای که از عشق به سهیل گریزان بود.
"تو باید به اون مهمونی بیای! می فهمی؟ این برای من مهمه. پدر اون رئیس اون کمپانی بزرگه."
"خواهش می کنم پدر... من نمی خوام این کارو با اون بکنم."
"برام مهم نیست که تو دوست داری چه کاری رو بکنی و چه کاری رو نکنی."
"اما آخه تقصیر اون چیه. اون چرا باید توی دام کثیف تو بیفته؟"
"توباید حرف پدرتو گوش کنی. "
"تو مادر من نیستی که به من بگی چه کار کنم."
"ستاره ، با مادرت درست صحبت کن!ِ"
"اون مادر من نیست."
آقای محمدی سیلی محکمی به ستاره زد. طوری که به شدت به زمین خورد و دست چپش شکست.
**********************
دو روز بعد مدرسه ها باز شد. ستاره آن سال، سال آخر بود و پشت کنکوری.
ادامه دارد......

ستاره ی سهیل

قسمت اول نوشته ی: فاطمه پورمنصوری"
هوای ابری، آن روز دلگیر را دلگیرتر کرده بود. گویی آسمان نیز با او لج کرده بود. آخر این چه سرنوشتی بود؟ کاش می شد آن را از سر بنویسد. کاش یک باردیگر فرصت داشت از نو آغاز کند. ابرها گریه کردند،وشاید همین گریه ی ابرها بود که بغض او را شکست وصدای هق هقش رابلند کرد. زانوانش توان رفتن نداشت. همان جا نشست و آنقدر اشک ریخت که ابرها از باریدن خسته شدند. چه غروب غم انگیزی. غم در چشمان َآسمان هم موج میزد. به زحمت خود را روی نیمکتی که کنارش بود انداخت. چشمانش را بست و به یاد آورد.........
"سهیل به همراه تعدادی از دوستانش از باشگاه به خانه می آمد. حدوداً ده خانه پایین تر از خانه ی شان، خانواده ای مشغول بردن وسایلشان درون خانه بودند.
کاش می توانست بگوید" کاش قلم پام شکسته بود و پامو تو اون خراب شده نمی ذاشتم." اما چه متوانست بگوید که این بهترین اتفاق زندگیش بود.
" دختری را دید که در حال بلند کردن چمدان سنگینی است. دخترک چهره ی معصومی داشت. از آن چهره هایی که هیچ گاه از ذهن آدمی بیرون نمی رود.
سهیل جذب چهره ی او شد. بدون هیچ حرفی از دوستانش دجدا شد و خود را به دختر رساند، دستش را دراز کرد تا چمدان را بلند کند که صدایی شنید. "ممنون، خودم میتونم ببرمش."
سهیل سرش را بلند کرد وبه دخترک نگاه کرد اما متوجه شد که او حتی برای اداء جمله نیز به او نگاه نکرده است. با این که حسابی از بی اعتنایی او لجش در آمده بود با لبخند گفت:"این چمدون برای خانومی مثل شما خیلی سنگینه، براتون میارمش."
" مگه شما بار برید؟"
لبخند سهیل روی صورتش خشکید. " باربرهستم، اما نه باربر شما، فقط خواستم به یه همسایه کمک کنم. اما انگار شما خیلی سریع موضع گیری می کنید و در مقابل همسایه هاتون خیلی بدرفتار میکنین . باید بگم این رفتار شایسته ی یه خانوم مثل شما نیست."
او خواست از حیاط خارج شود که با مردی در پشت سرش مواجه شد.
"ستاره! این چه کاریه؟ ببخشید که دخترم باهاتون بد حرف زد"
"نه خواهش می کنم. برحسب وظیفه اومدم کمک"
"شما لطف دارین. واقعاً برای رفتار دخترم متاسفم همیشه این جوری نیست. راستش هروقت به خاطر کار من مجبوره از دوستاش جداشه این جوری میشه. بالاخره دختره دیگه، احساساتی و وابسته. اوه عذر می خوام من محمدی هستم . احمد محمدی."
ودستش را دراز کرد. سهیل دستان آقای محمدی را به گرمی فشرد وگفت:"سهیل احمدی. از آشناییتون خوشوقتم."
ستاره چمدان را همان جاگذاشت و رفت. اما در ذهن خود تکرار کرد"سهیل ، سهیل ، سهیل احمدی......."
"افتخار بدین یه چای در خدمتتون باشیم . بفرماییدتو."
"خیلی ممنون. راستشو بخواین الان از باشگاه میام. دوستام منتظرن بریم خونه"
"چی بهتر از این. دوستاتونم صدا کنید بیان. عصرونه رو دور هم می خوریم"
"راستش نمی خوام مزاحم شیم. تازه مثل این که دختر خانوم شما هم از بودن ما خوششون نمیاد."
سهیل این جملات را در حالی می گفت که از ته دل آرزو می کرد داخل برود ویک بار دیگر ستاره را ببیند. ستاره ای که شاید از آن او شود."
چه خیالی که ستاره روزی او را تنها می گذارد. تنهای تنها ، بی هیچ نشانی.
"آقای محمدی با مهربانی دستی بر شانه ی سهیل زد وگفت:"ما رسم نداریم مهمون رو گرسنه بفرستیم خونش."
"مهمون نه مزاحم."
"تعارف نکن زود برو دوستاتو صداکن."
"اما آخه......"
"آخه واما نداره. اگه از دست ستاره ناراحتی و به خاطر این نمییای تو برم بگم بیاد ازت عذر خواهی بکنه؟"
"نه اقای محمدی این چه حرفیه؟ چه ناراحتیی؟"
"پس دوستاتو صداکن"
"چشم، هر چی شما بگین."
آقای محمدی آخرین بسته را به درون خانه برد. برلب های سهیل لبخند رضایتی نشست. دستی برای دوستانش تکان داد و گفت"بییاین"
دوستانش وارد حیاط خانه شدند. "چی شده سهیل چرا نمییای بریم؟ فامیلتونه؟"
"اینا باشه واسه بعد. عصرونه دعوتیم."
"دعوت کی؟"
"بعداً براتون می گم. شما که مفت خوری تو خونتونه. برین تو وگرنه از مهمونی آخر هفته خبری نیست."
همگی غرغر کنان وارد خانه شدند. سهیل چمدان را بر داشت و وارد خانه شد. آقای محمدی چمدان را در دستان سهیل دید. خواست چمدان را ازاو بگیرد که سهیل گفت:"میشه خودم براشون ببرم؟ می خوام بابت رفتارم عذر خواهی کنم."
"طبقه ی بالا، اتاق اول."
سهیل به طبقه ی بالا رفت، در بازبود"میتونم بیام تو؟"
ستاره به سمتش برگشت و نگاهشان در هم گره خورد."
کاش هیچ گاه پایش را آنجا نگذاشته بود. کاش هیچ گاه آن نگاه دروغین را نمی دید. اما حتی توان فکر کردن به این را هم نداشت.
" "بفرمایید."
سهیل وارد اتاق شد. "چمدونتونو آوردم."
"لطف کردین، بذارین همونجا."
سهیل چمدان را گوشه ی اتاق، همانجایی که ستاره اشاره کرده بود گذاشت و خواست از در خارج شود که ستاره گفت:"آقای احمدی!"
سهیل ایستاد، اما برنگشت.
"میخواستم بگم بابت رفتارم متاسفم. واقعاً نمی دونم چرا با شما این رفتارو کردم."
"مهم نیست."
"در مورد همه چیز اینقدر بی تفاوتین یا فقط مورد عذر خواهی من بی تفاوتین؟"
"گفتم که برام مهم نیست. لطفاًدیگه ادامش ندین."
"فقط نمی خواستم کسی از دستم ناراحت باشه."
سهیل دوست نداشت اینقدر بی تفاوت با ستاره صحبت کند. اما چاره ای نبود جز حفظ ظاهر.

ادامه دارد...........

جواهرده یا جورده همان ده بالایی







مسیر دسترسی به روستای زیبا و تاریخی جورده و یا به تعبیر امروزی و تهرانی شده جواهرده رامسر از منتهی الیه غربی شهر رامسر و از جنوب سه راهی فلسطین( تگزاس) منشعب گردیده و با عبور از میان کوههای مشجر و گذر از جنگلهای انبوه و سرسبز و مناظر طبیعی و زیبا،پرندگان و جانوران وحشی و شگفت انگیز و در امتداد رودخانه خروشان و وحشی صفا رود ادامه یافته و با افزایش ارتفاع در طول مسیر به تدریج نوع پوشش گیاهی تغییر یافته و از تراکم درختان کاسته می شود و در نزدیکی جواهرده کاملا از پوشش جنگلی خارج شده و در 26کیلومتری رامسر به چمنزار و بوته زار تغییر شکل داده و از این نقطه در دامنه کوههای پر برف سماموس،روستای سنتی و ییلاقی جواهرده با نمای وصف نشدنی خودنمایی می کند. بهشتی که اختلاف دمایش با شهر حدود 10تا12 درجه می باشد و در تابستان بخاطر دارا بودن آب و هوای خنک مورد استقبال هزاران توریست خارجی و داخلی واقع می شود.این مکان توسط ارتفاعات اطراف رامسر محاصره شده و چشمه ساران قابل شرب زیادی مانند چشمه های شیخان، آبعلی، سلمان، بریشی و کمربن در آن جریان دارد.

جواهرده جزو معدود مناطق کوهستانی رامسر است که با وجود فاصله بسیار کم با دریا، بیش از 2000متر از سطح دریا ارتفاع دارد. در زمستان نیز این منطقه دارای جلوه های زیبای طبیعی بوده و حدود شش ماه از سال پوشیده از برف است و در تابستان اکثرا مه آلود بوده و هوایی شاعرانه و عاشقانه دارد.
جواهرده رامسر یکی از شاهکارهای طبیعی خلقت خداوند بزرگ مانند نگینی گرانبها در دل کوهستانهای سرافراز البرز می درخشد.جواهرده از سه جهت در محاصره کوههای زیباست و شبیه به دره ای کم عمق بوده با عرض کم و شیب ملایم که عرض آن در اوشیانسر،اندک بوده و به تدریج از غرب به شرق بر گستردگی آن افزوده می شود.
در دامنه شرقی تپه های تاک سرو دیکه سر یعنی کهنه و تازه تنگدره، رمک محله، چاک دشت و صیقل محله به صورت جلگه و محلی رویایی، باصفا و مناسب جهت کوه پیمایی اهالی این ده جواهر خیز می باشد.

در شل محله جواهرده، مسجد آدینه ای وجود داشت که بیش از هشتصد سال از بنای آن می گذشت، البته یک بار در دوره صفوی توسط بهمن تخریب شده و به دست شیخ الاسلام منطقه ملا شل شریف سرابی (کربلا بنه) جد خاندان شل محله ای های رامسر و تنکابن بازسازی می شود و تولیت آن تا دوره کربلایی محمد تقی شل آقاخانی در نسل آنان باقی می ماند تا این که به حجت الاسلام و المسلمین بنی هاشمیان واگذار می شود تا از تخریب و تصاحب اراضی آن که در شل محله جواهرده قرار داشت جلوگیری شود و با این حال تصرفات غیر قانونی ادامه یافت و نیمی از محوطه وقفی آن تصاحب و خانه سازی می شود و اعتراضات محمدتقی خان شل آقاخانی و بنی هاشمیان چنان که بارها برای نویسنده بیان شده بی تاثیر می ماند. در سال های اخیر چند بار مسجد کهن طمعه حریق می شود که خود یک بار شاهد آن بوده وبه سختی آتش مهار می شود ولی در سالی گویا به صاعقه ای که به درخت چنار( آزاد) برخورد می کند به کلی می سوزد ولی به گمان نویسنده شاید طعمه حریق های ناخواسته برخی شده باشد ؛ زیرا بخاری هیزمی آن چنان از هیزم های خشک انباشته می شد که آتش همواره تا سقف چوبی ادامه می یافت.

بر ستون های اصلی آن اشعاری به یادبود بازسازی آن در عصر صفوی نوشته شده بود و از شل شریف به عنوان بانی بازسازی یاد می شود. این اشعار که توسط بنی هاشمیان به یادگاری اجدادی برای این جانب نوشته شده بود موجود است . مسجد جدید با مصالح و طراحی نوین برخلاف سبک معماری کهن منطقه بنیاد نهاده شده است و اثری جز چندین عکس از مسجد کهن باقی نمانده است.

جواهرده از چندین محله زیبا تشکیل شده که اکثرا در تابستان مملو از جمعیت بوده و مردم برای فرار از گرما و شرجی ساحل دریای رامسر به آنجا هجوم آورده و در پاییز بجز چند خانوار،مابقی به ساحل رامسر باز میگردند. محله های آن عبارتند از:

1-اوشیان سر،که در پایین مسجد دارالوداع قرار دارد.
2-جولاخیل که از محله های بزرگ رامسر است.
3- کربلا بنه که به سراب معروف بود.
4-سید محله که در ضلع جنوبی مسجد آقا سید سعید در رامسر قرار دارد.
5-بریشی محله که چشمه برشی در آن محله واقع است.
6-آموسی خیل که در حد فاصل میان اوشیان سر و مدرسه علمیه رامسر قرار دارد.
7- صیقل محله
8- فتوک محله
9. شل محله که در جهت غربی مسجد جواهرده تا بازار ادامه می یابد
میدان جواهرده
در وسط محل،میدان جواهرده واقع است که بازار،مسجد،درمانگاه،ایستگاه رامسر و مخابرات در اطراف آن قرار دارند.در وسط میدان چندین درخت تنومند وجود دارد که از قدمت این میدان در رامسر حکایت دارد.

بازار جواهرده
در حال حاضر بر خلاف گذشته که بازار جواهرده در رامسر رونق فراوانی داشته،بجز محدود ایامی و آنهم به دلیل فراوانی توریست در جواهرده،بازار آن دارای رونق نیست.بازار جواهرده از چندین بقالی، قصابی،نانوایی،کبابی، رستوران،یک داروخانه و چند قهوه خانه به همراه میوه فروشی و سلمانی تشکیل گردیده است که در ایام پاییز و در زمستان تعطیل است.

روستاهای جواهرده
1-سلمل
سلمل در شرق جواهرده و در شمال شرقی رامسر قرار دارد و خیابان رامسر_جواهردهاز کنار آن میگذرد.سلمل از روستاهای مهم و بزرگ جواهرده است که در تابستان جمعیت زیادی در آن ساکنند و دارای بازاری است که شامل بقالی و نانوایی و میوه فروشی و همچنین مرغداری است.
2-زوریک
زوریک در جنوب شرقی سلمل و بالاتر از مدکوه و در جنوب رامسر واقع است و دارای قبرستان قدیمی و بقعه ای است که دو امامزاده بنام های سید فاضل و سید فضل در آن مدفونند،میباشد.
3-کنارود
کنارود در کمره کوه قرار گرفته و در آنجا انواع حبوبات،گندم و جو کشت می شود و دارای باغات فندق و گردو است.
4-پایین مازو
پایین مازو یا ون میزی یکی از روستاهای کوچک جواهرده است که به علت قرار گرفتن در دامنه کوههای بلند رامسر و وجود تپه های سبز اطرافش و همچنین وجود درختان کوهستان بابران و مشرف بودن به دره ای عمیق از زیبایی خاصی برخوردار است.محصولاتش گردو،فندق،سیب،گلابی،سیب زمینی و لوبیا است.
5-جیرکوه(کوه پایین)
جاده جواهرده_رامسر از وسط جیرکوه میگذرد.در گذشته مردم در تمام فصول سال در جیرکوه ساکن بودند ولی در حال حاضر بجز چند خانوار،مابقی در فصول سرد سال آنجا را ترک میکنند و در فصل گرما دوباره بدانجا کوچ میکنند.
6-جورکوه(کوه بالا)
جورکوه هم،مانند کوه در زمستان بجز چند خانوار،خالی از سکنه است ولی در تابستان بسیار پر جمعیت میشود و در نیم کیلومتری جیرکوه واقع بوده و دارای باغات فندق و گردوست.
7-مدکوه
مدکوه دارای دو چشمه میباشد که در رامسر معروف است و روستا را به دو قسمت تقسیم می کند.در جنوب شرقی زرودک واقع شده است ودارای باغات فندق و گردو است.
8-چوتوک
چوتوک در دامنه شرقی ورگه چال (گودال گرگها)واقع بوده است و در زمستان خالی از سکنه است.دارای مناطق دیدنی و جذاب است.
9-فیلیک دم
فیلیک دم در دامنه شرقی تپه تنگدره سر راه جواهرده به رامسر واقع است و در گذشته آسیاب آبی بسیار دیدنی و زیبایی در کنار رودخانه این روستا وجود داشت.دارای مناطق زیبا و دیدنی است.
10-بازارش
بازارش مابین کوه و دره قرار گرفته و بسیار دیدنی است.دارای اسخر پرورش ماهی قزل آلا و استراحتگاهی زیبا میباشد.ضمنا شیر سنگی که یکی از آثار تاریخی و شاید هم طبیعی جواهرده ،رامسر باشد نیز در نزدیکی بازارش قرار دارد.در بازارش گورهای گبری فراوان به چشم می خورد و حکایت از آبادانی منطقه در زمانهای گذشته می نماید